تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

توحيد و عدالت جنسيتي (فمنيسم شخص‌محور، انسان‌محور، جمع‌محور و عشق‌محور)

 

سي و چهارمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي «زن در متون مقدس»، آخرين جلسه كلاس بود. اين جلسه به بررسي تطبيقي و خروجي نهايي بحث زن در متون مقدس اختصاص داشت.

رضا عليجاني اين جلسه را با قطعاتي از شعر سهراب سپهري آغاز كرد كه مي‌گويد چشم‌ها را بايد شست، زير باران بايد رفت. وي 17 ماه كلاس در 34 جلسه، 85 ساعت و با استناد به 560 فاكت از كتب مقدس را، زير باران رفتن و شستن فكر و خاطره از دين و زن در متون مقدس و در پي آواز حقيقت دويدن ناميد. آنگاه فشرده‌اي از مباحث و زاويه نگاه خود را مبني بر مصلح بودن رسولان و ايجاد گام‌ها و جهش‌هايي به نفع زنان، هم در تبيينات و هم در قوانين توضيح داد. البته افزود رسولان در «نگرش» بيشتر از «قواعد و قوانين» اصلاح نموده‌اند. وي به دوصدايي بودن متون، براي انسان جديد، و انواع برخوردها با اين دوصدايي‌هعا نيز اشاره كرد و بر ضرورت نگاه تاريخي به متون تأكيد نمود و گفت نگاه و برخورد تاريخي ديد ما را بازتر و به حقيقت نزديك‌تر مي‌كند تا عمق اين اصلاح‌ها را بفهميم. و افزود وقتي مي‌توان مقوله زن در اديان را خوب فهم كرد كه به جايگاه زن در اساطير، و سير تاريخي شعر و ادبيات و فلسفه نيز توجه نمود.

وي آنگاه به بررسي مقايسه‌اي و تطبيقي اديان از روي جداولي كه قبلا در جزوات مختلف، درباره اديان مختلف، پيرامون نكات نااين‌زمانه و اين‌زمانه هر يك از اديان تهيه شده بود، و در اين جلسه به طور يك جا و در كنار هم در اختيار حضار قرار داشت، پرداخت.

عليجاني دو نقطه مشترك اساسي همه اديان درباره زن را «همسرشتي زن و مرد» و «رابطه محبت‌محور زن و شوهر» دانست. اما افزود در كنار اين دو نقطه صداي متفاوتي نيز از همه متون به گوش مي‌رسد و آن برتري پسر بر دختر و مذكر بر مؤنث و تقسيم نقش اجتماعي بر اين اساس و نيز برتري و رياست و سرپرستي شوهر در خانواده و لزوم اطاعت زن از مرد و تقسيم نقش خانوادگي بر اين مبناست.

وي آنگاه بر اساس جداول ارائه شده به مميزات مهم اين زمانه و نااين‌زمانه هر يك از اديان اشاره كرد. در آئين هندو تبديل به زن شدن به عنوان مجازات در تناسخ يا به معناي دوم بودن واژه زن (دوتيوم) و برخي موارد ديگر را به عنوان مميزات نااين‌زمانه و اين‌زمانه اين آئين و تجلي يكسان خداوند در زن و مرد را از مهمترين مميزات اين‌زمانه آئين هندو دانست. همين مسئله را در مورد آئين زرتشت به ترتيب زاده ديو بودن زن، كمترين ميزان مهر (و عهد و پيمان) بين زن و شوهر و...؛ و همرديفي زنان و مردان (در ستايش، كنش و پاداش) و...؛ در آئين يهود به ترتيب مجازات و محكوميت ازلي زن به رياست مرد و تبعيت از او و...، و نبوت زنان و چشم‌انداز آرماني تساوي‌جويانه؛ و در آئين مسيحيت به ترتيب محكوميت زن به تبعيت ابدي از مرد، نگاه كاستي و سلسله مراتبي عمودي جنسيتي به زنان، سخت‌گيري و تلقي تابويي از طلاق و...؛ و زن و مرد فرزندان خدا و...؛ و در آئين اسلام به ترتيب نگاه جسم‌محور به زنان، تعدد زوجات و ...؛ و داستان خلقت تساوي‌نگرانه، ذكر هم‌پاي مردان و زنان، به رسميت شناختن استقلال اقتصادي – سياسي و ...؛ معرفي نمود.

عليجاني آنگاه با اشاره به سير و تاريخ اديان مختلف از «متون» اديان به «پيروان» اديان پرداخت و توضيح داد يهوديان و زرتشتيان به علت سير طولاني تاريخي‌شان و تبديل شدن به يك اقليت پس از نابودي دولت‌هاي‌شان و...، به تدريج رفرم‌هاي زيادي نسبت به مواردي كه در متون‌شان آمده، انجام داده‌اند. مسيحيان نيز (بويژه در جوامع غربي) در قرون معاصر، به علت پيشرفت اقتصادي و فكري و اجتماعي جامعه‌شان و در ارتباط متقابل با دوران و انديشه و مناسبات مدرن، تغييرات زيادي در عناصر و قواعدشان داده‌اند. اما مسلمانان هم به علت در اقليت نبودن و برخورداري از قدرت مستقل، هم به علت پايداري سنت‌هاشان و نيز به علت عدم رشد و توسعه كافي اقتصادي و همچنين به خاطر ذكر جزئي‌تر احكام در متون‌شان؛ رفرم‌هاي كمتري را در عقايد و احكام‌شان داده‌اند. هر چند در قرن اخير در جوامع مختلف، مسلمانان نيز دست به اصلاحاتي تدريجي زده‌اند. اما در كل مسلمانان در تبيينات (بويژه به واسطه داستان خلقت تساوي‌گرايانه‌شان) هموارترين راه را براي استيفاي حقوق زنان در پيش دارند، اما در قواعد و احكام، بنا به دلايل بالا، دشوارترين راه را دارند. اما مسيحيان در تبيينات (به علت نگاه كاستي و سلسله مراتبي عمودي و نيز محكوميت زنان به تبعيت ابدي از مردان) دشوارترين راه و در قواعد و احكام (بخاطر قلت احكام‌شان در متن و نيز سير تاريخي‌شان در قرون جديد) هموارترين راه را دارند. وي در اين بخش توضيح داد در برخي اديان (مثل زرتشت و يهود) نكات مشكل ساز جدي در متون‌شان وجود دارد، اما به مرور زمان به نقاط غيرفعال و عبورشده‌اي تبديل گرديده است. وي آنگاه به صورت جزئي به مهم‌ترين مشكلاتي كه اينك زنان پيرو اديان، در رابطه با حقوق خويش دارند (مانند تعدد زوجات، سنگسار، جهيزيه – در اديان هندو – طلاق و...) به تفكيك هر يك از اديان اشاره نمود.

بحث بعدي روش‌هاي نوگرايي و مواجهه با دوصدايي‌هاي اديان، در مسئله زنان، بود. كه طي آن عليجاني به مرور و جمع‌بندي چهار ميزگرد گفت و شنود با صاحب‌نظران اديان پرداخت. وي محور اين جمع‌بندي را نوع مواجهه با مسئله تفاوت (و تبعيض) نهفته در همه متون دانست كه ضمن اصلاحات جدي به نفع زنان، اما، همچنان برتري مردان، متأثر از فرهنگ و مناسبات قوي حاكم بر دوران اديان، در آنان مشاهده مي‌شود. وي دو نكته مشترك در بين همه صاحب‌نظران شركت‌كننده در چهار ميزگرد را اين دانست كه همگي برخورد دين‌شان را با زنان در مجموع مثبت و به نفع زنان مي‌دانستند و همچنين در وهله اول با برخوردي گزينشي تنها به نكات مثبت و اين‌زمانه دين‌شان اشاره مي‌نمودند. اما در برخورد آنها با تفاوت‌ها، دو رويكرد قابل مشاهده بود. الف – نپذيرفتن وجود تفاوت بويژه در توضيح و تبيين آنها (به طرق مختلف از جمله: بي‌اطلاعي يا بي‌توجهي به اين موارد، طفره رفتن از پاسخ به برخي پرسش‌ها، تكذيب برخي موارد، توجيه متكلفانه بعضي موضوعات، تغيير و تحريف برخي مفاهيم و...). ب – پذيرفتن صريح يا تلويحي تفاوت‌ها. اما در اين قسمت نيز برخوردهاي گوناگوني صورت مي‌گرفت (مانند ذاتي و ابدي دانستن برخي تفاوت‌ها از سوي بعضي از آن صاحب‌نظران، استفاده از برخي تمهيدات و حيل شرعي مثل شروط ضمن عقد، تغيير معنا و مفهوم، تغيير در مرجعيت متون و منابع و سيال كردن بخشي از آنها، اجتهاد در ذيل متون اصلي با تأكيد بر تغيير موردي احكام با توجه به تغيير شرايط و بالاخره تحليل همه مفاهيم و احكام در بستر تاريخي و تفكيك فرم  محتوا در آنها).

عليجاني سه نوع نتيجه و خروجي مباحث آن صاحب‌نظران را چنين برشمرد: عدم تعديل و توجيه ثبات و ابديت احكام؛ تعديل آنها؛ و تغيير آن احكام و قواعد. وي در ادامه به سه نحوه برخورد كلي با متون نيز اشاره نمود: «احياء» ميراث كه رويكردي محافظه‌كارانه است، «بازخواني» با اجتهاد و تأويل كه رويكرد اصلاح‌گرانه رفرميستي است و «بازسازي» بر اساس نگاه تاريخي – الهامي كه رويكردي مصلحانه يا اصلاح انقلابي است.

بحث بعدي «مشكلات امروزين زنان (در ايران) و سطوح گوناگون برخورد با آن‌ها» بود. عليجاني در اين قسمت به صورت جزئي به مشكلات زنان ايراني (از تعدد زوجات و طلاق مردمحور و... گرفته تا مسئله سن بلوغ و سن مسئوليت كيفري، قوانين تابعيت و ...) اشاره نمود. وي در ادامه شش سطح برخورد با اين مشكلات را توضيح داد:

1- برخورد ضدديني كه كاركرد مذهب در گذشته و حال را منفي مي‌داند. و برخوردي ضدي و حذفي با مذهب دارد.

2- برخورد غيرديني كه كاركرد مذهب را در گذشته مثبت و اينك منفي مي‌داند و حداقل در حوزه سياست و قدرت خواهان حذف مذهب است.

3- برخورد نوگرايانه مذهبي، از نوعي كه كاركرد مذهب را در گذشته مثبت و امروزه دوصدايي (و نه صرفا منفي) مي‌داند. و از نظر استراتژيك نيز معتقد است قوانين در جوامع بايد به عقل جمعي و سازوكارهاي دموكراتيك سپرده شود، اما پيروان اديان نيز مي‌توانند با اتكاء به توحيد و عدالت جنسيتي نهفته در متون، در اصلاح قوانين و استيفاي حقوق زنان، به اندازه خود، سهم و نقش داشته باشند.

4- مشاركت در استيفاي حقوق زنان و تبديل قوانين به نفع آنها با ارائه قرائت‌هاي موردي جديد.

5- تبليغ نظرگاه تساوي‌جويانه درباره زن و مرد، اما اگر تفاوتي ريشه قرآني يا روايي مستحكمي دارد، آن امر مبتني بر امري ذاتي و نه موقعيتي است و نبايد تغيير كند.

6- همه آنچه در متون، روايات و فقه آمده نظر شارع و فراتر از عقل ماست و بايد به طور كامل مورد استناد قرار گيرد.

عليجاني آنگاه افزود مشكلات برشمرده شده در مورد زنان، برخي ريشه در متن دارند، بعضي در روايت و فقه و بعضي تنها در فقه. و برخورد با اين سه لايه مي‌تواند متفاوت باشد.

 وي انگاه از يك منظر استراتژيك تأكيد كرد رويكردهايي (چون رويكرد اول و دوم) كه نمي‌خواهند برخوردهاي فكري مذهبي در حل معضلات زنان مشاركت داشته باشند از نقش مذهب در جامعه و حكومت ايران غافلند و بدان كم بها مي‌دهند. وي افزود در هر يك از موارد يادشده از مشكلات زنان، با توجه به اينكه هر يك از رويكردهاي شش‌گانه (بويژه رويكردهاي 3 تا 6) طرفداران و پيروان خاص خود را دارند، و از منظر استراتژيك ضرورت دارد نيروي هر چه بيشتري را براي استيفاي حقوق زنان همسو و همراه كرد؛ بنابراين مي‌توان از تنوع استدلال‌ها و زبان‌ها (اعم از احياگري، بازخواني و بازسازي) استفاده نمود.

آخرين عنوان بحث كلاس اين بود كه «آيا اينك اديان در مسئله زنان سخن و پيامي براي ما دارند؟» عليجاني در رابطه با اين پرسش گفت پاسخ اين سؤال براي جوامع مختلف فرق مي‌كند و مثلا در افغانستان يا برخي كشورهاي خليج يا آفريقايي و...، تأكيد بر اين كه دختر و پسر فرقي ندارند و يا زنان همچون مردان استقلال اقتصادي و سياسي دارند و...، بسيار اثرگذار است و سخن و پيامي راهگشاست. اما براي كشورها و جوامع پيشرفته‌تر و كلا براي انسان معاصر و جنبش فمنيستي نيز اديان سخن‌ها و پيام‌هايي دارند و زنان (يا مردان) پيرو اديان كه در اين جنبش‌ها مشاركت دارند و يا با آنها همسو هستند، حداقل مي‌توانند به چهار پيام اصلي و جهت‌نما و راه‌نمون تكيه  كنند:

1-               زن و مرد به مثابه شخص نه شيئ. وي توضيح داد هر چند زيبايي، لذت، لذت جنسي و... نيز بخشي از واقعيت زندگي است اما تقليل روابط زن و مرد، و به ويژه زنان به شيئ جنسي مغاير آموزه‌هاي اديان است. امروزه سكس، عشق را از بين برده است. (فمنيسم شخص‌محور نه شيئ‌محور)

2-               مسئله فمنيست‌هاي مذهبي، «انسان» است نه مرد يا زن. البته آنها ضمن توجه به اين منظر، بر اين امر وقوف جدي دارند كه زنان در طول تاريخ تحت ستمي مضاعف (طبقاتي و جنسيتي) بوده‌اند (فمنيسم انسان‌محور نه زن‌محور)

3-               زندگي اخلاقي يعني فراتر از خود و «من» رفتن. در اين راستا براي زن (يا مرد)، علاوه بر خود، كودكان، خانواده و جامعه نيز مطرح است. البته تأكيد بر خانواده يا جامعه به معناي كوتاه آمدن زنان از حقوقشان نيست اما توجه به نقد و نفي «من»محوري و خودگرايي مطلق است (فمنيسم جمع‌محور، نه من‌محور).

4-               رابطه زن و مرد در خانواده و جامعه بايد عشق‌محور باشد نه ضدي و نفيي و نفرت‌محور. زنان نيز در مسير و جنبش حق‌خواهانه خويش نبايد به نفرت و ضديت با مردان بيفتند بلكه ضمن پافشاري و پيگري با مطالبات حقوق خويش اما بايد مهرگرا و عشق‌محور باشند (فمنيسم عشق‌محور نه خشم و نفرت محور).

عليجاني در پايان به نقش دوگانه مثبت و منفي تاريخي پيروان اديان اشاره نمود، اما تأكيد نمود پيروان اديان، بويژه از منظر توحيد و عدالت جنسيتي بايد در مسير استيفاي حقوق زنان مشاركت و جديت نمايند و قالب‌ها و رفرم‌هاي تاريخي اديان را به نفع هدف و روح انساني و تساوي‌جويانه آنها  تغيير دهند. چشم‌ها را بايد شست، جورديگري بايد ديد. وي در انتها گفت اما حكايت همچنان باقي است، حكايت ستم و تبعيض‌ سياسي، طبقاتي و جنسيتي كه بايد در راه رفع و حل آنها تلاش و مبارزه نمود.

جمله پاياني عليجاني در كلاس اين بود: دلم براي همه‌تان تنگ مي‌شود.

در اين جلسه حاضران از طريق يك فرم نظرخواهي،  آرا و پيشنهادات و انتقادات خويش در مورد اجزاء مختلف كلاس را با گردانندگان كلاس در ميان گذاشتند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:5  توسط   | 

به نام خدا

 

مواجهه سه ديدگاه: احياء، بازخواني، بازسازي

 

سي و سومين جلسه از سلسله كلاس‌هاي «زن در متون مقدس» به ميزگرد «زن در آيين اسلام» اختصاص داشت. در اين ميزگرد حجت‌الاسلام مهريزي (مدرس دانشگاه و نويسنده و پژوهشگر مطالعات زنان)، خانم دكتر فرهمندپور (دانش‌آموخته حوزه و استاد دانشكده الهيات دانشگاه تهران) و رضا عليجاني حضور داشتند.

در اين ميزگرد در ابتدا رضا عليجاني خلاصه و فشرده‌اي از مباحثي كه در سيزده جلسه بحث زن در اسلام مطرح كرده بود (همچون طبقه‌بندي سه‌گانه آيات قرْآن درباره زن، دوصدايي بودن متون، تفاوت‌هاي مطرح در قرآن ذات‌انگارانه و ابدي است يا موقعيتي و تاريخي و قابل تغيير؟، ضرورت بازسازي جهت‌گيري احكامي بر اساس توحيد، عدالت و انسان‌شناسي قرآني، مذهب فقط احكام نيست، ضرورت پي‌گيري پروژه فكري: نگاه به متن، تاريخي – الهامي و نياز به دين؛ وجودي – اجتماعي و...) را عنوان ساخت.

سپس خانم فرهمندپور به ارائه نظرياتش پرداخت. وي گفت متن مقدس فقط قرآن نيست و طبق حديث ثقلين، عترت نيز جزو متون مقدس است. اما وي افزود حديث بخش كوچكي از سنت است و آسيب‌پذيرترين بخش آن (بويژه در ثبت و ضبط آن) و رفتار عملي ائمه (سنت ناطق) مهم‌تر از حديث است. در حديق جعل و تحريف زياد است. وي به عنوان نمونه به تنها سند حديثي فقهاي شيعه و سني براي منع از رياست و قضاوت زنان اشاره كرد. و به توضيح موقعيت و شخصيت راوي آن حديث (ابوبكره) پرداخت. (اين مسئله قبلا توسط رضا عليجاني در همين كلاس مطرح شده بود). وي تأكيد كرد اگر حديث از بستر تاريخي‌اش منتزع شود خطرناك مي‌شود. و افزود خود حديث نيز بايد به قرآن عرضه شود. اما احاديث قطعي‌الصدور نيز نسبت به آيات قرآن، در يك سنخ و سطح نيستند. همان گونه كه خود آيات قرآن نيز همگي در يك سطح نيستند.

وي آنگاه به طرح نظريه تفكيك «قانون» و «برنامه» پرداخت و گفت بخش قابل توجهي از آيات قرآن تشكيل‌دهنده «قانون» هستند. اما هر قانوني بايد در قالب يك برنامه اجرا شود. برنامه مخاطب‌محور و مبتني بر شرايط زمانه و انعطاف‌پذير است، اما قانون حقيقت‌گراست. وي افزود بخش قابل توجهي از سنت برنامه است. آنگاه تأكيد نمود بسيار نادرست و خطرناك خواهد بود اگر امروز بخواهيم قانون را تغيير بدهيم و غلط و خطرناك خواهد بود اگر بخواهيم همان برنامه را اجرا كنيم. وي در اين باره به بحث زكات و ضرورت تحول «مصاديق» آن پرداخت و يا به موضوع خمس  مثال زد كه پيامبر آن را فقط در غنايم جنگي مي‌ديد و ائمه شيعه آن را همه آنچه كه انسان‌ها فراچنگ آورده‌اند، تلقي كردند. خانم فرهمندپور همچنين مثال از حجاب و زينت زد و گفت خال تعهد هندي‌ها و خالكوبي زنان اعراب شبيه حلقه نامزدي ايراني است و زينت نيست و علامت است، اما مثلا خال زدن به صورت براي زيبايي، زينت است. البته وي تصريح كرد كه تعيين مرز قانون و برنامه كه بنا به شرايط روز است، امر دشواري است. وي همچنين به برخي احاديث قابل ترديد از ائمه اشاره كرد كه با رفتار عملي همان امام ناسازگار است مثلا حديث منسوب به حضرت زهرا كه مي‌گويد بهترين زن، زني است كه نه او مردي را ببيند و نه مردي او را. وي گفت اين حديث حتي يك مصداق خارجي هم ندارد و خود حضرت زهرا نيز چنين نبوده است. و يا آن حديث از قول پيامبر كه بهترين جا براي نماز زن را پستوي خانه مي‌خواند، در حالي كه قرآن به مريم دستور مي‌دهد «اركعي مع‌الراكعين» (با راكعين – نمازگزاران – نماز بخوان). راكعين جمع مذكر است و اگر براي تغليب هم آمده باشد، به هر حال بايد عده‌اي مرد هم در آن جمع حضور داشته باشند وگرنه مي‌گفت با «راكعات» نماز بخوان. وي افزود پيامبر بخاطر حكومتش از امكان تأثيرگذاري عملي بيشتري از ائمه كه حكومت نداشته‌اند، برخوردار بوده است.

خانم فرهمند پور همچنين به جمله‌اي از رساله حقوق امام سجاد اشاره كرد كه حق همسر را در كنار حق‌ مملوك (غلام و كنيز) آورده است. وي اين مسئله را توهين‌آميز دانست و با رفتار عملي امام سجاد نيز مغاير دانست كه خود براي ازدواج با يك كنيز، ابتدا او را آزاد مي‌كند و سپس با وي ازدواج مي‌نمابد.

آنگاه حجت‌الاسلام مهريزي به طرح مباحثش پرداخت. وي در ابتدا از اينكه آقاي عليجاني تلاش مؤمنانه‌اي براي حل پرسش‌ها و معضلات پيرامون زنان كرده و ديگران را نيز براي ارائه نظر و برخورد و نقد آراءاش دعوت نموده است، تشكر نمود. وي اين برخورد را درس‌آْموز دانست.

آقاي مهريزي آنگاه گفت در يك صد و پنجاه سال اخير در بخش شريعت پرسش‌هاي مختلفي مطرح شده است از جمله در مورد زنان (و نيز حقوق بشر، حقوق غيرمسلمانان، برخي مباحث كيفري اسلام و...). وي گفت كليت قرآن و احاديث را همه مسلمانان قبول دارند. اما در سده اخير برخي پرسش‌ها در مورد تفاوت مرد و زن پيش آمده است. مثلا در سال 1338 مولاناي تبريزي متني درباره تفاوت‌هاي زن و مرد در شريعت نوشته كه در آن به 171 تفاوت (كه برخي به نفع مردان و برخي به نفع زنان و برخي تفاوت صرف است) اشاره كرده است. وي افزود در مشروطيت بحث زنان حاد  و حساس شد و مسائلي چون بيرون آمدن از خانه، مدرسه رفتن، شركت در انجمن‌ها، حجاب و... مطرح گرديد.

وي آنگاه افزود در اين مدت چهار روش برخورد با اين تفاوت‌ها وجود داشته است:

1 – برخورد اول اين تفاوت‌ها را پذيرفته و اما سعي در توضيح كلامي و فلسفي آن نيز نداشته، بلكه گفته خداوند خالق جهان كه نسبت به بقيه آگاه‌تر و مطلع‌تر از همه امور جهان است، اين تفاوت‌ها را مطرح ساخته و ما نيز بايد متعبدانه آن را بپذيريم. آقاي مهريزي افزود تا زماني كه سطح سواد و آگاهي و اطلاع مردم پايين بود، شايد اين روش مي‌توانست پاسخگو باشد، اما با افزايش سواد و آگاهي اين روش ديگر پاسخگو نبود.

2- برخورد دوم نيز اين تفاوت‌ها را مي‌پذيرد، اما سعي مي‌كند براي‌ آنها دليل و استدلال جمع كند و به تبيين فلسفي و كلامي و ... آنها بپردازد. وي مرحوم علامه طباطبايي (در ج 2 و 4 الميزان كه موارد زيادي از اين تفاوت‌ها را پذيرفته‌ اما توضيح داده است) و مرحوم مطهري (كه در كتاب نظام حقوقي زن و مسئله حجاب همان نظريات را به فارسي و با رواني بيشتري توضيح داده است) در اين سلك قرار دارد. از نظر مرحوم طباطبايي يا مطهري، و در دوره‌هاي جديد آيت‌الله جوادي آملي، مرد رئيس خانواده است، طلاق دست مرد است و...، اما آنها سعي كرده‌اند دلايلي تكويني براي اين تفاوت‌هاي تشريعي مطرح سازند. البته در لابه‌لا گاهي اوقات برخي تفاوت‌هايي جزئي را نيز زير سؤال برده‌اند مثلا در بحث نپوشاندن صورت در حجاب.

3- روش سوم معتقد است با روش‌هاي مرسوم و سنتي اجتهاد از اين فضا (فضايي كه تفاوت زن  و مرد و اختلاف حقوق آنها را پذيرفته‌) بيرون نمي‌رويم و بايد در آن روش‌شناسي سنتي تجديد نظر كنيم. اين مسائل قالب‌هاي عصر است و بايد قالب‌ها را كه متناسب با آن عصر است، رها كرد و پيام نهفته در آن‌ها را اخذ نمود.  وي روش عليجاني را در اين قسمت طبقه‌بندي نمود. و شرحي نيز از همين رويكردها، در ديگر جوامع اسلامي و متفكراني كه اين شيوه‌ها را به كار برده‌اند ارائه نمود.

4- اما شيوه چهارم معتقد است طرد روش حوزوي، نزد حوزه‌هاي علميه و نزد اكثر مؤمنان پذيرفته نيست و نبايد صرفا به دانشجويان و روشنفكران اكتفا كرد. وي افزود با حفظ همان شيوه‌هاي اجتهاد سنتي، و در برخورد مورد به مورد با مسائل مي‌توان مجددا به بازخواني قرآن و سنت پرداخت و به بازنگري در احكام زنان رسيد و نمي‌توان به صورت يكجا همه آنها را يك باره رد كرد. وي آيت‌الله معرفت، آيت‌الله جناتي، آيت‌الله صانعي، دكتر مهرپور، شيخ مهدي شمس‌الدين، و... را داراي اين روش معرفي كرد. وي افزود روش‌هاي اول و دوم ديگر دوره‌اش گذشته و ما نمي‌توانيم با فرزندان و جوانان‌مان با آن نوع روش و استدلال‌ها حرف بزنيم. آقاي مهريزي گفت روش علامه طباطبايي و آيت‌الله مطهري امروزه پاسخگو و قانع‌كننده نيست. روش سوم نيز مشكلاتي دارد و زمينه پذيرش در حوزه‌ها و متدينان ندارد و ما نمي‌توانيم همه احكام را كنار بگذاريم و شريعت جديدي بياوريم. همه مردم كه مثل روشنفكران و دانشجويان نيستند، بنابراين بايد مورد به مورد بررسي كنيم و براي آنها دلايلي از قرْآن و سنت بياوريم و مستند ديني براي تعديل با تغيير آنها پيدا كنيم. ما مي‌توانيم با روش مرسوم هم به همان نتايج روش سوم برسيم. متن و لفظ ضابط ماست وگرنه «پيام» نيز رها و بي‌ضابطه مي‌شود. وي تأكيد كرد البته بايد به آسيب‌شناسي اجتهاد (از جمله در مورد مسائل زنان) بپردازيم و آنگاه اصول و روش تحقيق در امور زنان را مطرح نماييم. وي در توضيحات بعدي خود به بررسي تعدد زوجات پرداخت و گفت با توجه به تعبير «ان خفتم...» مي‌توان گفت كه اين مسئله تنها در مورد يتيمان مطرح بوده است و يا در مورد شهادت دو زن (در مقابل يك مرد) در امور مالي، مسئله ان تضل‌ احديهما...» مطرح شده كه اينك با توجه به حضور و اطلاع اقتصادي زنان اين احتمال ديگر وجود ندارد. و يا در رابطه با زدن زنان، پيامبر سه سال زدن زنان را ممنوع كرده بود و اگر مردي زنش را مي‌زد، قصاص مي‌شد. اما در كوران جنگ احد، مردان (بويژه مهاجران از مكه‌آمده) كه سخت‌گير و مردسالار بودند، شديدا معترض بودند و پيامبر اجازه زدن را داد. همان شب هفتاد زن كتك خوردند. اما پيامبر با اين مسئله تا آخر عمر برخورد منفي مي‌كرد و زدن زنان را محكوم مي‌نمود. بنابراين، اين تجويز بنا به يك شرايط تاريخي خاصي بود و عملا در سنت رسول محكوم و منسوخ شده است.

خانم فرهمندپور كه عملا از رويكرد دومي كه آقاي مهريزي معرفي كرده بود، حمايت مي‌كرد؛ روش چهارم را نقد كرد و گفت نمي‌توان با تحليل تاريخي و بدون شناخت درست و دقيق قرآن و سنت، اين موارد را منتفي دانست.

اما عليجاني نيز در نقد روش چهارم گفت اين گونه نيست كه روش سوم بي‌ضابطه باشد، در اين روش همان متدلوژي‌هاي مرسوم مثل توجه به لغت، شأن نزول، تاريخ و... مطرح مي‌شود و مثلا در مورد زدن زنان وي نيز همين مسائلي كه آقاي مهريزي مطرح كرد را عنوان نموده ‌است. به علاوه آنكه آقاي مهريزي نيز با استدلال‌هايي تاريخي و استدلالي خارج از متن به تعديل و تغيير احكام مي‌رسد و وي نيز چنين مي‌كند. عليجاني افزود آيا اين روش، خارج از متن در شيوه چهارم، در حوزه‌هاي علميه مورد قبول واقع مي‌شود؟

در بخش پرسش و پاسخ نيز حضار سؤالات متعددي در حوزه‌هاي مختلف (مانند نقد بحث روش چهارم آقاي مهريزي، بحث تفكيك قانون و برنامه خانم فرهمندپور و مسائل متعددي چون برخورد احاديث با زن، برخورد امام علي، مسئله همسران پيامبر، مسئله زدن، طلاق، استبدال و...) مطرح كردند كه افراد حاضر در ميزگرد تنها توانستند به بخشي از آنها پاسخ دهند (به علت تنوع موضوعي مباحث مطرح شده امكان ارائه گزارش فشرده آنها در اين گزارش وجود ندارد و پس از پياده كردن نوارها، و آماده‌سازي مطالب، مشروح آنها در وبلاگ خواهد آمد).

عليجاني در پايان به دسته‌بندي سه گانه‌اي پرداخت و گفت برخي به دنبال «احياء دين»، با دفاع از همه ميراث و توجيه و توضيح همه موارد آن هستند. برخي به دنبال «بازخواني»‌اند و تلاش مي‌كنند با ارائه قرائتي جديد همه موارد را به نحوي توضيح دهند و برخي نيز در پي «بازسازي»‌اند و فكر مي‌كنند با روش بازخواني توضيح همه موارد ميسر نيست و مكلفانه است و معتقد به روش تاريخي – الهامي هستند. وي افزود اما همه دين احكام نيست، احكام به لحاظ نظري (نه عملي) بخش كوچكي از قرآن را تشكيل مي‌دهد. آنچه مهم است هدف و محصول نهايي و غايت دين است كه تربيت اخلاقي و عملي فردي و اجتماعي انسان‌هاست. بنابراين بدين خاطر است كه وي از پروژه فكري: برخورد با متن؛ تاريخي – الهامي / نگاه به دين؛ وجودي – اجتماعي دفاع مي‌كند و آن را دنبال مي‌نمايد.

وي در پايان افزود مهم‌تر از آنچه افراد مي‌انديشند، آني است كه در حوزه اخلاقي، سياسي، و... عمل مي‌كنند و خداوند به محتوا و عمل انسان‌ها بيشتر از حرف‌ها و عقايدشان بها مي‌دهد. وي در پايان آيه 177 سوره بقره را كه بيانگر برخوردي ضدفرماليستي و توجه به محتوا و نتيجه است را قرائت كرد.

آخرين جلسه از سلسله‌كلاس‌هاي زن در متون مقدس (كه مصادف با ماه رمضان است)، يك ساعت زودتر تشكيل خواهد شد. (از ساعت 5 تا 7). و جمع‌بندي پاياني و بررسي تطبيقي اديان و نيز خروجي نهايي بحث زن در متون مقدس در آن مطرح خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 8:5  توسط   | 

به نام خدا

تفكيك مسائل عام و خاص

 

سي و دومين جلسه از سلسله كلاس‌هاي «زن در متون مقدس» به ميزگرد زن در آيين مسيحيت اختصاص داشت. اين ميزگرد با حضور كشيش نينوس مقدس‌نيا (مسئول كليساي انجيلي آشوري تهران)؛ دكتر مسروب راطاوسيان (كشيش كليساي گريگوري ارمني و عضو شوراي ديني خليفه‌گري ارامنه تهران) و و رضا عليجاني برگزار گرديد.

ميزگرد با ذكر جملاتي زيبا و عميق از عيسي مسيح از سوي رضا عليجاني آغاز شد. وي آنگاه فشرده‌اي از عناوين مباحثي كه در بحث زن در آيين مسيحيت مطرح كرده بود، را عنوان نمود (از ‌آنجا كه اين بحث به طور كامل در وبلاگ آمده، از تكرار آن خودداري مي‌كنيم).

آنگاه كشيش نينوس مقدس‌نيا كه داراي گرايش پروتستاني است، سخنانش را آغاز كرد. وي ضمن اشاره به ستمي كه به زنان، از دنياي قديم تا جهان كنوني مي‌شود، گفت در كتاب مقدس به زن احترام گذاشته شده و هيچ جا كمتر از مرد نيست. وي گفت كتاب ما دو بخش عهد  عتيق و عهد جديد دارد. و همان گونه كه در عهد عتيق و جديد آمده؛ نبي‌ها، داوران و قاضيان و ملكه‌هاي زن وجود داشته‌اند. وي افزود هر چند جدا از كتاب مقدس، در عمل مسيحيان، گاه اين احترام و مساوات رعايت نمي‌شده است.

كشيش نينوس تأكيد نمود در اناجيل گاه مقام زنان بر مردان برتري هم دارد. مثلا وقتي همه شاگردان و حواريون مرد، بجز يوحنا، عيسي را در صحنه صليب ترك مي‌كنند، زنان باقي مي‌مانند. همچنين اين زنان هستند كه شاهد رستاخيز و عروج عيسي هستند. حتي پولس كه گفته مي‌شود ضدزن بوده، چنين نبوده، و بجز در مواردي خاص بنا به شرايط محيطي و تاريخي، سخناني (مثل نمي‌گذارم زنان به مردان چيزي ياد بدهند و...) گفته است، اما وي نيز شاگردان زن داشته است و در رسالات او مشاهده مي‌شود كه زنان در سطوح بالاي مديريتي كليساي مورد تأييد وي قرار داشته‌اند، وي افزود ما نيز به مواردي از تاريخ تاريك كليسا انتقاد داريم و امروزه نيز در كليسا به حقوق زنان كمتر توجه مي‌شود و در بعضي از كليساها ساختار مردسالارانه‌اي حاكم است. و هنوز بحث است كه آيا زنان مي‌توانند كشيش و اسقف بشوند يا خير (هر چند در برخي كليساها زنان كشيش و اسقف نيز شده‌اند). و به طور عكس آن نيز مسائلي افراطي از سوي برخي طرفداران حقوق زن مطرح مي‌شود و اتفاق مي‌افتد.

وي در ادامه گفت اما مسئله مهم اين است كه زن به عنوان «انسان» پذيرفته شده و در كتاب مقدس تأكيد شده كه در عيسي مسيح همه با هم برابرند؛ از جمله زن و مرد. وي اضافه كرد اما برخي موارد منفي هم در كتاب مقدس مشاهده مي‌شود (مثل آنكه پولس مي‌گويد زنها نبايد در كليسا صحبت كنند)، اما خود پولس هم در همه جا به اين نظر عمل نمي‌كرد. بنابراين اين گونه مسائل موردي است و نظرات عكس آن نيز وجود دارد ]شبيه ناسخ و منسوخ در اسلام[.

كشيش نينوس افزود در كليساي ما بيشتر كساني كه عبادت مي‌كنند، روزهاي يكشنبه حضور دارند، خدمت مي‌كنند و هديه مي‌دهند، زنها هستند. ضمن آنكه بيشترين عامل اختلاف و درگيري هم باز زن‌ها هستند، پس اگر همه جنبه‌ها گفته مي‌شود، نبايد فقط به وجه منفي آن توجه نمود. ضمن آنكه در رابطه با مردها نيز هر دو جنبه مثبت و منفي را مي‌توان در كتاب مقدس پيدا كرد. بنابراين بايد موارد مختلف را كنار هم گذاشت و ديد كه در مجموع و در نهايت برخورد چگونه بوده است. به نظر من در مجموع برخورد مثبت بوده است.

كشيش نينوس در ادامه با اشاره به تضعيف و اجحاف به حقوق زنان گفت همه اديان بايد كمك كنند كه اين امر نهادينه شود كه زن انساني است برابر با مرد. وي افزود البته برخي خصوصيات طبيعي زن نيز وجود دارد كه به خاطر آن زن نمي‌تواند همپاي مردان در برخي فعاليت‌ها و مشاغل وارد شود. همان گونه كه مردان نيز در برخي مسائل نمي‌توانند وارد شوند. اما مهم آن است كه كتاب مقدس مي‌گويد خدا انسان را آفريد، مرد و زن را آفريد. بنابراين بايد برابري انساني ْآنها را بپذيريم و درباره موارد خاص نيز به طور مستقل بحث كنيم، برخي از اينها با توجه به عرف و تفكر اجتماعي هر دوره حل مي‌شود ولي ما بايد به رفع تبعيض نسبت به زنان كمك كنيم.

سپس كشيش مسروب راطاوسيان كه داراي دكتراي الهيات و متعلق به گرايش ارتدوكس است سخنانش را آغاز كرد. وي نيز گفت كتاب ما دو بخش دارد: عهد عتيق و عهد جديد. و در داستان خلقت، در عهد عتيق آمده، كه زن از پهلوي مرد آفريده شده يعني زن نه از سر مرد آفريده شده كه بر او حكمراني كند و نه از پايش، تا لگدمال شود، بلكه از پهلويش، تا ياور مرد باشد. همان گونه كه در كتاب آمده كه كليسا نيز از آب و خوني كه از كنار و پهلوي عيسي بيرون آمد (در صحنه صليب كه مرد رومي نيزه به پهلوي عيسي مي‌زند)، به وجود آمد.

وي افزود كليسا جايگزين قوم بني‌اسرائيل شد، اسرائيلي كه زناكار شده بود. وي آنگاه با تفسير رمزي قطعاتي از مكاشفه يوحنا، باب 17 (تحت عنوان زن سوار بر رخش كه نقش شرارت و شيطاني زن را ترسيم مي‌كند) گفت به طور رمزي فهم مي‌شود كه اين زن، كليساي قرون وسطاست. وي تأكيد كرد مسيحي شدن قسطنطين انگيزه سياسي داشت، نه ديني. اما در ادامه توضيح داد كه كليساي قرون وسطا نكات مثبت هم داشت، ادبيات در آن دوره شكل گرفت، دانشگاه‌ها در آن دوره به وجود آمد. هر چند نقاط منفي‌اش نيز زياد بود تا آنجا كه گاه فاحشه‌ها پاپ را انتخاب مي‌كردند. و يا وقتي دستور داده شد يك شهر را قتل‌عام كنند، در باره كشتار بچه‌ها گفته شد، عيبي ندارد آنها اگر بيگناه باشند، به بهشت مي‌روند.

وي در ادامه گفت كليساي كاتوليك مسيحيت در قرون وسطا ادامه امپراطوري روم است. اما مسيحيت واقعي، مسيحيت معجزه و محبت است. و در كارهاي رسولان، همه‌اش سخن از محبت است و كسي را با زور مسيحي نمي‌كنند. اما وي ادامه داد جنگ‌هاي صليبي لكه ننگيني بر دين مسيحي تاريخي است نه مسيحيت واقعي. آنها به نام مسيحي بودند، اما مسيحي واقعي نبودند. كشيش مسروب آنگاه افزود در كل دوران تفتيش عقايد، 300-400 هزار نفر كشته شدند ولي در 1915 تا 1918، 5/1 ميليون نفر ارمني را قتل عام كردند.

وي در ادامه به سنت‌شكني مسيح در برخورد با زنان در يك جامعه يهودي كه هر روز دعا مي‌كردند خدايا شكر كه مرد آفريده شدم و نه زن، و يهودي آفريده شدم و نه غيريهودي و...، اشاره كرد و گفت حتي حواريون عيسي از صحبت كردن و هم سخن شدن او با يك زن (سامري) تعجب كردند. وي در پايان باز تأكيد نمود هر چه كليساي كاتوليك انجام مي‌دهد نبايد به نام مسيح نوشته شود. هر چند آنها در اكثريت باشند. ولي در اكثريت بودن علامت حق بودن نيست.

آنگاه نيمه دوم ميزگرد به پرسش و پاسخ كتبي حضار با دو كشيش حاضر در ميزگرد اختصاص يافت. حضار سؤالات مختلف و متنوعي در حوزه‌هاي گوناگون (كتاب مقدس، حضرت عيسي و بويژه خدا دانستن وي از سوي مسيحيان، اغراق بر شخصيت وي در اناجيل، برخي آموزه‌هاي شديدا انحصارگرايانه مسيحيت در عهد جديد، رسميت نهاد كليسا، رفتار تاريخي كليسا و تعارض آن با محبت مسيحي و... و نيز سؤالات متعددي در باره مسئله زنان در مسيحيت مانند نقش حوا در گناه نخستين و محكوميت ابدي او به تبعيت از مرد، جملات مختلف پولس، مسئله حجاب و ارث و بويژه سخت‌گيري در طلاق و تأكيد بر تجرد و...) مطرح نمودند كه به علت كثرت و تنوع و گستردگي آنها امكان ارائه خلاصه آن ميسر نيست و پس از آماده‌سازي كامل متن پرسش  و پاسخ شرح كامل آن در وبلاگ خواهد آمد.

جلسه آينده كلاس به ميزگرد زن در آيين اسلام با حضور برخي از روحانيون حوزه علميه قم اختصاص خواهد داشت كه در 14 شهريور ماه، تشكيل خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 16:17  توسط   |