تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

 

رفرم و اصلاحات ناتمام

 

جلسه بيست و چهارم از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس (و جلسه هشتم از بحث زن در اسلام) را رضا عليجاني با تبريك سال نو، و بحثي كوتاه درباره روز نو و نوروز و آرزوي  نوروز پراميد براي همگان آغاز كرد. و سپس در ادامه بحث زن در خانواده اين نكات را مورد بحث قرار داد:

-        عدم ذكر وفاداري در متن، بر خلاف اوستا و...؛ (با توجه به سهولت ازدواج جديد و استبدال زوج و نيز عدم مشروط بودن علت طلاق توسط مردان و سهولت شديد طلاق؛ عليرغم آناينكه در يك جا ازدواج «ميثاق غليظ» خوانده شده است).

-        ازدواج با دختران كم‌سن كه سنت رايج عرب بوده است؛ (البته آميزش با آنان، در فقه اسلامي، مقيد به بلوغ جسمي‌شان شده است).

-        مشورت زن و شوهر در بازگيري نوزاد از شير؛ (عليرغم پذيرفتن رياست مرد بر خانواده؛ اما به علت غلبه فرهنگ مردسالار بر مفسران و فقها مسئله لزوم شور و مشورت، هيچگاه به يك قاعده و مبنا – در امور خانوادگي – تبديل نشده است).

-        تنبيه بدني زنان؛ در اين امر پيامبر در ابتدا مدتي در برابر فرهنگ و سنت (و مطالبات مردان) مردسالار مقاومت مي‌كند اما بعد تسليم مي‌شود؛ ولي همراه با يك رفرم و اصلاحات ناتمام. عليجاني مستندات اين پروسه را از كتب شأن نزولي و تفسيري و... توضيح داد و افزود اين رفرم و اصلاح (ناتمام) در اين حد بود كه مردان به محض عصبانيت، و در مرحله اول حق زدن همسرانشان را ندارند؛ و نيز در صورت كوتاه آمدن زنان حق ادامه برخورد را ندارند وگرنه خداوند خود قدرتمند است (و از زنان حمايت مي‌كند). در سنت و سپس فقه اسلامي نيز قيود زيادي براي حداقلي كردن برخورد فيزيكي ذكر شده است. به موازات اين امر پيامبر به كرات نفرت و كراهت خود را از مرداني كه همسرانشان را تنبيه مي‌كنند اظهار مي‌كند و جو رواني – عاطفي ديني منفي حول اين سنت رايج در جامعه ايجاد مي‌كند. 

عليجاني در تحليلي كلان‌تر افزود مسئله تنبيه بدني علاوه بر سيستم قضايي عام بشري كه نيازمند «حكم» بود در چند عرصه به صورت بي‌حكم نيز در تاريخ بشر (و حتي در جامعه ما تا چند دهه پيش) رواج داشته است از جمله در سيستم آموزشي كه معلم شاگردانش را تنبيه مي‌كرد، در سيستم تجاري – صنفي كه استاد (يا اوستا) شاگرد يا شاگردانش را در حجره و كارگاه تنبيه مي‌كرد و درون خانه (به ويژه در اقشار فقيرتر و نيز در روستاها) مرد زن و فرزندانش را تنبيه مي‌كرد... وي افزود طبق آمارهاي سازمان ملل خشونت خانگي هنوز نيز در جوامع بسياري، حتي در كشورهاي پيشرفته وجود دارد تا آن جا كه برخي جامعه‌شناسان و تحليل‌گران با كمي اغراق، بيرون خانه را از درون آن براي زنان امن‌تر دانسته‌اند (البته با در نظر گرفتن معناي عام خشونت خانگي كه فراگيرتر از برخورد فيزيكي است). اما، در يكي دو سده اخير (و در بسياري جوامع چند دهه اخير) گفتمان و مناسبات مبتني بر برخورد فيزيكي به طور عام و برخورد فيزيكي با زنان درون خانه، به طور خاص، وجه غالب خود را از دست داده و به يك ضدارزش فكري و اخلاقي و در عمل به يك پاورقي تبديل شده است (هرچند ريشه‌كن نگرديده است). برخورد قرآن و اسلام نيز در زمينه و زمانه خود با اين امر يك رفرم و اصلاح ناتمام بوده است.

وي اضافه كرد در دوران جديد مسائلي چون تنبيه بدني زنان، تعدد زوجات، حقوق برابر افراد غير هم‌دين و نظاير آن، از نقاط و نكات مهمي است كه تفاوت انواع رويكردهاي دين‌شناختي (سنت‌گرا و بنيادگرا، رفرميست و نوگرا) را به خوبي آشكار مي‌سازد.

-        تعدد زوجات (پلي‌گامي). در اين مورد نيز برخورد قرآن و اسلام يك اصلاحات ناتمام بوده است. قرآن تعدد زوجات را ابداع نكرده، بلكه يك سنت رايج در بسياري از جوامع، بويژه در شرق (و مخصوصا در جامعه عربي)، را به لحاظ كمي محدود و به لحاظ كيفي نيز مقيد به رعايت عدالت كرده است (عدالت در امور اقتصادي، زناشويي و...، و نه عدالت در محبت قلبي كه خود قرآن آن را ناممكن خوانده است). عليجاني افزود براي شكل‌گيري تعدد زوجات در تاريخ و تمدن بشري دلايل گوناگون اقتصادي، اجتماعي، بيولوژيك، فردي و رواني و... مختلفي ذكر شده است، اما به هر تحليل و تعليلي كه در اين حوزه قائل باشيم (چون تعدد شوهر امري بسيار استثنايي، مثلا در تبت، بوده است)؟ اين پديده در جامعه عرب همزمان با پيامبر نيز به عنوان يك امر معمول و پذيرفته شده وجود داشته است. اين امر (به علاوه احتمالا اين عامل كه رسول خود نيز تمايل به اين سنت داشته است)، باعث گرديده در اين حوزه نيز رفرمي محدود و نه اصلاحاتي جهشي (همچون مسئله ارث زنان) به نفع زنان صورت بگيرد. ولي توقع ريشه‌كني اين سنت، همچون توقع لغو برده‌داري (كه تا قرن گذشته در تاريخ بشر رايج بوده است)، توقعي محال و غيرواقعي و غيرتاريخي است.

عليجاني در پايان افزود نظريات انسان‌شناختي توحيدي كه زن و مرد را هم‌سرشت و هر يك را مسئول مي‌داند، نظريات خانوادگي مبتني بر مودت و رحمت و ...، از سويي و قواعد حقوقي همچون تنبيه بدني در مرحله سوم، نه اول؛ تعدد زوجات محدود و مشروط به عدالت و...، از سوي ديگر؛ يك بسته و مجموعه را تشكيل مي‌دهد كه حاوي «عدل زمانه» خويش است، و در زمينه و زمانه خود گامي مثبت وبه نفع زنان بوده است. اما با تغيير تدريجي سامانه و پارادايم فكري و نيز دگرگوني مناسبات اجتماعي – اقتصادي و...؛ اين بسته و «مجموعه» ديگر نه تنها پيش‌برنده عدل و عدالت نيست، بلكه اجزايي از آن در بستر زمانه ما حاوي تبعيض و ستم، از جمله به زنان مي‌باشد؛ بنابراين مي‌بايستي اين مجموعه باز و شكسته شود و صداي تاريخي مبتني بر عدل زمانه تفكيك گردد و صداي ماندگارتر آن، از جمله صدا و نگاه تغييرطلبانه و يا صداي مبتني بر تساوي توحيدي جنسيتي مورد توجه و تأكيد قرار گيرد و صداهاي مغاير آن در آن منحل گردد. اين كاري است كه اگر رسول نيز  اينك بود؛ به فوريت و تأكيد بدان اقدام مي‌نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 12:10  توسط   | 

به نام خدا دوست همه انسانها

تحليل ذات‌انگارانه يا تحليل موقعيتي از تفاوت‌هاي حقوقي

 

جلسه قبل را با آيه‌اي از قرآن درمورد رابطه انسان و خدا شروع کرديم و گفتيم که اين آيه يك شوک رواني قوي در مورد نسبت خداوند و انسانهاست.  اين جلسه را نيز با آيه‌اي درمورد رابطه انسان و انسان شروع مي‌کنيم که بسيار تکان‌دهنده است (اين آيه در انفرادي ساعت‌ها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود) و سخني مسيحايي است که بر زبان محمد جاري شده است:  آيات 34 و 35 از سوره 41.

و لا تستوي الحسنه و السيئه ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينك و بينه عداوه كانه ولي حميم و ما يلقيها الاالذين صبروا و ما يلقيها الا ذو حظ عظيم.

نيکي با بدي يکسان نيست. بدي را با بهترين خوبي بران. آنگاه خواهي ديد آن کس که ميان تو و او دشمني است چون دوست و خويش شود و اين ويژگي و وضعيت را جز کساني که صاحب بهره‌اي بزرگ‌اند درنمي‌يابند.

اين بهره و سرمايه بزرگ، سعه صدر، بزرگ‌منشي و مدارا است؛ چيزي که در جامعه ما خيلي کمياب است.

درادامه سلسله بحثهاي زن در متون مقدس جلسه ششم بحث زن در اسلام را دنبال مي‌کنيم متدلوژي بحث را در جلسات گذشته گفتيم که متکي به نگاه تاريخي به متون است و توجه محوري ما اينست که متون مقدس براي انسان جديد دوصدايي هستند هرچند در زمان خود تک صدايي بودند اما گذر تاريخ و تفاوت فرهنگي و مناسبات اجتماعي سبب شده است اين متون براي انسان معاصر دو صدايي باشند و مسئله محوري دين‌داران، به ويژه نوانديشان ديني نحوه برخورد با اين دوصدايي است. ما اين دوصدايي را در فرهنگ و اديان هندي، زرتشتي، يهودي و مسيحي بحث کرديم. در اسلام هم وضع همين گونه است. آخرين نکته‌اي که در جلسه قبل بحث کرديم موضوع زنان پيامبر بود. در اين جلسه  چند نکته ديگر را بررسي مي‌کنيم:

عدم تلقي و برخورد تابويي با مسائل زنانه (پريود، زايمان و...)

ما در جلسات گذشته در کتب قديمي‌تر به ويژه در عهد عتيق و اوستا برخورد تابويي متأثر از دانش و فرهنگ زمانه در مورد مسائل زنان را ديديم اما در قرآن چنين برخوردي وجود ندارد و علتش هم، به نظر من، متاخرتر بودن قرآن است.

آيه  222 از سوره 2  مي‌گويد: و يسئلونک عن المحيض قل...

از تو راجع به پريود زنان مي‌پرسند، بگو اين رنجي است براي زنان، در اين حالت نزديكشان نشويد تا آنکه پاک شوند و آنگاه كه پاك شدند با آنها آن گونه كه خداوند فرمان داده است درآميزيد. خداوند توبه‌كنندگان و پاکيزه‌گان را دوست دارد.

قبلاً در عهد عتيق ديديم وقتي گناه اوليه اتفاق مي‌افتد مجازات حوا اين است که دچار رنج زايمان شود و مجازات آدم کار است. در واقع اينگونه مسائل زنانه  در عهد عتيق نوعي مجازات زنان است. اما قرآن آن را رنج مي‌داند و حالت مجازات الهي آن حذف شده است. روض‌الجنان مي‌گويد عرب را در جاهليت عادت چنان بود که چون زن را حيض پديد آمدي از او اجتناب کلي کردندي و او را در خانه تنها بنشاندي  و با او ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 11:50  توسط   | 

به نام خدا

رفرم در وضعيت تاريخي برتري و رياست مردان بر خانواده

 

بيست و سومين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس و هفتمين جلسه زن در اسلام در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار شد. رضا عليجاني در آغاز اين جلسه ضمن تبريك روز زن، به اظهار تأسف از بازداشت عده‌اي از فعالان حقوق زن (همچون خانم‌ها مرتاضي، گوارايي، صدر، احمدي و...) پرداخت.

وي آنگاه بحث تصوير زن در متن و زن در خانواده را مطرح كرد. در رابطه با تصوير زن در متن، وي گفت در اين قسمت منظور بحث اعتقادي، اخلاقي و احكامي نيست، بلكه بيشتر به نقاط و نكات مورد توجه و حساسيت متن درباره زن مي‌پردازيم. وي با تأكيد بر دوصدايي بودن متن، اهم ويژگي‌ها و نقاط مهم تصوير زن در متن را چنين برشمرد:

-    عدم تلقي و تأكيد بر زايش و پسرزايي، همراهي و هم‌پايي زنان با مردان (بازتاب مطالبات و اعتراضات خود زنان)، مرد قوي و افزون‌طلب و زورگو و زن ضعيف و بي‌پناه (تذكرات مكرر به مردان درباره زنان و عدم اجحاف به آنان)، مادر زحمتكش و همسر آرامش‌بخش، نگاه جسم‌محور در نحوه ارتباط مرد و زن با توجه و حساسيت به نگاه، لمس، نحوه گفتگو و...، و مسئله زنان حوري در بهشت)، زن (و فرزند) براي مرد (و پدر)، ذكر اغواگري، ساحري و مكاري زنان (اما نه به برجستگي و تأكيد برخي متون ديگر)، زن دنباله و تبعه مرد و گاه كم‌رنگ شدن مسئوليت فردي (ورود زنان همراه مردانشان در قيامت به بهشت و جهنم).

عليجاني در ادامه به تصوير زن در احاديث (كه  البته در بين آنها احاديث صحيح و جعلي زيادي وجود دارد) پرداخت و گفت در اين قسمت دوصدايي‌ها به اوج مي‌رسد  و عليرغم وجود احاديث معارض در همه حوزه‌ها و همه موارد، اما؛ نگاه منفي و مردسالار به زن در اين قسمت بخش عمده‌اي را به خود اختصاص مي‌دهد. وي افزود در اين عرصه نكات متعددي وجود دارد همچون: نقصان عقل زنها، اكثر جهنميان را زن‌ها تشكيل مي‌دهند، بزرگي كيد زنان (برتر از مكر شيطان)، فتنه زنان، شر بودن و شوم بودن زنان، عدم مشورت با زنان، بي‌وفايي زنان، زيادي شهوت زنان، حرافي و پرگويي زنان، رازنگاه‌ناداري زنان، ناسپاسي و بدزباني زنان، كميابي زن خوب، غلبه فسق بر زنان، دنده كج بودن زنان و... وي افزود نگاه «ضعيفه، شريره، لطيفه» كه در رابطه با زن (نه مادر) در اساطير و فرهنگ و متون مقدس، در تمدن‌هاي مختلف؛ وجود دارد، در اين قسمت نيز بازتاب خود را نشان مي‌دهد كه همگي برخاسته از فرهنگ و موقعيت و مناسبات مردسالار حاكم بر جوامع بشري بوده است. عليجاني سپس در بحث زن درخانواده به شرح اين نكات پرداخت:

-    تأكيد بر ازدواج (و حتي توجه به ازدواج غلامان و كنيزان و همچنين ازدواج مؤمنان – مرد و زن - با غلامان و كنيزان مؤمن به جاي ازدواج با زنان و مردان آزاد، اما مشرك)

-        رابطه متقابل مبتني بر آرامش‌بخشي، مودت و رحمت بين زن و مرد (و لباس متقابل يكديگر بودن)

-        زنان براي مردان

-        لزوم رضايت دختر براي ازدواج

-        پرداخت مهريه به خود زنان (و نه پدران و سرپرستان آنها)

-    سرپرستي و رياست مرد بر خانواده (مرد در موضع رياست بر خانواده، هم وظايف و هم حقوقي دارد. زن نيز بايد تابع وي در امور خانوادگي و به ويژه زناشويي باشد)

وي  اين نكات را با نگاه «تاريخي» به متن، شرح و توضيح داد و گفت وضعيتي كه برشمرديم تا يكي، دو قرن پيش وضع غالب جوامع بشري در امور خانوادگي بوده است (و هنوز نيز در بعضي جوامع وجود دارد) كه در فلسفه، شعر، ادبيات و متون اديان نيز انعكاس و تبلور يافته است. اما معلمان و انبياي انسان‌دوست سعي در رفرم در اين وضعيت، از جمله به نفع زنان،  داشته‌اند. مجموعه به هم مرتبط آراء و احكام آنها در كنار يكديگر، نشانگر «عدل زمانه» آنهاست. اما به مرور زمان و با تغيير آراء و مناسبات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي بشري، اين «عدل» دگرگون شده است. بنابراين ضمن «الهام‌گيري» از وجوه ماندگار متون در رابطه با نگاه تساوي‌جويانه به سرشت زن و مرد و جهت‌گيري تغييرطلبانه و عدالت‌جويانه به مناسبات اجتماعي از جمله جنسيتي، قالب‌ها و آراء و احكام عصري متون، در جهت‌گيري اعتلايي، رهايي‌بخش و عدالت‌طلبانه آنها هضم و حذف مي‌شوند.

در پايان اين جلسه برنامه پرسش و پاسخ به صورت كتبي و شفاهي برگزار شد و عليجاني ضمن تبريك سال نو و آرزوي روزهاي بهتر و خوش‌تر براي همگان در سال جديد، اعلام كرد ادامه بحث زن در خانواده و زن در اسلام در جلسه بعدي در سال آينده (15 فروردين 86) دنبال خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:41  توسط   | 

به نام خدا دوست همه انسانها

 

جلسه قبل گفتيم که پيامبر در مکه با زنان نيز بيعت کرد. يکي از آن زنان هند بود. مي‌دانيم که هند به غلامش وحشي دستور داد حمزه را بكشد. خود او نيز پيکر حمزه را دريد. حال، محمد، پس از فتح مکه نه تنها هند را مي‌بخشد و با او بيعت مي‌كند، بلکه وحشي را يعني کسي که پيکر حمزه سيدالشهداء را دريده بود نيز مي‌بخشد اما مي‌گويد او از جلو چشمش دور شود. اما مدتي بعد از فتح مکه  وحشي هم دوست داشته مسلمان بشود  اما مي‌ترسيده که پيش محمد بيايد. در اينجا آيه‌اي نازل شد که خيلي تکان‌دهنده است قل يا عبادي‌الذين اسم فوا علي انفسكم بگو ‌اي بندگان من که در حق خودتان اسراف و زياده‌روي کرده‌ايد، از رحمت خدا نااميد نشويد ]اين توصيف راجع به وحشي قاتل حمزه است. در اينجا انسان بوي پيام رحمت مسيح را مي‌شنود[. ان‌الله يغفرالذنوب جميعاً خدا همه گناهان را مي‌بخشد و او بخشنده و مهربان است.

اين تسامح و مهرباني سبب شد که محمد  قلبها را فتح کند. در فيلم محمد رسول‌الله گفتگوي خيلي جالبي بين هند و ابوسفيان پس از فتح مكه وجود دارد. هند به ابوسفيان مي‌گويد ديدي محمد مکه را گرفت. و ابوسفيان جواب مي‌دهد  محمد دلها را فتح کرد و اين ماندگار است. باعث تاسف است در جوامعي که به نام محمد و دين او تاسيس مي‌شود و ادعاي اجراي احکام  او را دارد نگاه خشونت محور و سخت‌گيرانه اعمال مي‌شود، از جمله در حوزه و موضوع زنان.

 ما در جلسه گذشته بحث زنان پيامبر را توضيح داديم و ابتدا گفتيم اين مساله فراتر از مساله حقوقي و حتي تعدد زوجات است بلکه تابلويي است از اسلام و محمد. و گفتيم در مورد زنان پيامبر هم در تاريخ مطالبي مطرح شده و به آن پرداخته شده است و هم در قرآن آياتي آمده است. بحث‌هاي قرآني در مورد زنان پيامبر را، بجز موضوع ازدواج با زينب که در جلسه قبل مطرح شد،  در اين جلسه بررسي مي‌کنيم. در تاريخ نام نفر به نفر زنان محمد آمده و داستان ازدواج پيامبر با آنان نيز مطرح شده است. اما در قرآن آيات محدودي در اين زمينه داريم. جلسه قبل گفتيم سه نوع برخورد در اين مورد در بين نويسندگاني که بدان پرداخته‌اند وجود دارد: يکي برخورد مدافع‌گرايانه سنتي يا نوگرا است. نوگراها اين ازدواج‌ها را مبتني بر تدبير و هوشمندي محمد توضيح داده‌اند و دفاع اخلاقي  و يا مصلحت‌انديشانه از آن کرده‌اند. و هر چند رگه‌اي از برخورد سنتي قائل به عصمت و تقدس هم در آنها ديده مي‌شود. اما اينها تکيه شان بيشتر بر بشر بودن محمد است.

برخورد دوم، برخورد تحليلي است. اين نوع برخورد غيرمؤمنانه و عمدتاً بر مبناي مصلح دانستن محمد است. بخشي از آنها در اين موضوع ، همسران رسول، از وي دفاع کرده‌اند و بخشي ديگر هم انتقاد دارند. اما رويكرد سوم، برخورد ستيزه‌گرايانه است. اين نگاه محمد را مردي هوسران تلقي مي‌کند.

به هر حال ما اين بحث را درقرآن با استناد  به تفاسير قديمي و معاصر و در تاريخ هم  بر اساس کتاب شريعتي و بنت الشاطي بررسي کرديم که دو ديدگاه متفاوت را مطرح مي‌کنند. آنها  هر چند که در بسياري از موارد مستندات تاريخي مشابهي دارند گاه تحليل و نتيجه‌گيري کاملاً متفاوتي دارند. اين دو کتاب اگر چه جزء منابع دست دوم‌اند اما خودشان مستقيماً از منابع دست اول استفاده کرده‌اند. من خودم در رابطه با مطالعه تاريخ صدر اسلام همه منابع دست اول را مطالعه كرده‌ام، اما در اين موضوع (همسران پيامبر) مجدداً به آن منابع مراجعه نكرده‌ام. اما شريعتي  و بنت‌الشاطي مطالب مستندي را در اين حوزه مطرح کرده‌اند. ما ابتدا موضوع ازدواج زينب را مطرح کرديم و آيه‌اي از قرآن را بررسي كرديم كه برخي اجزاي آن محل اختلاف بوده و همچنان هست. در اين آيه، در رابطه با آنجايي که مي‌گويد «آنچه را پنهان کردي ما آشکار کرديم» سه نظر وجود دارد: يکي اينکه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 16:39  توسط   |