تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

 

حوا متهم نيست

 

در هفدهمين جلسه سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس، بحث زن در اسلام آغاز شد.

رضا عليجاني در اين جلسه ابتدا به بحث «كتاب» (قرآن و سير تدوين آن) پرداخت. وي گفت آيات قرآن در زمان رسول هم نگاشته و هم حفظ مي‌شد. (از جمله توسط برخي زنان) و بعضاً در كنار هم قرار گرفته و سوره‌هايي را تشكيل مي‌داد اما ترتيب همه آيات و سروة ها به خوبي و به طوركامل معلوم نبود. در زمان ابوبكر، يعني يك سال پس از مرگ رسول آيات سوره‌ها منظم شد و در زمان عثمان توسط يك هيدت ترتيب سوره‌ها نيز كامل شد (سال‌هاي 26 تا 30 هجر قمري) و يك نسخه مرجع (صحيفه امام) تدوين گرديد و نمونه‌هاي آن به بلاد مختلف اسلامي ارسال گرديد (سال 30 هجري) و از آن هنگام تاكنون همين صحيفه مورد تأييد همه مسلمانان (اعم از شيعه و سني) قرار داشته است. اين نسخه حتي با برخي ايرادات (املايي و عدم يكساني رسم‌الخط‌هاي آن، با تقدس و حساسيت كامل تا كنون نيز حفظ شده است).

وي به برخي اختلاف‌نظرهاي فرعي و از جمله به صحيفه امام علي اشاره كرد (كه ترتيب سوره‌ها در آن با ترتيب كنوني متفاو ت بود و به بر اساس زمان و سير زماني نزول آنها منظم شده بود). اما امام علي نيز چه در همان هنگام و چه بعداً در دوران خلافت خود با قرآن تدوين شده موافقت نمود.

عليجاني ادامه داد فاصله زماني نگارش و تدوين و تعيين نسخه مرجع در اسلام، نسبت به ساير اديان، نزديك‌ترين فاصله را با زمان رسول خويش دارد و از اين نظر مطمئن‌ ترين كتاب در حفظ سخنان رسول مي‌باشد.

وي آنگاه به نظريه كم‌فروغ تحريف قرآن اشاره كرد و به سير آن درشيعه پرداخت اما با ذكر توضيحاتي تأكيد نمود اين نظريه غلوآميز كه بيشتر ناشي از تعصبات فرقه‌اي و تمايلات سياسي فرقه‌اي بوده است همواره از سوي قاطبه مسلمان‌ها (اعم از شيعه و سني) به طور مستند و مستدل رد شده است.

عليجاني در رابطه با برخورد انتقادي مهندس بازرگان با نحوه تدوين قرآن و تأييد و تأكيد وي بر بهتر بودن شيوه امام علي، در تدوين قرآن بر اساس سير زمان نزول آن، نيز توضيحاتي مطرح نمود.

وي آنگاه پس از مرور متدلوژي برخورد با متون مقدس كه در اوولين جلسات كلاس مطرح شده و در جزوات 2 و 3 كلاس آمده بود، بحث زن در اسلام را آغاز كرد. اين بحث همچون بحث زن در ديگر كتب مقدس با بحث تحليل واژگاني شروع شد. در اين قسمت واژه‌هاي اب، ام، ذكر، انثي، رجل، نساء، امرء، امرئه، آدم، بعل، ابن، بنت، اخ، اخت و زوج مورد بحث قرار گرفت. آنگاه موضوع داستان خلقت طرح گرديد. داستان خلقت در اديان سامي پايه و اسكلت مشتركي دارد. ما در قرآن با مقداري اصلاح و تغيير همراه است. مهمترين آن عدم وقوع عصيان و گناه اوليه توسط حوا و انجام آن به طور مشترك توسط آدم و حوا مي‌باشد. بدين وسيله حوا از حالت متهم اصلي و اوليه گناه اوليه تبرئه شده و هر دو باني و باعث اين عصيان معرفي شده‌اند. بهشت، عصيان و هبوط براي هر دو مشترك بوده است. اما وقتي اسطوره خلقت انسان وارد تاريخ مي‌شود، فضاي مردسالار آغاز مي‌گردد. تلقي كلمات، پذيرش توبه و اجتباء و نبوت، ديگر تنها براي آدم مطرح مي‌شود. نخستين انسان، نخستين نبي است. (همان گونه كه در فرهنگ زرتشتي نخستين انسان، نخستين پادشاه است).

عليجاني در اين قسمت گفت هر گاه آدم به طور كلي مطرح شده، نمونه نوع انسان است (اعم از مرد و زن) و حالت جنسيتي ندارد اما هر گاه در داستان آفرينش انسان، سخني از همسر او نيز در ميان آمده است ديگر نبايد او را سمبل نوع انسان دانست. در اين قسمت‌ها او نماد يك مرد و همسرش نماد يك زن است و داستان آفرينش انسان بايد از اين منظر مورد بحث قرار گيرد.

ادامه بحث زن در اسلام در جلسه آينده پي‌گيري خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 17:25  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

زن در آيين مسيح (جلسه چهارم)[1]

 

«سه چيز هميشه باقي خواهد ماند: ايمان، اميد و محبت؛ از همه بزرگتر محبت است.» (پولس رسول، اول قرنتيان، 13،13)

 

ويژگي‌هاي آيين مسيحيت (ادامه)

رسميت نهاد ديني

رسميت نهاد ديني در عهد جديد شبيه عهد عتيق است. در قرآن رسميت به اين معنا وجود ندارد. هر چند در تاريخ اسلام اين رسميت اتفاق افتاده است. استناد كليساها براي رسميت‌شان به جمله خود عيسي است كه مي‌گويد من كليساي خود را روي اين صخره (پطرس) بنا خواهم كرد. ما همين رسميت را به ويژه در كلام پولس، و نيز ديگر رسولان هم مي‌بينيم. در واقع كليسا تبديل به واسطه انسان و خدا، چه اَب و چه ابن (خداي پدر و خداي پسر) مي‌شود. همچنين يك نوع قرائت رسمي در كليساها شكل مي‌گيرد. اعتقادنامه‌ها و لعنت‌نامه‌هايي كه قبلاً مطرح شد، تا حد زيادي با تاريخ اسلام متفاوت است. به همين دليل بستر تاريخي كه در آنجا منجر به سكولاريسم مي‌شود، به علت نقش بيشتري كه كليسا عملاً در عرصه زندگي فرهنگي و دين، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي و... دارد، نيز تا حدي متفاوت است،  كتاب مقدس هم با شدت زياد پشتيبان رسميت كليسا است. اين امر ايجاد عكس‌العمل كرده است. ويكتور هوگو جمله جالبي دارد. او مي‌گويد: در هر روستاي فرانسه يك شمع است كه نور مي‌افشاند؛ معلم، و يك دهان است كه فوت مي‌كند؛ كشيش (خدا در آمريكا، ص 193). اين خلاصه تلقي يك روشنفكر از قرون وسطي است. و جنبش روشنگري مي‌خواهد اين معادله را به هم بزند. و طبيعي است كه عصر جديد اين داستان را به هم زده است.

سازماندهي و تمرين كار جمعي

يكي از چيزهايي كه روشنفكران مذهبي مسلمان روي آن تبليغ مي‌كنند و درست هم هست اين است كه ما در اسلام، كليساي رسمي نداريم. در جهان اسلام نظام روحانيت بر اساس ضرورت به وجود آمده است. اما در درون دين رسميتي نداشته است. هر چند بعداً واقعيت پيدا مي‌كند. در اين رابطه فقط نكات منفي رسميت كليساها مطرح مي‌شود. اما اين نهاد يك كاركرد مثبت هم داشته و آن اين كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 17:23  توسط   | 

 

به نام خدا

 

شانزدهمين جلسه سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس، بحث زن در آيين مسيحيت را به پايان برد.

رضا عليجاني در اين جلسه بحث برخي ويژگي‌هاي آئين مسيحي را با ذكر اين نكات پايان داد:

-        رسميت نهاد ديني

-        سازماندهي و تمرين كار جمعي

-        كمرنگي مسئوليت كلان سياسي – اجتماعي

-        نظريه سياسي آئين مسيحي

-        تجربه ناموفق نفي شريعت

وي بحث زن در آئين مسيحي را نيز با ذكر برخي ديگر از ويژگي‌ها و نكات پيرامون زن در عهد جديد به پايان برد:

-        حمايت از بيوه‌زنان

-        عدم ذكر زنان دركنار و همپاي مردان

-        - عدم برخورد هديه – فديه‌اي با زنان

-        زن در خانواده (ترجيح تجرد، تقسيم نقش خانوادگي مبتني بر: مرد؛ رياست، احترام و وفاداري، و زن؛ اطاعت، خدمت و محبت، محدودسازي و نفي چندهمسري، دفاع از حقوق جنسي زنان)

-        طلاق

-        ارث

-        حجاب

-        برخورد اخلاقي و حمايت حقوقي و عاطفي از زنان

عليجاني در پايان، در جمع‌بندي اين بحث نكاتي را مطرح ساخت از جمله دوصدايي بودن عهد جديد درباره زن. وي در اين رابطه توضيح داد كه مسيح در آموزه‌ها و رفتارش، برخلاف پلوس، هيچگاه زنان را تحقير نكرد و در گفتار واعمال او غلبه با وجه رفرم به نفع زنان است. اما جهان و جامعه مردسالار اين رفرم را برنمي‌تابد و به مقابله و مقاومت در برابر آن برمي‌خيزد. سخنگوي اين مقاومت پلوس رسول است كه نگاهي به شدت مردسالار دارد. اين رسالت منفي را كليسا (عليرغم نقش فعال اوليه زنان در آن) ادامه مي‌دهد. عليجاني افزود عليرغم غلبه ضدرفرم بر رفرم اما آن رفرم نقش تاريخي خود را ايفا مي‌كند و دنياي پس از رفرم (عليرغم غلبه ضدرفرم بر آن) با دنياي قبل از آن متفاوت است و وضع زنان بهبود مي‌يابد. وي  گفت مقايسه اين دو دنيا (دنياي مسيحي با دنياي رومي، يوناني، يهودي قبل از آن) به روشني بيانگر بهبود وضع زنان در اين مرحله مي‌باشد.

عليجاني در پايان از حضار خواست به احترام عيسي مسيح از جاي برخيزند. وي جامعه، منطقه و جهان معاصر ما را نيازمند پيام محبت و انسان‌دوستي مسيحايي، و نه فرهنگ مسيحيت رسمي مملو از كرامت و خارق‌العادگي و انحصارطلبي ديني و نفي هر غير خود؛ دانست. عليجاني سخنان خود در اين جلسه را با كلامي از پولس رسول به پايان برد كه «در پايان سه چيز باقي مي‌ماند: ايمان، اميد و محبت؛ و محبت از همه بزرگتر است».

در جلسه آينده بحث زن در قرآن آغاز خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 17:19  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

زن در آيين مسيح (جلسه سوم)[1]

 

تاريخ كليسا؛ تبديل خشونت رومي به خشونت كليسايي (ادامه)

«مسيح بزرگترين تغييردهنده تاريخ انسان در كره زمين است. همين فرد، خط هم نداشت، سواد هم نداشت، كتاب هم نخوانده بود، فيلسوف و اين حرف‌ها هم نبود. يك فرد بي‌كس و كار و گمنام در كنار بحر احمر؛ اما مي‌بينيم تاريخ بشر را عوض مي‌كند.

ايمان همواره قدرت‌ها را در هم مي‌شكند، هر چند كه دردل فرد ضعيفي باشد و قدرت در دست پايگاهي نيرومند. اين رابطه جبري است. به قول قرآن چه بسياري از گروه‌هاي كوچك كه بر گروه‌هاي بزرگ غلبه كرده‌اند.» (علي شريعتي، م.آ 23، ص 97)

«مسيحيت به شدت آخرت‌گرا و انسان‌گرا است و به فضيلت بيشتر توجه دارد تا قدرت، منظور مسيح ايجاد محبت است نه ايجاد تسلط. مسيحيت احساس عدم مسئوليت و سهل‌انگاري است به هر چه در زمين مي‌گذرد... تسليم كلي و صرف‌نظر كردن از جنگ، تحقير برخورداري‌ها و ترك لذت‌ها و نعمت‌ها، تحقير عقل و تقويت دل، سادگي در زندگي و در انديشيدن. ]اما[ روح مسيحيت وقتي به غرب مي‌رود همه اين خصوصيات را از دست مي‌دهد و خصوصيات غربي را مي‌گيرد. در طول تاريخ پيغمبري لطيف‌تر، مهربان‌تر و نرم‌تر از مسيح نداريم كه زلال مطلق است و بيش از هر مذهبي به گذشت و تسليم در برابر دشمن توصيه كرد، به طوري كه نيچه مي‌گويد مسيحيت يك اخلاق زنانه است؛ در صورتي كه هيچ مذهبي به اندازه مسيحيت خون نريخته و قساوت به خرج نداده است.» (علي شريعتي، م.آ 25، ص 48)

در جلسات گذشته بحث زن در آيين مسيحيت را شروع كرديم. در اين جلسه، در ابتداي بحث ويژگي‌هايي از تاريخ مسيحيت و كليسا را مطرح مي‌كنيم و سپس بحث زن در آيين مسيحيت را پي مي‌گيريم. در جلسات گذشته بحث كليسا را مطرح كرديم. در رابطه با كليسا يك نظريه محوري ما اين بود: تبديل تشرع احكامي يهودي به تشرع عقيدتي مسيحي. و نظريه دوم: تبديل خشونت رومي به خشونت كليسايي. امروز بخش دوم را به اتمام خواهيم رساند.

 

برخي ريشه‌هاي اوليه خشونت كليسايي

اگر بخواهيم ريشه‌هاي خشونت كليسايي را پيگيري و رديابي كنيم مي‌بينيم خشونت كليسايي از خشونت زباني شروع شده و بعد به خشونت عملي كشيده شده است. اما ريشه‌هاي خشونت زباني را مي‌توان در چند عامل جستجو كرد:

عوامل اوليه آن به اناجيل و حتي مي‌توان گفت گاه به سخنان عيسي برمي‌گردد. ريشه اين امر نيز تأكيد و اغراقي است كه ممكن است از يك حس ايماني و انحصاري ديدن ايمان و دين در خود و يا از ريشه‌هاي ديگري همچون از شخصيت و زبان رمانتيك خود عيسي نشأت گرفته مي‌شود. شخصيت‌هاي رمانتيك معمولاً اغراق‌گر هستند. يك نمونه اين زبان تند وقتي است كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 17:18  توسط   |