تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

 

به نام خدا

عدم تصوير جنسيت محور از زنان

 

در پانزدهمين جلسه سلسه كلاس‌هاي «زن در متون مقدس»، كه در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد تشكيل شد، بحث زن در آيين مسيحيت ادامه پيدا كرد. رضا عليجاني در اين جلسه در ادامه بحث عيسي، كتاب، كليسا؛ بحث كليسا را با پيش‌فرض «تبديل خشونت رومي به خشونت كليسايي» ادامه داد. او ريشه‌ها و سير خشونت در كليسا را از خشونت كلامي درخود اناجيل و سپس رسولان، تا شوراهاي كليسا و اعتقادنامه‌ها و لعنت‌نامه‌هاي پيوست آن‌ها، پيگيري كرد و سپس به عوامل ديگري اشاره نمود همچون: ثروت و قدرت شديد و متمركز كليسا، بستر خشن رومي – يوناني كه كليسا در آن رشد كرد و ... وي سپس به نمونه‌هايي از اين نوع خشونت‌ها  در ادبيات و رفتار كليسا انگشت گذاشت و از جمله به بررسي اجمالي جنگ‌هاي صليبي و تاريخچه انگيزيسيون و تفتيش عقايد در قرون وسطا پرداخت.

سخنران اين بحث را با يك جمع‌بندي در رابطه با اين پرسش به پايان رساند كه «چرا شبان قصاب مي‌شود؟». وي در پاسخ به اين پرسش به برخي ريشه‌هاي ناخواسته اين امر در اناجيل از جمله شخص‌گرايي اغراق‌آميز (و به ارث رسيدن آن به رسولان، كليسا و پاپ)، ادعاي انحصاري نجات در عيسي و كليسا، زبان به شدت تهديدآميز، رسميت نهاد ديني و... اشاره كرد و بستر يهودي – رومي رشد مسيحيت را نيز در اين امر مؤثر دانست.

عليجاني آنگاه به بررسي برخي ويژگي‌هاي مسيحيت پرداخت از جمله:

-  تعدد دوصدايي‌ها (هم‌اين، هم‌آن) مانند قومي يا فراقومي بودن پيام و رسالت عيسي، زمان ملكوت، دروني يا بيروني بودن و زميني يا آسماني بودن ملكوت، نفي واسطه يا واسطه بودن عيسي و كليسا در رابطه با خداوند، انسان مافوق يا مافوق انسان بودن عيسي.

-  پيام عشق و محبت (غلبه محبت بر عدالت) كه برجسته‌ترين و بلندترين صدا در آموزه‌هاي عيسي است و دليل اصلي رشد مسيحيت در عصر خود بوده است.

-  پلوس  (فرهنگساز و پيامبر دوم مسيحيت) و آراي او در رابطه با: ايمان و محبت به جاي شريعت، اصالت ايمان نه عمل، الوهيت عيسي، عرفان ساده و خلسه‌اي، تقدير و جبرگرايي، تأكيد بر گناه اوليه و صليب و فديه شدن عيسي، ثنويت گرايي (دنيوي – الهي، جسم – روح، عقل – ايمان، مرد – زن) و گرايش ضد دنيا، ضدزن و...  وي، تقدس‌دهي به كليسا (اقتدار سلسله‌مراتبي و سخت‌گيري دروني).

عليجاني آنگاه ادامه بحث زن در آيين مسيحيت را پيگيري كرد و به دنبال نكات و مباحثي كه در جلسات گذشته مطرح نموده بود به طرح اين مباحث پرداخت:

-    سخت‌گيري بر ازدواج، ترجيح تجرد (همسر رقيب خدا و مانع محبت و خدمت به او)

-    سخت‌گيري و تلقي تابويي از طلاق

-    بدبيني و تبعيض پلوس و كليسا در رابطه با زنان

-    كم‌رنگي تأكيد بر پسران

-    عدم تصوير جنسيت محور و زايشي از زنان (بويژه در رابطه با بهشت)

-    احترام به مادر (و پدر)

-    تصوير زنان در متن

ادامه بحث زن در آئين مسيحيت به جلسه بعد موكول شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 8:9  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

زن در آيين مسيح (جلسه دوم)[1]

 

«واي به حال شما اي فريسيان و اي علماي دين! چقدر رياكاريد. نه مي‌گذاريد ديگران به ملكوت خداوند وارد شوند و نه خود وارد مي‌شويد. نماز خود را عمداً طولاني مي‌كنيد تا مردم شما را ديندار بدانند ولي دور از چشم ديگران اموال بيوه‌زنان بيچاره را مي‌ خوريد.

اي دوروها، واي به حال شما. همه جا را زير پا مي‌گذاريد تا كسي را پيدا كنيد كه مريد شما شود. وقتي موفق شديد او را دوبرابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم مي‌سازيد...

واي به حال شما اي علماي دين، اي فريسيان رياكار! شما حتي ده‌يك محصول نعنا و شويد و زيره باغچه‌تان را زكات مي‌دهيد. اما از طرف ديگر مهمترين احكام خدا را كه نيكويي، گذشت و صداقت است فراموش مي‌كنيد. اي عصاكش‌هاي كور، كه پشه را از صافي مي‌گذرانيد ولي شتر را مي‌بريد.» (متي، 23، 13 تا 25)

جلسه گذشته بحث زن در آيين مسيحيت را شروع كرديم. در ابتدا سخنان و آموزه‌هاي مسيح و ‌آيين مسيحيت را تفكيك كرديم. بعد زندگي و آموزه‌هاي مهم و محوري عيسي را گفتيم، به تأليف و تدوين تدريجي كتاب مقدس اشاره كرديم و نيز به ادبيات نقد كتاب مقدس پرداختيم. سپس قسمت‌هايي از بحث زن در آيين مسيحيت را بيان كرديم. طبق روال قبلي در بخشي از اين جلسه راجع به مسيحيت و در بخشي ديگر درباره زن در آيين مسيحيت بحث خواهيم كرد. در واقع دو فيلم با يك بليط را اجرا مي‌كنيم! جلسه گذشته بحث كتاب را مطرح كرديم. اينك به بحث كليسا مي‌پردازيم.

كليسا (كليساي مسيحي جايگزين قوم برگزيده يهودي)

بحث كليسا روايت تبديل نهضت به نظام است. (اين تئوري در ايران توسط شريعتي مطرح شد.) فرضيه و نظريه محوري ما در اين بحث اين است كه كليساي مسيحي جايگزين قوم برگزيده يهودي شده است. يعني ادبياتي كه در عهد عتيق راجع به قوم برگزيده وجود دارد در عهد جديد و در فرهنگ مسيحيت درباره كليسا مشاهده مي‌شود. در عين حال فكر مي‌كنيم سرنوشتي كه مسيحيت بر سر آموزه‌هاي مسيح آورده با آموزه‌هاي مسيح فاصله دارد. مثلاً مسيحي كه واسطه‌اي را نمي‌پذيرفت و مي‌گفت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 7:59  توسط   | 

به نام خدا

رفرم و ضدرفرم

 

چهاردهمين جلسه سلسله کلاسهاي «زن در متون مقدس»، به ادامه بحث زن در آيين مسيحيت اختصاص داشت.

رضا عليجاني در ابتدا در ادامه بحثي كه در جلسه گذشته درباره عيسي، كتاب و كليسا آغاز كرده بود توضيحاتي درباره روند شكل‌گيري كليسا در مسيحيت ارائه كرد. وي تاريخ كليسا را «روايت تبديل نهضت به نظام» دانست و گفت «نظريه محوري در اين قسمت اين است كه كليساي مسيحي جايگزين قوم برگزيده يهودي و بني‌اسرائيل، شده است». كليسا، تجلي ملكوت خدا در زمين است در حالي كه نفي واسطه بين انسان و خدا يكي از آموزه‌هاي مسيح بود. اما خود مسيح و كليسا در آموزه‌هاي مسيحيت به واسطه بين انسان و خدا تبديل گرديد. ضمن آنكه راه انسان به خدا نيز به اين واسطه‌ها «منحصر» شد.

عليجاني سپس سير فشرده‌اي از روند شكل‌گيري كليساهاي مختلف، به ويژه كليساي كاتوليك، ارتدوكس و پروتستان پرداخت و به سير اجمالي انديشه و رفتار كليسا رسيد. در اين قسمت وي به عنوان مقدمه به برخي ريشه‌هاي مسيحيت، به ويژه تأثيرگذاري و بسترسازي اوليه «اِسِني‌ها» پرداخت. اما نسبت عيسي با اسني‌ها را شبيه نسبت محمد با حنفاء دانست كه ضمن اشتراكات و افتراقاتي كه بين اين آموزه‌هاي همزمان وجود دارد،  اما هيچكدام از اين پيامبران عضو و پيرو گرايشات مزبور نبوده‌اند.

عليجاني سپس به تأثيرپذيري (و تأثيرگذاري مسيحيت) نسبت به فرهنگ‌هاي مختلف اشاره كرد و بر تأثيرپذيري فرهنگ آغازين مسيحيت از يهوديت، فرهنگ و قوانين رومي و گرايشات مختلف فلسفي يوناني تأكيد نمود. وي آنگاه به تاريخ انديشه و رفتار كليسا پرداخت. در اين قسمت فرضيه محوري او «تبديل تشرع احكامي يهودي به تشرع عقيدتي مسيحي» و «تبديل خشونت رومي به خشونت كليسايي» بود. عليجاني به سير آراء و افكار كليسا به ويژه در هفت شوراي مشترك كليساها پرداخت و با استناد به مصوبات هر شورا (اعتقادنامه‌ها و لعنت‌نامه‌ها) برخي مسائل عقيدتي مورد اختلاف را اين گونه برشمرد: بشر يا خدا بودن عيسي و اجزاء و ابعاد بسيار پيچيده اين بحث، عيسي يك يا دو اراده دارد؟، مسئله تمثال‌گراها و طرفداران شمائل‌ها و تمثال‌شكنان و مخالفان استفاده از شمائل در كليسا، فيض خدا يا اراده انسان، بحث نحوه حضور حقيقي يا نمادين عيسي (جسم و خون او) در نان و شراب عشاي رباني، مسئله تقديس و عروج مريم، موضوع برزخ، مسئله مقدسين و شهداء ، تعداد ساكرامنت‌ها (آئين‌هاي مقدس) و تأكيد بر هفت‌گانه يا دوگانه بودن آن، موضوع تعميد كودكان، كتاب دعاهاي هر كليسا، مسئله زبان مشترك يا زبان ملي هر كشور به ويژه براي استفاده در مراسم‌هاي روز يكشنبه، موضوع مهم فروش آموزش‌نامه توسط كليساها (يكي از موارد اعتراض پروتستان‌ها به دستگاه كليساي كاتوليك)، موضوع عصمت پاپ و ...

عليجاني سپس به ادامه بحث زن در آئين مسيحيت پرداخت. او در اين قسمت به دو نكته اشاره كرد.

_ نگاه انساني عيسي به خطاكاران. وي در اين قسمت با استناد به اناجيل به توضيح نحوه برخورد عيسي با مسئله سنگسار يك زن فاحشه كه گفت اولين سنگ را به سوي او كسي بيندازد كه خود گناه نكرده است و يا، در مورد ديگر، در دفاع از يك زن بدكار كه در جمع مخاطبان عيسي حاضر شده بود، پرداخت.

 _ زنان در پيرامون عيسي. وي در اين قسمت با اشاره به زنان حواري عيسي گفت نحوه رفتار عملي عيسي بيانگر آن است كه او در فرهنگ و گرايش مردسالارانه حاكم بر جامعه رفرم عملي جدي‌اي كرده است. زنان پيرامون عيسي همواره همراه او بودند. خرج عيسي و يارانش را برخي از اين زنان كه وضع مالي خوبي داشتند مي‌دادند، عيسي با دو سنت‌شكني با يك زن سامري هم‌صحبت مي‌شود، برخي زنان مروج عيسي هستند، در صحنه صليب كه همه مردان حواري عيسي فرار كرده بودند زنان حضور داشتند، نويد فرشته و سپس رستاخيز عيسي نخست براي زنان حواري او اتفاق افتاد. هر چند  در بستر فرهنگ و مناسبات مردسالارانه، رسولان دوازده‌گانه عيسي براي بشارت به اقوام در سرزمين‌هاي گوناگون، همگي مرد هستند. اما در جماعت‌هاي نخستين مسيحيان زنان نيز حضور و نقش دارند كه بعداًٌ با غلبه ضدرفرم بر رفرم حضور و نقش زنان در كليساها كمرنگ مي‌شود . ادامه بحث زن درآيين مسيحيت به جلسه بعد موكول شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:27  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

زن در آيين مسيح (جلسه اول)[1]

 

مسيحيت، دين نخست جهان است و پرشمارترين طرفداران را در كرة خاكي دارد. ديني كه به صورت جنين در درون يهوديت شكل گرفت و از او متولد شد. بند نافش را قطع كرد، رشد نمود،  گفتگوي انتقادي با خاندان خود آغازيد و سپس مستقل شد و روي پاي خود ايستاد. از خانوادة خويش جلوتر رفت و بر او برتري يافت و به دين نخست جهان تبديل شد. هر چند پسرعموي قدرتمندي چون اسلام و رقيب جدي‌اي چون آيين هندو و بودا هم‌پاي او در جهان گسترده‌اند.

شناخت مسيحيت، شناخت يك نحوة دين‌ورزي و نگاه به زندگي و يكي از اجزاء و منابع سازنده بخش مهمي از فرهنگ و زندگي و سياست در جهان است.

اسلام خود را با مسيحيت و يهوديت پيوند داده است. به تأييد انتقادي آموزه‌ها و كتاب‌هايشان پرداخته  و رسولان‌شان را با رسول خود در يك سلك قرار داده و بالاخره آنكه قرآن نيز در انتظار ظهور مسيح است و ظهور او را علامت آخرالزمان مي‌داند. وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ (و يا يك روايت ديگر لَعَلَمٌ) للسّاعه (سوره زخرف، آيه 61). ظهور مسيح نشانة آخرالزمان و رسيدن ساعه است.

اما بررسي مسيحيت براي من _ منِ نوعي _ به عنوان يك روشنفكر پراكسيسي _ روشنفكري هم دوستدار انديشه و هم اهل عمل و سياست، نه يك پراگماتيست صرف كه تنها به تغيير اجتماعي و عمل سياسي مي‌انديشد و نه يك فرد تماماً تئوريك و آكادميك كه تنها به معرفت و حقيقت بها مي‌دهد، بلكه كسي كه به تقرير حقيقت و تقليل مرارت مي‌انديشد؛ يك تجربه بزرگ است.

مسيحيت، تاريخ مسيحيت، نه سخنان مسيح، يك تجربة تراژيك و قابل تأمل و درس‌آموز است. چگونه و به چه دليل پرمهرومحبت‌ترين دين، آموزه و آرمان، در بسط تاريخي‌اش؛ به خشن‌ترين، خون‌ريزترين و سبوعانه‌ترين شكنجه‌گر و مفتش عقيده و زندگي تبديل مي‌شود؟ (البته در كنار بسط وتحقق انسان‌دوستي، خدمت به هم‌نوع و لطيف‌ترين احساسات و رفتار بشري و يكي از سازندگان زندگي اخلاقي آدمي و تربيت‌كنندگان انسان‌هاي روي زمين). چگونه شبان تبديل به قصاب مي‌شود؟

درس‌آموزي از اين تجربه، و تحليل و ريشه‌يابي آن براي همه آرمان‌خواهان، امري ضروري و مفيد است؛ يك نمونة آموزشي، يك كلاس تاريخي. به قول شريعتي، چرا همة عشق‌ها راستند و همه معشوق‌ها دروغ؟ چرا همة آرمان‌ها دوست‌داشتني‌اند، اما دوردست‌اند و غيرقابل دسترسي؟ و تجسم عملي آرمان‌ها، اگر نگوييم زشتند؛ دل‌آزارند و آني نيستند كه ما مي‌خواستيم. آري چرا اين چنين است برادر و خواهر؟

انقلاب ما، به قول مطبوعات و نشريات خارجي، انقلابي به نام خدا بود، براي سعادت انسان. اما اين كه نمايندگان خدا و شبانان او چه به روز مخلوقات خدا آورده‌اند را به چشم ديديم. البته اين موضوع را رد نمي‌كنيم كه ما خود سازندگان اوليه اين تاريخ بوديم. مگر همة ما با هم انقلاب نكرديم و همه در يك صف نبوديم؟ پس تنها به انحراف، ارتجاع، انحصارطلبي، پيمان‌شكني و... نپردازيم، كه البته حق داريم بپردازيم، اما به اشكالات خود و مسيري هم كه آمده‌ايم بينديشيم و دقيق و عميق آن را مرور كنيم. آيا در آموزه‌هاي ما و در نقشه عملي خودمان نيز اشكالات، ابهامات و تيرگي‌هايي نبود و بذرهايي براي رويش انحراف وجود نداشت؟ در عمل و رفتارمان چطور؟ در منش و كردارمان چطور؟ جمع‌بندي كنيم و مرور، اما نه براي مرثيه‌خواني بلكه براي درس‌آموزي، براي آينده، تا «باز صف‌ها اشتباه نشود»[2].

تاريخ از مسيح تا مسيحيت، تاريخ بخش مهمي از كليسا، قرون وسطي، جنگ‌هاي صليبي، تفتيش عقايد و شكنجه و آدم‌سوزي و... نيز مي‌تواند درس‌آموز باشد. ما تا اين تاريخ را نخوانده باشيم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:22  توسط   | 

 

به نام خدا

پارادوكس تاريخي مسيحيت

 

در سيزدهمين جلسه از سلسله کلاسهاي «زن در متون مقدس»، بحث زن در آيين مسيحيت آغاز شد.

در اين جلسه رضا عليجاني در ابتدا اشاره كرد كه مسيحيت پرشمارترين پيروان را در سراسر جهان دارد. آشنايي با اين دين، آشنايي با يك نحوه دين‌ورزي و نگاه به زندگي و يكي از اجزا و منابع سازنده بخش مهمي از فرهنگ و زندگي و سياست در جهان است.

وي همچنين افزود تجربه مسيحيت براي روشنفكران پراكسيسي، كه هم اهل نظر و هم اهل عمل‌اند، از يك نظرگاه هم بسيار قابل مطالعه و تحقق است و آن اين كه چگونه از درون آموزه‌ها و آرمان‌هايي بسيار پرمهر و محبت، در بستر عملي و عيني تاريخي، خشن‌ترين اعمال و سركوب‌ها و شكنجه‌ها، در طول جنگ‌هاي صليبي و دوران انگيزاسيون، بيرون مي‌زند؟ چگونه شبان به قصاب تبديل مي‌شود؟ آيا همه دلايل و علل اين مسئله تنها به عوامل اجتماعي و رواني و... كه مربوط به شرايط جوامع و انسان‌هاست، برمي‌گردد و يا ممكن است آموزه‌ها و ردپاهاي نظري نيز در درون وجود داشته باشد كه عليرغم ميل و انگيزه اوليه؛ اما، مستعد رويش بذر انحراف و سركوب باشد؟

عليجاني سپس به معرفي فشرده‌اي از زندگي عيسي (به معناي نجات‌دهنده) پرداخت و مدت برانگيختگي و بعثت وي را از يك تا سه سال دانست. وي مهمترين آموزه‌ها و پيام‌هاي عيسي را بشارت نزديكي ملكوت (پادشاهي خداوند) و ضرورت توبه و متحول شدن جهت كسب آمادگي براي مواجهه با اين امر، پدر آسماني بودن خداوند كه مظهر عشق و محبت است، اصالت اخلاق (برمحوريت محبت به هم‌نوع) و برتري آن بر شريعت و نقد فرماليسم عوام و تزوير و رياكاري روحانيون (فريسيان)، شريعت براي انسان است نه انسان براي شريعت، پسر خدا و مسيح موعود دانستن خود و... معرفي كرد.

عليجاني آنگاه به توضيح سير اجمالي تأليف و تدوين انجيل (به معناي بشارت) و معرفي اجزاي تشكيل‌دهنده كتاب مقدس مسيحيان پرداخت.  وي زمان شكل‌گيري اناجيل و نامه‌هاي رسولان را ربع آخر قرن اول و قرن دوم ميلادي دانست. تدوين كتاب مقدس نيز در سال‌هاي 150 تا 200 ميلادي صورت پذيرفته و نهايتاً در اواخر قرن سوم مورد تصويب رسمي قرار گرفته است.

وي به اختلاف نظرات اوليه درباره گزينش اناجيل و رسالات اشاره كرد وافزود پس از تعيين و تصويب كتاب معيار (كانن) به تدريج مجموعه گزينش و تدوين شده تقدس يافت.

عليجاني اما اشاره كرد كه فاصله تأليف و تدوين كتاب مقدس در ميان مسيحيان، نسبت به اديان گذشته (آيين زرتشتي و يهوديت) در رابطه با فاصله‌اي كه با زندگي پيامبر آن دين دارد، بسيار كاهش‌يافته و از هزار سال به حدود صد سال رسيده است.

وي سپس به ادبيات نقد كتاب مقدس (نقد شكل و محتوا) از قرن‌هاي 18 به بعد اشاره كرد و درباره نظرات دو تن از مهم‌ترين افراد مؤثر در اين ادبيات (دي.اف. اشتراوس و آلبرت شوايتزر)، به ويژه در رابطه با وجه اساطيري كتاب مقدس، توضيحاتي ارائه كرد.

وي آنگاه با ذكر مثال‌هايي به برخي نقدهاي محتوايي كه در اين مدت نسبت به برخي اشكالات و تعارضات كتاب مقدس به ويژه اناجيل، صورت گرفته اشاره نمود؛ اما افزود به هر حال شناخت، مفاهمه و ارتباط، نقد و الهام‌گيري ما بايد در رابطه با همين متن موجود كه سده‌هاي طولاني رسميت داشته و دارد و ميليون‌ها انسان بدان تمسك مي‌جويند، باشد.

وي در ادامه افزود مسيحيت تنها ديني است كه زبان كتاب رسمي‌اش، زباني نيست كه پيامبرش با آن سخن مي‌گفته است. چون زبان عيسي «آرامي» بوده، اما كتاب مقدس از ابتدا به زبان «يوناني» تأليف و تدوين شده است و ما در واقع از ابتدا با يك متن ترجمه شده مواجهيم.

عليجاني آنگاه بحث زن در آيين مسيحيت را با اشاره به متدلوژي برخورد تاريخي _ الهامي (نه برخورد صرفاً اجتهادي _ تأويلي و هرمنوتيكي) با كتب مقدس و توجه به تأثيرپذيري و تأثيرگذاري آنها بر فرهنگ و مناسبات تاريخي‌شان، و به ويژه تأكيد بر دو صدايي بودن آنها براي انسان معاصر و ضرورت تبيين راهگشاي اين حالت (دوصدايي)،‌ آغاز كرد.

وي سپس به بررسي واژگاني بحث زن در مسيحيت پرداخت و گفت از آنجا كه اناجيل به زبان عيسي(يعني آرامي) نيست، ما مستقيماً با زبان پيامبر مسيحيت مواجه نيستيم، به علاوه آنكه مسيحيان علاوه بر عهد جديد به كتاب مقدس يهوديان (عهد عتيق) نيز معتقدند و هر دو را در يك مجموعه به عنوان كتاب مقدس قبول دارند، و در اين راستا داستان خلقت بين اين دو دين مشترك است. بنابراين همان واژه‌شناسي و تحليل‌هايي كه در بحث از آيين يهود در رابطه با داستان خلقت داشتيم، در اينجا نيز قابل تكرار است. وي اشاره كرد واژه زن (ايشاه) در تورات (به معناي انسان مؤنث كه ريشه‌اش به «يش» به معناي بودن وهستن برمي‌گردد)، به زبان يوناني نيز به واژه مشابهي (gyne) ترجمه شده است كه آن نيز معناي بودن و به وجود آوردن مي‌دهد. وي اين واژه كه در يك زبان هند و اروپايي (يوناني) به كار رفته را با واژه‌هاي گِي، گيتي، جهان، جني، زن و... كه قبلاً در بحث از آيين زرتشتي و در فرهنگ اوستايي بررسي شده بود و همگي با بودن و هستن پيوند داشتند، همريشه و هم‌معني دانست.

عليجاني آنگاه به برخي برخوردها و استنباط‌هاي كتاب مقدس (به ويژه رسالات پولس رسول) از داستان خلقت پرداخت. وي دو نكته را در اين رابطه عمده‌تر دانست: «خلقت زن براي مرد» (هر چند هر دو به يكديگر محتاج‌اند) و «زن مسئول گناه اوليه» (هر چند زنان نيز استعداد نجات دارند). وي افزود مسئله گناه و گناه اوليه در مسيحيت بسيار برجسته‌تر از يهوديت است و در همين راستا، جرم زن نيز در رابطه با گناه نخستين برجستگي و تأكيد بيشتري مي‌يابد.

وي سپس به برخي ديگر از ويژگي‌هاي آيين مسيحيت در برخورد با زن پرداخت و به: نگاه عمودي و سلسله‌مراتبي به زن (خدا، مسيح، مرد، زن)، زن نماد و تمثيلي براي شر در جهان (رؤياي فاحشه در مكاشفه يوحنا)، چشم‌انداز تساوي‌جويانه نبوت همگاني (زنان و مردان) و نگرش و چشم‌انداز پرشورِ «زن و مرد فرزندان خدا» (همه خانه‌خدايند) اشاره نمود و درباره هر يك، با استناد به كتاب مقدس توضيحاتي ارائه كرد.

ادامه بحث زن در آئين مسيحيت به جلسه بعد موكول شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 13:16  توسط   | 

به نام خدا  دوست همه انسانها

سرشت شيطاني يا چشم‌انداز نبوت زنان؟

زن در آئين يهود (جلسه سوم)

 

ويژگي‌هاي آيين يهود (ادامه)

رسميت نهاد ديني

در اسلام اين رسميت در خود قرآن نيست، هر چند در تاريخ اسلام وجود داشته است. اما در آيين يهوددر خود كتاب مقدس خيلي صريح بيان شده است. شايد اين امر از يك تقسيم كار خيلي ساده شروع شده و بعد خيلي پيچيده شده باشد. در ابتدا هر كس خود براي خود قرباني مي‌كرده است و، به زبان شريعتي، تخصص وجود نداشته است. اما به تقليد از كنعانيان آنها نيز صاحب كاهن مي‌شوند (آشتياني، ص 385). ولي كاهن‌ها به تدريج سخنگويان خداوند مي‌شوند.

 اقليت‌هاي يهودي در ايران كتاب‌هاي درسي ديني دارند كه در يكي از آن كتابها (فرهنگ و بينش يهود جلد دوم چاپ سال 1382)، به آيه‌اي از تورات، اشاره مي‌كند كه در آن آيه آمده است: «هر گاه داوري موضوعي براي تو دشوار باشد برخيز و به نزد داور زمان برو و سؤال كن تا تو را در اين موضوع آگاه نمايد. بر طبق تورايي (قانوني) كه فرمان مي‌دهد و بر اساس حكمي كه به تو مي‌دهد عمل نما. اگر فردي از آن داور اطاعت ننمايد او را به شدت مجازات ]اعدام، طبق متن تورات[ نما» (ص 22). اين كتاب آدرس آيه فوق را نيز (تثنيه باب 17، آيه 8 تا 12) داده است. اين كتاب درسي ادامه مي‌دهد: «در اينجا مي‌بينيم كه تورات هر گونه تخلفي از دستورات سنهدرين (مجمع تحليل‌كنندگان و تفسيركنندگان توراي شفاهي) را ناروا و قبيح مي‌شمارد.  امروزه اين مرجع ربانوت (مجمع راوها و خاخام‌ها) است كه بايد از دستورات و فتواهاي آنها پيروي كرد» (ص 22). جاي ديگر هم مي‌گويد: «در تورات نوشته كه نزد داوري كه در آن عصر مرجع تقليد است، فتوا طلب كنيد. و بر پايه همين آيه در هر  عصر و دوره‌اي دستور بت‌دين ]منادي دين[ آن عصر قوت قانوني دارد و بس» (ص 24). من به آيه آدرس داده شده در تورات مراجعه كردم و ديدم اصلاً بحث فتوا نيست بلكه بحث داوري و يك امر قضايي و حقوقي است. اما به هر حال در يك تفسير رسمي و كلاسيك، نهاد دين يك نهاد رسمي تلقي شده است.

اما در خود كتاب مقدس، رسميت اين نهاد در كتاب لاويان كاملاً تأييد شده است. در عهد جديد هم اين نهاد كليساست ولي به آن شدت و تأكيدي كه در كتاب يهوديان آمده نيست، هر چند در تاريخ چنين شده است.

مجازاتهاي خشن حقوقي و مذهبي

من در كتاب مقدس 8 مجازات مرگ در امور مذهبي ديده‌ام: قرباني براي غيرخدا، كار در سبت (روز شنبه كه همه كارها تعطيل است اگر كسي كار بكند مجازاتش مرگ است. اين مثل آن است كه بگوييم در مورد روزه‌خواري مجازاتش اعدام است)، قرباني بچه براي بت، جنگ و كشتار در داخل و خارج از محدوده ارض مقدس (اين احتمالاً به معني كشتار، ياغيگري و ايجاد ناامني اجتماعي است كه در همه نظام‌هاي حقوقي قديم وجود دارد)، غنيمت گرفتن در موارد منع شده (كه بايد همه چيز نابود شود)،  احضاركننده ارواح، جادوگر، كاهني افراد غير از فرزندان هارون،‌ورود غيرمجاز به خيمه عبادت (در عبادتگاه بخشي است كه كسي نبايد وارد آن شود و خاص كاهن اعظم است كه ظاهراً سالي يك بار وارد آن مي‌شود).

در قاموس كتاب مقدس هم آمده كه در زمان پادشاهان....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 14:9  توسط   |