تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا  دوست همه انسانها

كتاب يا كتابخانه مقدس

زن در آئين يهود (جلسه اول)

 

«بگذار شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد، هر چند آنچه مي‌ماند جز رنج و پريشاني نباشد. اما هرگز كوري را به خاطر آرامش تحمل مكن». (علي شريعتي، مجموعه آثار 13، صفحه 211)

بحث زن در آئين زرتشت به پايان رسيد. اينك وارد بحث زن در آيين يهود مي‌شويم و در واقع از يك حوزه‌ تمدني وارد حوزة تمدني ديگري مي‌شويم. طبيعتاً اين حوزه با حوزه قبلي متفاوت است؛ تمدن و فرهنگ  آريايي با فرهنگ و تمدن سامي. در فرهنگ زرتشتي و هندويي شباهت‌ها و قرابت‌هايي ديديم. اما در اين حوزه وارد جغرافياي فكري و فرهنگي متفاوتي مي‌شويم.

اگر فرهنگ زرتشتي ضمير و ناخودآگاه قومي ديرين و كهن ما را تشكيل مي‌دهد، فرهنگ اسلامي ضمير و ناخودآگاه و روان جمعي يك هزار و نيمه اخير ما را مي‌سازد. اما شناخت اسلام بدون شناخت آئين يهود و فهم قرآن بدون تورات ميسر و كامل نيست. ما بايد قرآن را در امتداد فراروندة تورات فهم كنيم. (تشابهات بين احكام اسلامي و يهودي نيز بسيار زياد است). همان طور كه در تحليل آيين زرتشتي ناخودآگاه قومي خود (خود ايراني كنوني) را مي‌كاويم، در شناخت يهوديت نيز روان جمعي و ناخودآگاه فرهنگ متأخرتر و مؤثرتر اسلامي خودمان  را مي‌كاويم.

يك نكته‌ مهم در بحث از آيين يهود اين است كه پيروان آيين يهود دينشان را از آخر به اول، از انتها به ابتدا، از امروز به ديروز مي‌شناسند، مي‌خوانند و تأويل مي‌كنند اما ما سعي مي‌كنيم به طور فرآيندي و از اول به آخر به آن بپردازيم. در مورد بحث زن نيز رويكرد ما همچنان تاريخي _ الهامي است.

با اين مقدمه وارد بحث مي‌شويم. ابتدا به طور فشرده در باره موسي و كتاب مقدس يهوديان و نيز برخي ويژگي‌هاي آيين يهود بحث مي‌كنيم وبعد وارد موضوع زن در آيين يهود مي‌شويم.

 

موسي

موسي (يا موشه در زبان عبري) يعني از آب گرفته. در دورة موسي به دستور فرعون فرزندان پسر قوم قبطي را مي‌كشند. مادر موسي فرزندش را بعد از تولد، به رود نيل مي‌اندازد و دختر (يا همسر) فرعون او را از آب مي‌گيرد و نامش را موسي يعني از آب گرفته‌شده مي‌گذارد. برخي از پژوهشگران نيز مي‌گويند اين كلمه مصري و «موزه» بوده كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 14:24  توسط   | 

 

به نام خدا

زن در آئين يهود

 

دهمين جلسه از سلسله کلاسهاي «زن در متون مقدس»، با بحث زن در آئين يهوديت آغاز شد. رضا عليجاني در ابتداي اين جلسه اظهار داشت فرهنگ زرتشتي روان قومي و ناخودآگاه جمعي كهن و ديرين ما را تشكيل مي‌دهد. ولي فرهنگ اسلامي روان «جمعي جديد» و يك هزار و نيمه ما را مي‌سازد. وي افزود اما شناخت اسلام بدون شناخت آيين يهود و فهم قرآن بدون فهم تورات ميسر و كامل نخواهد بود.

وي سپس گفت يهوديان معمولاً دينشان را از آخر به اول، از امروز به ديروز و از انتها به ابتدا مي‌بينند و مي‌خوانند، اما ما بايد سعي كنيم در بحثمان با آن فرايندي و سيري، از اول به سوي آخر مواجه شويم. رويكرد ما همچنان تاريخي _ الهامي است.

عليجاني سپس شرح فشرده‌اي درباره  حضرت موسي و سير تاريخي قوم بني‌اسرائيل مطرح كرد و آ‌نگاه معرفي اجمالي نيز در باره سير تكوين يك هزار و پانصد سال كتاب مقدس يهوديان (تَنَخ) كه مجموعه‌اي از اشعار پنجگانه موسي (تورات)، كتاب‌هاي نبي‌ها و بالاخره نوشته‌ها و سروده‌هاي مختلف است عنوان نمود و سپس به برخي كتب درجه دوم اما پرنفوذ بين يهوديان از جمله تلمود (كه مجموعه‌اي از ميشناها و وگماراهاست) اشاره نمود.

عليجاني گفت در روايت رسمي ديني يهوديان، كتب مختلف كتاب مقدس يهوديان توسط موسي و ديگر انبياء (بوسيله خودشان، انبياء همزمان آنها و حداكثر، نبي بعدي) نوشته شده است. اما پژوهشگران تاريخي جديد تحليل متفاوتي دارند و معتقدند اين روايت‌ها در ابتدا شفاهي و سينه به سينه بوده و حداقل از هزار سال پس از موسي به بعد تدوين شده است. و خود تدوين و تكميل‌ها و حك‌ و اصلاح‌هاي بعدي نيز چند قرن طول كشيده است. وي اضافه كرد پژوهشگران از قرن 18 به بعد با نمونه‌ها و استنادات مختلف پي‌برده‌اند كه زبان‌ها و مفاهيم كتب گوناگون كتاب مقدس بسيار متفاوت‌ا ند. همچنين از برخي اشكالات تاريخي، جغرافيايي و... مندرج در اين كتب ياد كرده‌اند.

عليجاني سپس به بحث «برخي از ويژگي‌هاي آيين يهود» پرداخت. از جمله:

_ اوج دوصدايي‌ها و بلندترين و شديدترين دوصدايي‌هاي متون مقدس در كتاب مقدس يهوديان است. (براي اين مسئله نمونه‌هاي مختلفي ذكر شد و يا به برخي كتب آدرس داده شد).

_ قوميت‌گرايي بسته (اين هماني و يكساني دين و قوميت) در حد بيگانه‌ستيزي (در اين مورد نيز نمونه‌هايي هم از كتاب و هم از تلمود مطرح گرديد).

(ادامه اين محور از بحث به جلسه بعدي موكول شد).

عليجاني سپس بحث زن در آئين يهود را آغاز كرد. و طبق روال اديان گذشته ابتدا به بحث واژه‌شناسي پرداخت و واژه‌هاي ايش، ايشاه، بَعَل، زوگ و... را تحليل كرد. وي گفت در واژه‌هاي پايه‌اي كه به زن اشاره مي‌شود، برخلاف برخي اديان ديگر، نكته‌اي منفي (البته از منظر انسان امروز به چشم نمي‌خورد) و زن به عنوان مؤنث مرد (كه انسان ، شخص و فرد و... تلقي مي‌شود) آمده است.

عليجاني آنگاه به بحث درباره ميتولوژي خلقت در كتاب مقدس پرداخت. وي در اين قسمت به اين نكات اشاره كرد:

_ تقدم  و موضوعيت آدم (مذكر اما به عنوان سمبل و نوع انسان)، طرح ممنوعيت بهره‌گيري از درخت ممنوعه با آدم قبل از خلقت حوا.

_ تنهايي  آدم و خلقت حوا براي آدم.

_ خلق حوا از آدم (وي بحث مفصلي در باره خلق حوا از «دنده» آدم مطرح كرد و نمونه مشابه در اساطير فنيقي را عنوان ساخت). وي انعكاس اين بحث در تاريخ يهوديت (و مسيحيت) را يكي از همان دوصدايي‌هاي شديد دانست كه صداي مغلوب بيانگر هم‌سرشتي زن و مرد و يكي بودن «اصل» آنهاست و صداي غالب بيانگر زن زائده مرد بوده است.

_ عصيان و نافرماني زن (كه باز همان دو صدا انعكاس داشته يك صدا زن را عامل به خودآگاهي رسيدن و در واقع انسان‌شدن انسان مي‌داند و صداي غالب زن را عامل گناه اوليه آدمي).

_ مجازات (ملعون شدن زمين، محكوم شدن زن به: درد زايمان، اشتياق به مرد، حكومت و تسلط مرد بر زن و محكوم شدن مرد به رنج بردن در تمام عمر براي امرار معاش و مرگ و برگشتن به خاك.

_ حوا نامي كه آدم بر همسرش گذاشت. آدم از خاك است و به خاك برمي‌گردد، اما حوا سرمنشأ و مادر زندگان است. تا امروز خداوند خلق مي‌كرد و از امروز حواست كه زندگي مي‌آفريند و زندگي از طريق او ادامه پيدا مي‌كند.

وي در پايان اظهار داشت. در انتهاي اين اسطوره زن محكوم ازلي به نقش دومي و تبعيت از مرد شده است، اما آيا او محكوم ابدي هم هست؟

ادامه بحث زن در آئين يهود به جلسه بعد موكول شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 14:49  توسط   | 

به نام خدا  دوست همه انسانها

زن در آئين زرتشتی (جلسه سوم)

گل بي‌خار كجاست؟

گل بي‌خار كجاست؟ جهان، گيتي و كيهان آميزه‌اي است از خير و شر. زندگي، انسان و تاريخ هم آميزه‌اي از زيبايي‌ها و زشتي‌ها، پاكي‌ها و ناپاكي‌ها و عدالت‌ها و بي‌عدالتي‌هاست. اين قانون محتوم، بر سرنوشت اديان و ميراث پيامبران و مصلحان نيز حاكم است. آيين زرتشتي نيز از اين قانون محتوم مستثني نيست. ما در ميراث آيين زرتشتي نيز پاكي‌ها و ناپاكي‌ها، زشتي‌ها و زيبايي‌ها، عدالت‌ها و بي‌عدالتي‌ها و در يك كلام رفرم و ضدرفرم را به طور هم‌زمان مي‌بينيم. ثنويتي كه در متن اين دين شرح داده شده، بر سرنوشت آن نيز حاكم شده است.

با اين مقدمه، به ادامه‌ي بحث مي‌پردازيم. ما در هر جلسه به برخي ويژگي‌هاي فرهنگ زرتشتي اشاره مي‌كرديم و بعد به نقش زن در آن آيين مي‌پرداختيم. امروز هم يكي از ويژگي‌هاي نهفته در اين فرهنگ يا آيين، (به ويژه بخش ونديداد اوستا) را مطرح مي‌كنيم و بعد بحث زن در آيين زرتشتي را ادامه مي‌دهيم.

_ مجازات‌هاي خشن عرفي و مجازات‌هاي مذهبي. در اوستا، به ويژه بخش ونديداد، مجازات‌هاي خشونت‌بار، از جمله اعدام‌هاي خشن _ البته طبق ذهن و زبان انسان امروز _ وجود دارد. در اوستا مجازات‌هاي خشن، از جمله اعدام‌هاي مذهبي وجود دارد؛ ولي برخلاف بعضي متون مثل عهد عتيق، كشتار جمعي مذهبي وجود ندارد.

در حدي كه من برشمرده‌ام، 17 مورد مجازات مرگ در اوستا ديده مي‌شود. چهار مورد آن «بي‌دستور» است يعني نياز به محكمه و محاكمه ندارد و فرد مجرم به تعبير فقه اسلامي «مهدورالدم» است. شش مورد از هفده مورد هم مجازات اعدام مذهبي است.

اصطلاحي در اوستا به نام «پشوتنو» وجود دارد كه اشاره به مجازاتي است كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 9:48  توسط   | 

به نام خدا

 

به احترام زرتشت به پا خیزیم

 

نهمین جلسه از کلاسهای «زن در متون مقدس»، با بحث پیرامون آئین زرتشتی ادامه پیدا كرد. رضا علیجانی در این جلسه، در ابتدا به یكی دیگر از ویژگی‌های آئین زرتشتی اشاره كرد و سپس به بحث زن در این آیین ادامه داد.

نكته ذكر شده در ابتدای بحث درباره وجود مجازات‌های خشن (عرفی) و مجازات‌های مذهبی بود. وی گفت هر چند امروزه بسیاری از این احكام دیگر عمل نمی‌شود ولی در اوستا و متون دینی آئین زرتشت تا حدی كه من برشمرده‌ام در هفده مورد مجازات مرگ (اعدام) وجود دارد. چهار مورد آن «بی‌دستور» است یعنی فرد مهدورالدم است و هر كسی می‌تواند مجرم را مجازات كند. (مثل مردارسوزی، لواط، راهزنی و...). وی افزود در شش مورد مجازات‌ها مذهبی است (مانند جادوگری، بی‌باوری به دین و ریشخند آن، آموزش آگاهانه كیش بیگانه، انجام مراسم تطهیر بدون تخصص و...) و چند مورد در باره سگ‌ها (مانند دادن غذای داغ یا سخت كه باعث مرگ سگ شود و...) و برخی موارد نیز درباره زنان است (مانند زنان روسپی، آمیزش با زنان در دوران بارداری كه منجر به مرگ آنها یا كودكشان شود و...).

علیجانی گفت مجازات مرگ خشن در این آئین وجود داشته است (مانند پوست كندن و سربریدن، اما برخلاف برخی آئین‌های دیگر دستور كشتار جمعی وجود ندارد. وی افزود البته این احكام را باید در بستر تاریخی خود و در چارچوب یك زندگی عشایری و شبانی درنظر گرفت.

علیجانی در ادامه به طرح دیگر محورهای بحث زن پرداخت. مانند:

_ نفرت انگیزی نازایی _ تصویر زنان درمتن بر محور زایش یا جسم‌محوری و جنسی _‌تاكید بر آموزش به پسران _ زن موضوع مزد و هدیه و فدیه _ زن در خانواده (برتری همسرگزینی، لزوم اجازه دختر برای ازدواج، تفوق و ریاست مرد بر خانواده  _ «خانه‌خدا» _ ، عدم توجه به وضع اسف‌انگیز بیوه‌زنان، بسیار كم‌دانستن میزان مهر یا پیمان و میثاق بین زن و شوهر، روز زن یا روز مزدگیران، عمده‌تر بودن تك‌همسری و عدم تجویز چندهمسری اما تحمل آن، زدن زن كه در متون اصلی نیست اما در متون درجه دوم و رفتار عملی وجود داشته است، ازدواج یا نزدیكان كه بعداً منسوخ شده است) و... برخی محدودیت‌ها و محرومیت‌های زنان از اغذیه آئینی (نذورات) _ تفاوت دستمزد برای معالجه، تطهیر و... زنان _ تقدم توجه حقوقی به سگان نسبت به زنان (در برخی موارد) _ تلقی تابویی از زایمان، سقط جنین و پریود زنان و احكام سخت‌گیرانه درباره آنها. _ تلقی تابویی و جنسیتی سوگ آئینی _‌حمایت حقوقی و اخلاقی از دختران و زنان در امور جنسی.

علیجانی همچنین فهرستی طولانی از تشابهات بین مفاهیم و آموزه‌ها و احكام زرتشتی و اسلامی را مطرح كرد. وی افزود در اسلام آئین زرتشت به عنوان یكی از ادیان اهل كتاب به رسمیت شناخته شده است.

علیجانی در پایان ا ظهار داشت ما در جلسات گذشته  به بسیاری از نكات مثبت و برجسته آئین زرتشتی اشاره كردیم و اتفاقاً نكاتی برای این جلسه باقی ماند كه عموماً از نظر انسان امروز منفی تلقی می‌شود. وی افزود: بررسی آئین زرتشت و فرهنگ زرتشتی، كاوش بخشی از شخصیت و ناخودآگاه جمعی و فردی ماست. وی از حضار خواست به احترام زرتشت بپاخیزند و گفت احترام به زرتشت، پیامبری كه نماد روحیه سازگاری مثبت و سازنده ایرانی است، احترام به هویت تاریخی‌مان و احترام به پاكی جسم و روح، احترام به مثلث نیك ایرانی (پندار، گفتار و كردار نیك) و احترام به راستی و درستی و صداقت است.

جلسه بعدی زن در متون مقدس به بحث درباره زن در آیین یهودی می‌پردازد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9:19  توسط   | 

به نام خدا  دوست همه انسانها

 

زن در آئین زرتشتی (جلسه دوم)

 

دوصدایی بودن داستان آفرینش در اساطیر زرتشتی

 

برخی ویژگی‌های فرهنگ زرتشتی (ادامه)

فرهنگ و  آموزه‌های زرتشتی در ناخودآگاه و روان قومی و جمعی تك تك ما زنده است و زندگی می‌كند. همه‌ی ما به این معنا زرتشتی هستیم. بنابراین در بررسی و شناخت این آیین بخشی از وجود خود را می‌كاویم و می‌شناسیم.

در جلسه‌ی گذشته بحث آیین زرتشت را شروع كردیم،‌ در ابتدا به برخی از ویژگی‌های آیین زرتشتی اشاره كردیم. برای این كه فرصت برسد تا بتوانیم موضوع زن در آیین زرتشت را هم شروع كنیم نیمی از این مشخصات را گفتیم و بقیه را به این جلسه‌ واگذاشتیم. در آن جلسه به چند نكته و خصیصه در آیین زرتشتی كه به نوعی به فرهنگ كهن ما هم برمی‌گردد، اشاره كردیم.

آخرین نكته‌ای كه اشاره كردیم این بود كه در تفكر زرتشتی و اوستایی نسبتی بین مذهب و سلطنت وجود دارد، از خود زرتشت كه به حكومت گشتاسب می‌پیوندد تا اساطیر و فرهنگی كه در این آیین وجود دارد و به برخی عناصر آن اشاره كردیم، مانند این كه نخستین انسان، نخستین پادشاه هم هست. در حالی كه در ادیان سامی نخستین انسان، نخستین نبی است. یا درباره آرم زرتشتیان توضیح دادیم كه این علامت، مهر حكومت هخامنشیان بوده است. در جلسه گذشته نكات دیگری گفتیم كه دیگر تكرار نمی‌كنیم. درادامه به برخی عناصر دیگر در همین حوزه اشاره می‌كنیم.

در جلسه‌ی گذشته گفتیم كه جهت‌گیری شخص زرتشت به نفع فقرا و تأكید بر شهریاری نیك است و اساساً هجرت زرتشت از محل زیستش به منطقه حكومت گشتاسب بر اساس مخالفت بزرگان و اشراف قوم با او بوده است، اما پس از پیوستن زرتشت به گشتاسب و پس از دو سال اولیه كه برای پذیرش آیین زرتشت كشمكش و كشاكشی وجود دارد، زرتشت 35 سال زنده است و به رسالت خود ادامه می‌دهد. چون تاریخ زرتشت در هاله‌ای از ابهام و در مه اساطیر قرار دارد و عمدتا از منابع دینی می‌توان بهره گرفت از تحولات و سیر این 35 ساله به خوبی آگاهی نداریم، اما درعین حال نكته قابل توجه این است كه گشتاسب اوستا با گشتاسب شاهنامه خیلی متفاوت است. در اوستا گشتاسب یك شاه روشنفكر، متدین و مصلح است ولی در شاهنامه این طور نیست. شاید شاهنامه را بتوان به طور نسبی صدایی بدانیم كه مردمی‌تر و غیررسمی‌تر و در حكم فرهنگ موازی بوده است.[1]  ما در ایران همیشه دو فرهنگ موازی داشته‌ایم. یكی فرهنگ رسمی و دیگری فرهنگی موازی كه در میان توده‌های مردم رونق و رواج داشته است.

در شاهنامه نقد زیادی به گشتاسب وارد می‌شود و فردوسی با او منفی برخورد می‌كند. گشتاسب با پدر درشتی می‌كند. خودكامه و نیرنگ‌باز است. اسفندیار را آگاهانه به كشتن می‌دهد به طوری كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9:16  توسط   |