تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

بررسی زن در اسلام (۳)

نوزدهمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس به بررسي زن در اسلام (قسمت سوم) اختصاص داشت.

در اين جلسه رضا عليجاني در ادامه مباحث قبلي نكات زير را مورد بررسي قرار داد:

- نفي ارث‌بري زنان (زن به مثابه شيئ يا شخص)، و تأكيد بر برخورد نيك (معروف) با زنان.

در اين قسمت حركت رفرمي و اصلاح‌گرانه قرآن در نفي سنت عرب قبل از اسلام بررسي شد كه ارث بردن زنان همانند ديگر اموال متوفي را مورد نقد قرار مي‌داد و نيز به برخورد نيك (معروف) با زنان تأكيد مي‌كرد. امر نيك (معروف) با عقل و شرايط عرفي هر زمان شناخته مي‌شود.

-        نگاه جسم‌محور به زنان (بازتاب ديگري از فرهنگ قومي زمانه).

در اين جا عليجاني ضمن اشاره به پررنگ بودن «عشيره، لذت، مروت»، در فرهنگ عرب، با استنادات مختلفي به شعر عرب قبل از اسلام لذت‌طلبي مبتني بر برخورد جسم محور با زنان را مورد بررسي قرار داد و افزود عليرغم رفرم‌ها و اصلاح‌هاي متعدد قرآن در اين امر، اما به طور طبيعي بازتاب‌هايي از اين فرهنگ در قرآن نيز منعكس است. (هر رفرمي ضمن تغيير بخشي از واقعيت، بخش‌هايي از آن را نيز به طور گريزناپذير مي‌پذيرد). وي در اين قسمت چند موضوع را به عنوان مثال  مورد بررسي قرار داد (تصوير زنان در بهشت، زنان كشتزار شمايند - كه جمله معروفي در تمدن‌هاي گوناگون از جمله عرب قبل از اسلام بوده است -  ازدواج موقت، «متعه» يا «صيغه»، دادن دستمزد به زنان، سهولت جايگزيني زنان، ازدواج با كنيزان، ازدواج با كنيزان شوهردار)

-        رابطه زن و مرد؛ آرامش بخشي، دوستي و محبت.

عليجاني در اين قسمت گفت كه ترسيم اين نوع ارتباط‌ها بين زن و مرد، رويكرد و صدايي متفاوت با رويكرد جسم‌محور با زنان دارد و يكي از آموزه‌هاي رفرمي و اصلاح‌طلبانه جدي قرآن است.

-        زن و مرد پوشش يكديگرند.

اين محور نيز بيانگر رابطه‌اي متساوي، متقابل و انساني و مشترك بين زن و مرد است.

-        ذكر همپاي مردان و زنان (هر يك همانند يكديگرند).

اين مسئله تنها در اوستا و قرآن آمده است و در آيات متعدد به ذكر صريح و مشترك زنان و مردان (مؤمن، بخشش‌گر، شكيبا، امركننده به بدي و نهي‌كننده از خوبي، مقاوم در برابر شكنجه و...؛ و نيز مشرك و منافق و...) پرداخته است. عليجاني تأكيد كرد كه شأن نزول  اين آيات نيز مهم است و همگي در اعتراض و طرح مطالبة زنان در رابطه با اين كه چرا در قرآن فقط از مردان ياد مي‌شود، عنوان گرديده است.

-        دروغ خواندن محروميت زنان از اغذيه‌هاي آئيني.

در اين محور سنت محروميت زنان از برخي اغذيه‌هاي آئيني در فرهنگ زرتشتي و يهودي و نيز فرهنگ شرك و تمثال‌پرستي  توضيح داده شد. قرآن نيز اين سنت را، در كنار مجموعه سنت‌هاي خرافي ديگري كه به خدا نسبت داده مي‌شد، شديداً مورد انكار و تكذيب، از سوي خداوند، قرار مي‌دهد.

در پايان جلسه پرسش و پاسخ به صورت كتبي و شفاهي برگزار شد. ادامه بحث زن در اسلام به جلسه آينده موكول گرديد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 9:54  توسط   | 

به نام خدا

زن در اسلام (جلسه دوم)

 

جلسه امروز را با ياد خدا و با بزرگداشت تولد مسيح آغاز مي‌کنيم هفته‌اي که گذشت سالگرد تولد مسيح بود مسيح در فرهنگ اسلامي و ايراني آثار و بازتابهاي زيادي داشته است از جمله حضرت امير در نهج‌البلاغه اشاراتي به مسيح دارد:

پيروي کردن از رسول خدا تو را کفايت مي‌کند اما باز اگر مي‌خواهي از موسي تبعيت کن ... و يا از داوود ... و يا از عيسي ابن مريم که سنگ بالشش بود، جامه زبر مي‌پوشيد و طعام خشن مي‌خورد خورشت او گرسنگي بود، چراغ او در شب روشنايي ماه و سآيه بان او در زمستان جايي که آفتاب مي‌تابيد يا غروب مي‌کرد، ميوه و سبزي او گياهاني بود که زمين براي جانوران رويانده بود، نه زني داشت که به ابتلا و دشواري‌اش ‌اندازد، نه فرزندي که اندوهگينش سازد، و نه دارايي که خدا را فراموش کند ونه طمعي براي داشتن که خوارش سازد. مرکبش دو پايش بود و خدمتکارش دو دستش...

از پيامبر اسلام پيروي نما که زير چشمي به دنيا نمي‌نگريست، از جهت پهلو لاغرتر بود و از جهت شکم گرسنه‌ترين اهل دنيا. او بر روي زمين طعام مي‌خورد و خواني نمي‌گسترد. مي‌نشست همچون نشستن بندگان و به دست خود پاره‌گي کفش و لباسش را مي‌دوخت. (نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 159، فراز 13 تا 25)

همچنين در جاي ديگر مي‌گويد: خوشا به حال پارسايان که در دنيا به آخرت دل بستند، زمين را فرش، خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار دادند. پس به روش مسيح دنيا را از خود جدا کردند. (نهج‌البلاغه، فيض‌الاسلام، حکمت 101)

در فرهنگ اسلامي مسيح يکي از پيامبران مورد پذيرش مسلمانان بوده وهميشه مورد احترام آنان قرار داشته است. در فرهنگ ايراني هم همين احترام براي مسيح وجود دارد در قطعه‌اي که شاملو سروده است و دوران و جامعه ايده‌آل را ترسيم مي‌کند جملاتي را نيز از مسيح الهام گرفته است:

روزي دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

روزي که کمترين بوسه سرود است

و هر انسان براي انسان برادري است

روزي که ديگر انسان حماسه نيست

و هر شمشير تيغه گاوآهني است

(در کنار زيبايي اين شعر شاملو نکته‌اي هم در رابطه با بحث زن وجود دارد؛ او مي‌گويد هر انسان براي انسان «برادري» است و اين نشانگر ادبيات مذکر جامعه انساني است، بدين طريق مي‌بينيم که فرهنگ مذکر در جديد‌ترين اشعار ما نيز حضور دارد.)

در جلسه گذشته شرج فشرده‌اي از سير تدوين قرآن را مطرح كرديم و گفتيم قرآن همزمان با رسول نوشته مي‌شد هرچند ترتيب همة آيات و سوره‌هاي آن مشخص نبود. آيات در زمان ابوبکر منظم شد اما همچنان ترتيب سوره‌ها به طور كامل مشخص نبود. در زمان عثمان، بين سالهاي 26 تا 30 هجري، قرآن توسط يک هيات تدوين شد و متن نهايي آن...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 9:49  توسط   | 

به نام خدا

دوصدايي (رفرم - بازتاب و همراهي با فرهنگ زمانه)

 

در هجدهمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس، بحث زن در اسلام، با توجه به سه تفسير قديمي‌تر و سه تفسير جديدتر از ميان تفاسير متعددي كه در باره قرآن وجود دارد، با طرح اين نكات توسط رضا عليجاني پي گرفته شد:

 

 

-     همسرشتي زن و مرد. در اين نكته بحث خلقت همه انسان‌ها از يك «نفس» مطرح شد و تأكيد گرديد كه در قرآن برداشت و برخوردي مشترك با همه انسان‌ها (اعم از زن و مرد) وجود دارد. و تساوي توحيدي انسان‌ها مي‌تواند مبنايي انسان‌شناختي براي عدالت و دموكراسي قرار گيرد.

همچنين اشاره شد كه مسئله خلقت حوا در خود داستان آدم نيامده است اما در آيات مربوط به همسرشتي انسان‌ها اشاره‌اي تلويحي به خلقت زوج ديگر از نفس زوج اول شده است. برخي آن را خلقت حوا از جسم آدم (عمدتاً با استناد به برخي احاديث) و برخي از جنس  آدم (با استناد به قرآن) تفسير كرده‌اند.  عليجاني گفت ابهام و اجمال در طرح اين موضوع نشان مي‌دهد كه داستان خلقت اديان سامي در تدوين جديد قرآني آن نمي‌خواهد، بجز اشاره به تساوي و همسرشتي آدميان، تأكيدي خاص بر ماجراي خلقت زن، از مرد، شبيه ديگر كتب مقدس سامي، داشته باشد.

-     خلقت زوجي انسان‌ها (مساوي و مكمل). علاوه بر اشتراك و تساوي ذاتي آدميان، در آيات مربوط به خلقت زوجي انسان، با توجه به معناي زوج كه قرينه‌اي مساوي و مكمل را مي‌رساند، بر  تساوي و مكمل بودن زن و مرد تأكيد مي‌گردد.

-     برتري مذكر بر مؤنث (بازتاب و همراهي با بخشي از فرهنگ مذكر دوران). در اين رابطه به 6 آيه مكي استناد گرديد كه ضمن بحث با مشركان درباره نفي اعتقاد آنها مبني بر اين كه فرشتگان دختران خدا هستند، و در ضمن سؤالات انكاري كه مطرح مي‌كند؛ اما، همراهي‌هايي هم متأثر از فرهنگ زمانه با مضمون برتري مذكر بر مؤنث در آنها وجود دارد. عليجاني اين بخش از آيات را در چارچوب اين نظريه قرار داد كه مصلحان و پيامبران در ضمن حركت اصلاحي خود در ايجاد رفرم و اصلاح، چه در فرهنگ و چه در مناسبات زمانه، بخشي از واقعيت فكري و اجتماعي را اجباراً حفظ و بخش‌هايي از آن را اصلاح مي‌كنند. وي وجود اين مفاهيم را، اجباراً بيانگر يك نوع حالت دوصدايي، البته براي انسان معاصر، نه انسان هم‌عصر متن، دانست و با پذيرش مرحله‌اي برده‌داري ضمن برخورد اصلاحي با آن مقايسه كرد.

-     گشاده‌رويي خداوند در پذيرش دختر. در اين قسمت به نذر  همسر عمران بر وقف معبد كردن فرزند خويش اشاره كرد. اما وي به خاطر دختر به دنيا آمدن فرزندش شرمنده شد. ولي خداوند نذر او را «قبول حسن» نمود و با استقبال با فرزند دختر او (مريم) مواجه گرديد.

-     شروع بحث زنان، با حمله به دختركشي. اولين آيه قرآن درباره زنان پس از طرح مسئله آخرالزمان و آخرت با برخورد تند با رسم زنده به گور كردن فرزندان دختر و فاجعه دختركشي آغاز شده است.

-     پايان عمر، باز سفارش زنان. پيامبر در وصاياي آخر عمرش نگراني خود را درباره زنان و بردگان، به عنوان دو طيف تحت ستم جامعه مطرح كرده است.

-     زنان و اموال مايه امتحان. مشابه آيين هندو، مسيحيت و ادبيات عرفاني؛ زنان، فرزندان و اموال مردان مايه امتحان معرفي شده‌اند. عليجاني ضمن اشاره به ادبيات مذكر نهفته در اين آيات گفت در اسلام عمدتاً به اصلاح «اراده» و «نسبت» ميان انسان و مواهب مادي زندگي (از جمله زندگي زناشويي) توجه شده است نه منفي تلقي كردن خود آن مواهب. اما وي ضمن ارائه بحثي اجمالي درباره احاديث (و اشاره به وجود فراوان احاديث جعلي و نيز احاديث صحيح اما معارض يكديگر) گفت در برخي احاديث بجاي توجه به اين نسبت اشارات و مفاهيمي وجود دارد كه گويي ذات زن، جسم، دنيا و ... منفي است؛ و اين‌ها بيشتر متأثر از فرهنگ مذكر دوران مي‌باشد.

پس از برگزاري پرسش و پاسخ (كه بيشتر از جلسات پيشين به درازا كشيد)، ادامه بحث زن در اسلام به جلسه آينده موكول شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 8:20  توسط   | 

به نام خدا

زن در اسلام (جلسه یکم)

«مشاهده چنين تحولي ]تحولي كه قدرت حياتي پيامبر در پيروانش بوجود آورد[ حيرت‌آور است. آن گاه که به عقب برگرديم و فقر عقلي و فکري مدينه منزوي را فقط در يکصد سال پيش بنگريم». (هميلتون گيب، اسلام بررسي تاريخي، ص 26)

اسلام سازنده بخش مهمي از خودآگاهي فرهنگي و ديني جامعه ماست و همچنين سازنده بخش عظيمي از روان قومي و جمعي مشترک جامعه ايراني است. بنابراين شناخت اسلام شناخت خود ماست. به علاوه، ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که حاکميتي مذهبي بر آن حکومت مي‌راند و بخش مهمي از قوانيني که در همه حوزه‌ها، بويژه حوزه زنان، حاکم و جاري است متاثر از اسلام و فرهنگ اسلامي و يا فرهنگ روحانيت اسلامي است بنا براين شناختن اين فرهنگ و مواجهه منطقي و روشمند با آن، جداي از اينکه اعتقادي به دين اسلام داشته باشيم يا خير، براي همگان، و بويژه براي زنان و فعالين جنبش زنان درايران، ضروري است. اما به نظر مي‌رسد فعالين فرهنگي و سياسي و بويژه فعالين جنبش زنان در ايران از فقر تئوريک زيادي در اين رابطه رنج مي‌برند و بسيار ناآشنا با اين فرهنگ هستند. و بر اين اساس نمي‌توانند با فرهنگي که در بين توده‌هاي زنان در ايران وجود دارد ارتباط برقرار کنند و همينطور در مراودات اجتماعي و حرکات اجتماعي نمي‌توانند ديالوگ مشترکي با قدرت مستقر بوجود آورند. ما بحث زن در اسلام را مفصل‌تر از بقيه مذاهب بحث مي‌کنيم چون منابع بيشتري در اختيار داريم و بيشتر از ساير مذاهب با آن درگير هستيم. اما در باره پيامبر و زندگي و ويژگي‌هاي اسلام بحث نمي‌کنيم چون...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:57  توسط   |