تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

  روایت پلكانی آفرینش در اساطیر زرتشتی

هشتمین جلسه از کلاسهای «زن در متون مقدس»، در حسینیه ارشاد برگزار شد. رضا علیجانی در این جلسه، در ابتدا به برخی ویژگی‌های آئین زرتشتی اشاره كرد و سپس به ادامه بحث زن در این آیین پرداخت. وی برخی از ویژگی‌های آیین زرتشتی را، در ادامه ویژگی‌های دیگری كه در جلسه پیش برشمرده بود، چنین معرفی كرد:

_ رابطه بین ملیت و مذهب و قوم‌گرایی باز زرتشتی (در برابر قوم‌گرایی بسته یهودی)

_ طرح سامان‌مند جاودانگی انسان و بحث آخرت، بهشت و دوزخ، چینودپل (پل صراط) و... (و تأثیرگذاری بر یهودیان در دوران تبعید)

_ طرح آخرالزمان و سه سوشیانت (موعود آخرالزمان).

_ برخورد ضدتزویری علیه كاهنان دین رایج زمانه و نقد شریعت مبتنی بر قربانی كردن حیوانات و طرح مثلث ایرانی (گفتار و پندار و كردار نیك) در برابر آن.

_ وجود كاست‌ها (ملایم‌تر از كاست‌های هندی) و طرح طبقات سه‌گانه (و بعد چهارگانه).

_ نگاه و برخورد منفی با برخی حیوانات (نوعی ثنویت در حیوانات) مثلاً گزندگان و برخی انسان‌ها مانند سالمندان (به عنوان از كارافتادگان و شكستگان) و معلولان (به عنوان داغ‌خوردگان اهریمن)

_ خودی - غیرخودی كردن دینی و تبعیض حقوقی بین آنها.

_ تأكید بر خرد در انتخاب راه زندگی.

علیجانی سپس در ادامه بحث جلسه گذشته (تحلیل واژگانی زن در اوستا و فرهنگ زرتشتی)، به بحث درباره اسطوره آفرینش پرداخت. وی گفت ما در این فرهنگ با یك روایت پلكانی از خلقت و در واقع با اسطوره‌های آفرینش (نه یك اسطوره آفرینش) مواجهیم. وی سپس به توضیح اسطوره جهیكا، كیومرث، مشی و مشیانه (یك روایت از آدم و حوای ایرانی)، جمشید، منوچهر، تهمورث و هوشنگ پرداخت و اظهار داشت حكایت جهیكا به شدت ضدزن بوده و او را از تبار اهریمن می‌داند، اما حكایت مشی و مشیانه نگاه تساوی‌جویانه‌ای به زن (نسبت به مردان) دارد و دیگر حكایت‌ها نیز ضمن نگاهی غیربدبینانه به زن، اما او را ایفاگر نقش دوم می‌داند.

علیجانی سپس به بحث از امشاسپندان مؤنث، ایزدزنان، زن دیوان بزرگ و زن دیوان كوچكتر، پرداخت و با ذكر توضیحاتی درباره هر یك از آنها (مانند سپندارمذ، خرداد، مرداد، آناهیتا، اشی، دئنا و...، ناهید، نسو، دروج و...) چنین گفت طرح ایزدزنان اصالت دادن به زنان است و تقسیم كار آسمانی بازتر و عادلانه‌تر از تقسیم كار زمینی است و ایزدزنان نقش‌های مهمتری از زنان زمینی بر عهده دارند، اما همچنان تفوق مردان بر زنان در آسمان نیز وجود دارد و بزرگترین ایزدان و نیز اكثر آنها مذكرند و وجوه مورد توجه و تأكید نیز عمدتاً وجوه مادرانه است تا وجوه زنانه.

وی افزود ما در اوستا و فرهنگ زرتشتی، در رابطه با زنان؛ هم با ایزدزنان و هم با دیوزنان مواجهیم یعنی در این حوزه نیز با نوعی ثنویت و كاركرد مثبت و منفی برخورد می‌كنیم. علیجانی گفت این مسئله كه كدامیك از این دو بیشتر مطرح‌اند و یا مهم‌ترند به سادگی قابل قضاوت نیست. اما این كه كدام یك از این دو وجه در زنان زمینی بیشتر تجسم یافته است به روشنی قابل تشخیص است كه وجه منفی (به ویژه در مورد جهیكا) در زنان زمینی تجسم و تجسد یافته است و حتی گاه زنان (همه زنان نه تنها زنان بدكار) از تیره و تبار اهریمن معرفی می‌شوند.

علیجانی در ادامه به بحثی درباره پری (پریكا) پرداخت و آنها را وجه مؤنث دیو یاتو (جادو) معرفی كرد كه در اوستا نیز به تكرار در كنار هم آمده‌اند. وی با ذكر سیر تحول معنایی پریان از الهه عشق در دوران كهن به جادوان مؤنث «خوش‌ظاهر بدباطن» در دوران قدیم و سپس به موجوداتی «خوش‌ظاهر و خوش‌باطن» (كه اینك نیز استمرار دارد)، اضافه كرد كاركرد اصلی پریان در فرهنگ اوستایی فریب‌كاری است و با ذكر نمونه‌هایی افزود اغوا و فریبكاری نیز برخاسته از ضعیف‌تر بودن این نوع جادوان مؤنث است (زور مردانه و فریب زنانه). وی این تصویر را نیز تصویر غالب و رایجی در استمرار «ضعیفه شریره لطیفه» دانستن زنان ارزیابی كرد.

علیجانی در ادامه به دیگر ویژگی‌های برخورد اوستا با زنان پرداخت از جمله:

_ مخاطب دعوت قرار دادن زنان توسط زرتشت

_ ستایش از برخی  زنان با ذكر نام آنها در اوستا

_ طرح هم‌ردیف زنان با مردان (هم ردیفی در ستایش از آنها، هم‌ردیف در كنش و هم‌ردیف در پاداش اخروی

_ طرح انحصاری مردان (با ادبیات مذكر محور كه البته می‌تواند اشاره به كل انسان‌ها داشته باشد).

_ مذكرگرایی و تأكید بر پسر و اهمیت تبار در ایران قدیم (با انواعی از ازدواج استقراضی، ایوك زن، سترزن و...، كه البته امروزه هیچ كدام رایج نیست اما در آن هنگام همگی برای پسرداری خانواده بوده است).

_ خویش‌كاری و نقش زنان بر محور زیبایی، شوهرداری، زایش، خانه‌داری، بزرگ كردن فرزندان و ... (در برابر دلیری و هوشمندی و سخن‌وری و... مردانه).

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 14:29  توسط   | 

زن در آئین زرتشتی (جلسه اول)

به نام خدا  دوست همه انسانها

به نام خداوند جان و خرد                كزین برتر اندیشه بر نگذرد

جلسه گذشته بحث زن در آئین هندو به اتمام رسید. در آخر جلسه سؤالی از دوستان پرسیدم كه پاسخ‌های جالبی به آن دادند. سؤال دومی هم در ذهنم بود كه نمی‌خواستم بلافاصله بپرسم، چون نیاز به تأمل بیشتری داشت. بنابراین دوستانی كه جزوه كلاس را می‌خوانند چنانچه پاسخ كتبی به این پرسش بدهند كمك خوبی به ادامه بحث و به من خواهند كرد و اگر به صورت مقاله هم باشد شاید در چاپ این مجموعه كه بعداً به صورت كتاب در می‌آید استفاده شود.

سؤالی كه جلسه گذشته پرسیدم این بود كه مثبت‌ترین و منفی‌ترین نكته‌ای كه در آئین هندو راجع به زن، البته با دید امروزی، می‌بینید كدام نكته است؟ اما سؤالی كه با تأمل بیشتری باید به آن پاسخ داد این است كه در مجموع برداشتتان از برخورد آئین هندو با مسأله زنان چیست؟ یعنی در مجموع احساس می‌كنید برخورد مثبتی با مسأله زنان انجام داده یا برخوردش منفی است؟  حس كلی‌تان را جدا از نكات برجسته‌اش حتی اگر در چند سطر هم بنویسید، مفید خواهد بود.

 آیین زرتشتی یا آیین زرتشت؟

بحث امروز ما در مورد آئین زرتشتی است، نه آئین زرتشت. آئین زرتشتی تركیبی از آئین زرتشت و آئین موبدان است. آنچه در اوستا می بینیم و آنچه كه فرهنگ تاریخی زرتشتیان را تشكیل داده تركیبی است از آئین شخص زرتشت كه گفته می شود تنها در گات‌ها در اوستا آمده و آئینی كه موبدان زرتشتی تدوین كرده‌اند و در دیگر فصل‌های اوستا آمده است. البته زرتشتیان در طول تاریخ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 14:26  توسط   | 

 

دوآلیسم توحیدی زرتشت؛ یك پارادایم مستقل

 

هفتمین جلسه از کلاسهای «زن در متون مقدس»، پس از تحلیل زن در آئین هندو (ریگ‌ودا و اوپانیشاد)، وارد بحث زن در آیین زرتشتی (اوستا) شد.

رضا علیجانی در این جلسه، در ابتدا اشاره كرد كه آیین زرتشتی تركیبی از آیین زرتشت و آیین موبدان است كه در طول تاریخ تكوین یافته و در اوستا تبلور یافته است. اوستا تنها كلمات و سخنان زرتشت نیست كه در مدت معین و محدودی مطرح شده و یا در مدت مشخص و كوتاهی در اوستا گردآوری و تدوین شده باشد. مطالب اوستا تركیبی از مطالب خود زرتشت و مطالب موبدان (كه حتی 800-700 سال پس از مرگ زرتشت مطرح كرده‌اند) می‌باشد كه در ابتدا سینه به سینه نقل شده و بعد از حدود 1500 تا 2000 سال پس از زرتشت به شكل اوستایی كه اینك بخش‌هایی از آن را در دست داریم، گردآوری و تدوین شده و رسمیت یافته است. در فصل‌های مختلف اوستا تفاوت زبان‌ها كه بیانگر تفاوت زمان‌های شكل‌گیری این متون است، به وضوح آشكار است. علیجانی پس از ذكر توضیحاتی  درباره سیر شكل‌گیری اوستا و توضیح فصل‌های مختلف آن تأكید كرد اما كل 6 فصل اوستا همیشه مورد احترام و اعتقاد زرتشتیان بوده است و برای تحلیل آیین زرتشتی باید تمام اوستا را در نظر گرفت. وی سپس افزود «گات»ها كه سخنان خود زرتشت است در عالی‌ترین سطح اوستا قرار دارد و برترین مضامین اوستایی را مطرح كرده است، اما نباید آن را «به كلی چیز دیگر» ترسیم نمود. همچنین زرتشت یك «مصلح» بزرگ است، اما نباید او را به عنوان یك «انقلابی» معرفی كرد. همچنان كه نباید او را فردی محافظه‌كار و مدافع نظم مسلط شناخت. زیرا او هم موضعی انتقادی نسبت به وضع موجود (قدرتمندان و تزویرگران) و به نفع فرودستان داشته است و هم به دربار و حكومت گشتاسب (كه احتمالاً یك شاه و امیر محلی بوده) پیوسته است و در نهایت نیز در هنگام نیایش برای پیروزی او و سپاهیانش، همراه 72  نفر از یارانش در یك آتشكده توسط سپاهیان دشمن به شهادت رسیده است.

علیجانی سپس به تحلیل گات‌ها پرداخت و ضمن نقل و استناد به جملات مختلفی از آن، آیین زرتشت را در «آستانه توحید» و نوعی «دوآلیسم توحیدی» معرفی نمود. البته وی تأكید كرد كه نباید از منظر آیین‌هایی چون یهود و اسلام به آیین زرتشت نگریست، بلكه باید آن را به عنوان یك پارادایم مستقل و خودویژه مورد توجه قرار داد، پارادایم منحصر به فردی كه از «دومینوی همزاد» آغاز می‌كند و این مسئله كه این دومینو خود از كجا آمده‌اند را درپرانتز می‌گذارد (همان گونه كه بودا مقوله خداوند را بدون این كه انكار كند، در پرانتز می‌گذارد و تأكید می‌كند برای او توجه به مسئله انسان مهمتر از تحلیل مسئله خدا یا خدایان است).

علیجانی مركز ثقل تعلیمات شخص زرتشت را اصلاحات مذهبی در رابطه با مذهب ارتجاعی موجود دانست، به ویژه مقابله با ایزدشناسی آنان و نیز شریعت ظاهرگرای وقت و نفی «قربانی‌»های فراوانی كه در آن وجود داشت. زرتشت به جای شریعت جزمی و مفصل، بر مثلث ایران (گفتار، پندار و كردار نیك) به عنوان مهمترین راه برای نزدیكی به اهورامزدا تأكید كرد.

علیجانی در ادامه افزود البته برخورد زرتشت یك برخورد رفرمی و اصلاحی است و در هر برخورد اصلاحی بخش‌هایی از گذشته حفظ و بخش‌هایی نو به آن افزوده می‌شود.  اما به مرور زمان، بنا به موازنه قوای اجتماعی، اگر نیروی واپسگرایانه قدرت بیشتری داشته باشد، با اتكاء به همان بخش‌های حفظ شده و بسط آن، از قدرت و دامنه رفرم كاسته خواهد شد و بدین ترتیب رفرم و ضدرفرم به طور یكجا و همزمان حضور و تداوم خواهد یافت و اوستا نیز سمبلی از حضور همزمان رفرم و ضدرفرم است. علیجانی ضمن توضیح و تأكید بر مفاهیم عالی فكری  در گات‌ها كه رابطه انسان و خدا را نسبتی با «دوست و پدر» معرفی می‌كند و یا مضامین عالی اخلاقی كه «بهروزی را از آن كسی می‌داند كه دیگران را به بهروزی رساند» و...، افزود اما در خود گات‌ها نیز در چند جا، در كنار اهوره‌مزدا از برخی فرزندان او (و در واقع خانواده خداوند) یاد شده و یا اشاره به دیوان گردیده است و...، و همین جای پاها، تكیه گاه‌هایی برای بازگشت ضدرفرم به آیین اوستا، البته در كنار مفاهیم و آموزه‌هایی كه هیچ ردپایی نیز در گات‌ها ندارند، توسط موبدان گردیده است.

علیجانی همچنین به معرفی برخی ابعاد دیگر گات‌ها از جمله توجه به مسئله آخرت و جاودانگی انسان و گذرگاه داوری (چینودپل یا پل صراط)، دادن مجوز و دستور جهاد برای مبارزه با کافركیشان طرفدار اهریمن و... پرداخت.

وی در ادامه ضمن معرفی منابع مختلفی برای مطالعه بیشتر در این حوزه، به تحلیل برخی ویژگی‌های آیین زرتشتی پرداخت. از جمله: ثنویت هستی‌شناختی و انسان‌شناختی و تثلیث اخلاقی (پندار و گفتار و كردار نیك) و تضاد و ثنویت ایرانی در مقایسه با وحدت وجود هندی (وی در اینجا به تفاوت محیط زیست جغرافیایی و تاریخی در این دو حوزه تمدنی اشاره كرد)، درون‌گرایی هندی و برون‌گرایی ایرانی، واقع‌گرایی و خوش‌بینی ایرانی و واقع‌گریزی و بدبینی هندی، كار و رفاه و تعادل نفس و زندگی‌گرایی ایرانی و ریاضت و انضباط نفس و بدبینی به زندگی هندی، توجه به ارزش‌هایی چون راستی، نیرو و دلیری، كار و كوشش، افتخار و نیكنامی، سرافرازی فرد و دودمان و كشور، خرد نیك (اخلاقی)، صلح و امنیت، پاكی ظاهری (و باطنی)، شادی (شادكامی)، وفای به عهد ولو با كافركیشان و پرداخت مزد و رعایت عدل در باره كارگران ولواز كافركیشان، میهمان‌نوازی و گشاده‌دستی و... و پیوند با سلطنت در آیین زرتشتی (كه دلایل مختلفی برای آن ذكر شد از جمله اینكه نخستین انسان، نخستین پادشاه هم هست، برخلاف ادیان سامی كه نخستین انسان، نخستین نبی است، آرم زرتشتیان مُهر سلطنت هخامنشیان است، ذكر نام پادشاهان و مدح آنها، ممزوج شدن با سلطنت در دوران ساسانیان، اسامی زرتشتیان و...)

علیجانی پس از معرفی فشرده اوستا و آیین زرتشتی وارد بحث تحلیل زن در اوستا گردید. وی در این قسمت ابتدا به واژه‌شناسی زن در اوستا و آیین اوستایی توجه كرد و به توضیح در باره واژه‌هایی همچون نایریكا، كدبانو، جهیكا، جنی (جینی)، دئنا (دین)، و... پرداخت. آنگاه به داستان آفرینش در آیین اوستایی تأكید كرد و ضمن اشاره به اینكه در خود اوستا داستان خلقت مطرح نشده است و با اتكا به دیگر متون زرتشتی (مانند بندهش)، گفت در اینجا با دو روایت از آفرینش زن مواجهیم. در یك روایت او آفریده اهوراست و اهریمن پلیدی‌ها و ویژگی‌های منفی دیگری را در مقابل آن می‌آفریند، و در روایت دیگر زن از نژاد اهریمن است، از رده و نوعی كه تبارش به جهیكا (دختر _ همسر اهریمن) می‌رسد و جهیكا (كه در این روایت به نماد كل زن تبدیل می‌شود) محرك و منشأ اصلی یورش و نفوذ بدی و شر در جهان و جامعه می‌باشد.

ادامه بررسی زن در آیین زرتشتی به جلسه بعد موكول شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 14:38  توسط   | 

زن در آیین هندو[1]

(جلسه دوم)

به نام آن كه او نامی ندارد       به هر نامی كه خوانی سر برآرد

در جلسه‌ی قبل مهمترین ویژگی فرهنگ و ادیان هندی را حالت تكثر و تلفیق و نیز حالت ژله‌ای و برخورد «هم‌این _ هم‌آن» و نه برخورد «یا این _‌ یا آن» همچنین مهمان‌پذیر بودن ادیان هندی دانستیم. در پایان یكی از دوستان اشاره كرد كه ایران هم همینطور بوده است. اما باید دقت كنیم كه ایران تفاوت جدی با مكتب‌ها و ادیان هندی دارد. پیروان ادیان هندی اعتماد به نفس بیشتری نسبت به ایرانی‌ها دارند. آنها دین خود را حفظ می‌كنند و دین و اندیشه‌ی جدید (مثل بودا) را در دین خودشان هضم می‌كنند. ولی در ایران معمولاً ما دین جدید را می‌پذیریم و بعد سعی می‌كنیم اندیشه‌ی گذشته خود را در درون آن دین تداوم و نفوذ دهیم. شاید بتوان گفت ایرانی‌ها سماجت دارند و هندی‌ها اعتماد به نفس و این مرز ظریفی است.

از دیگر ویژگی‌های ادیان هندی از اصلاحات مستمر و عدم مطلقیت و مطلق‌گرایی، عدم انحصار، فردیت (كه در خدای شخصی و عبادت‌های انفرادی تجلی داشت)، وحدت ملی و نگرش ملی، سخت‌گیری بدنی و قناعت و ریاضت، تقدس كاست‌ها و طبقات و اهمیت شادی را نام بردیم. در یك عبارت می‌توان گفت در هند نوعی تنوع و تحمل خودباورانه و متكی به نفس وجود دارد كه بسترساز توسعه‌ی سیاسی، اقتصادی و دموكراسی در هند است. این تنوع و تحمل با یك تكیه‌گاه ملی و عرق ملی هم همراه است. كارگران و متخصصین هندی كه در خارج از هند كار می‌كنند، حداكثر سعی‌شان این است كه درآمدشان را به هند بفرستند، برخلاف حالتی كه ما در ایران داریم و سرمایه‌هامان را مرتب از ایران خارج می‌ كنیم.

شاید بتوان ویژگی‌های دیگری نیز برای هند برشمرد كه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 8:53  توسط   |