تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

 

«رفرم‌ها» و «رفرم‌هاي جهشي» از يك منظر تاريخي

 

بيست و ششمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس (و دهمين جلسه از بحث زن در اسلام) در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار شد. در اين جلسه رضا عليجاني در ابتدا روز كارگر را به كارگران؛ به ويژه كارگران زن تبريك گفت و از جنبش زنان خواست به مطالبات و خواسته‌هاي اقشار فرودست‌تر زنان نيز توجه داشته باشد.

وي آنگاه در ادامه بحث «برخي تفاوت‌ها (و تبعيضات) حقوقي» به مسئله  قضاوت زنان پرداخت و گفت در دنياي قديم به علت عدم تفكيك قوا، مسئله ولايت و زعامت و رياست، قضاوت، مرجعيت و ... به طور يكجا و در يك بسته و مجموعه بحث مي‌شده است و افزود در رابطه با عدم صلاحيت زنان در امر قضاوت نيز هيچ دليل قرآني وجود ندارد و تنها به يك حديث از پيامبر؛ همان حديثي كه در جلسه گذشته در رابطه با رياست زنان مورد بحث قرار گرفت، مستند است. به همين خاطر افراد مستقلي چون جرير طبري و حتي افراد ظاهرگرا و فرماليستي مثل ابن‌حزم ظاهري معتقد بوده‌اند كه زنان حق قضاوت دارند. اما به علت آنكه فرهنگ و مناسبات مردسالار در جامعه، و نيز ذهنيت فقيهان، حاكم بوده است؛ اين نظريه هيچگاه به نظر غالب تبديل نشده است. وي اشاره كرد كه تا قرن 6 هجري شرط مذكر بودن قاضي از سوي فقها قيد نشده است. البته اين به آن معنا نيست كه آنها به حق قضاوت از سوي زنان معتقد بوده‌اند، اما حداقل نشانگر آن است كه چنين موضوع و موضعي در قبل مطرح نبوده است.

عليجاني ضمن مرور مباحث و استدلال‌هايي كه در جلسه قبل در رابطه با رياست و شهادت (گواهي حقوق) زنان مطرح كرده بود، همان جمع‌بندي را در رابطه با مسئله قضاوت زنان ارائه كرد و ريشه اصلي طرح اين موضوع در فرهنگ اسلامي را ناشي از مناسبات زمانه و موقعيت زنان (از جمله بي‌اعتمادي مردان به زنان، عدم حضور خود زنان در برخي حوزه‌ها بنا به علل مختلف و...) دانست كه در برخي اجزاء فرهنگ اسلامي (مثل برخي روايات و تفاسير و ...) به سرشت زنان نسبت داده شده است. وي افزود اين امر علامت آن است كه اصلاحات ناتمام رسول و قرآن به نفع زنان (در حد و مختصات آن زمان)، ناكام مانده و عليرغم اثرگذاري جدي بر زمانه خود، در برخي حوزه‌ها نتوانسته است موفق شود و گسترش يابد.

عليجاني آنگاه به بحث ارث پرداخت و با استناد به برخي شواهد تاريخي محروميت زنان از ارث را مسئله‌اي دانست كه در بسياري از حوزه‌هاي تمدني بشر رايج بوده است. وي طرح چند مرحله‌اي (و نه ناگهاني و انقلابي) بحث ارث توسط قرآن براي آمادگي جامعه براي دادن ارث به زنان و دختران و كودكان، را يك رفرم و اصلاح «جهشي» دانست كه در روش اصلاحي و در مضمون انقلابي بود (اصلاح انقلابي) و در عمل نيز با مقاومت مردان جامعه و نافرماني مدني! آنها در برابر اين حكم مواجه شد. اما نهايتا با اصرار رسول و سماجت و تكرار آيات ارث در قرآن، جامعه مردانه پذيراي اين امر شد.

وي احكامي چون مهريه، نفقه، ارث و... را يك مجموعه و بسته حاوي «عدل زمانه»‌اش دانست كه رفرمي جدي به نفع زنان نيز بوده است، اما افزود اينك اجزاي اين مجموعه دچار تغييراتي شده‌اند و ديگر آن مجموعه در بسياري موارد و جوامع نمي‌تواند بيانگر عدل در زمانه ما باشد و اصل دانستن و اولويت دادن به نگرش توحيدي به انسان و جامعه، و عدالت‌طلبي و تغييرطلبي آرمان‌خواهانه (كه از ويژگي‌هاي مهم اديان ابراهيمي، برخلاف برخي اديان ديگر كه صرفاً به تغييرطلبي اخلاقي و دروني مي‌پردازند و با برخي از آنها، بويژه در حوزه تمدني هند، در امور اجتماعي محافظه‌كار و حتي حافظ وضع موجودند)؛ اقتضا مي‌كند وارد مجموعه‌ها و جهت‌گيري‌هاي جديدي در اموري چون ارث و ... گرديد.

عليجاني سپس به «عدم تأكيد بر زايش (پسر زايي و پسرداري)» در قرآن، برخلاف برخي متون مقدس ديگر پرداخت و در ادامه به موضوع «رعايت متقابل پاك‌دامني و انضباط جنسي» اشاره داشت و گفت اين آيات نخست از تذكر به مردان، و بعد به زنان، آغاز شده است. وي سپس ضمن ارائه شرحي تاريخي از سير تدريجي انضباط جنسي افزود تأكيد بر قانونمند كردن و انضباط جنسي معمولاً به نفع زنان و امنيت رواني آنهاست هرچند قالب‌ها و اشكال اين انضباط و هنجارهاي آن تابع عرف و تربيت جوامع است و مي‌تواند دچار تغيير و تحول نيز بشود و از جمله آنكه بين روسپيگري، تجاوز، ارتباط آزاد عرفي و قانونمند (كه در برخي جوامع رايج شده است)،رابطه خارج ازقواعد و قوانين (زنا) و... فاصله‌گذاري و تفكيك صورت گيرد.

عليجاني آنگاه به بحث «طرح زنان به عنوان الگو»؛ الگو براي همه (اعم از مردان و زنان) پرداخت و ضمن اشاره به انسان‌شناسي واقع‌گراي قرآن گفت نقش و زندگي زنان در تاريخ (چه مثبت و چه منفي) نيز در قرآن «ديده» شده و به عنوان الگوهاي درس‌آموز براي همگان مطرح گرديده است. آنگاه به نمونه‌هايي چون مريم، آسيه همسر فرعون (كه در برابر شكنجه به شدت مقاومت كرد)، ملكه سباء، زليخا، ام‌جميل همسر ابولهب و... كه از آنان، با نام و بي‌نام، ياد شده، پرداخت. وي حكايت ملكه سبا در قرآن را شرح داد كه قرآن با حكومت او بسيار مثبت برخورد كرده و وي را فردي عاقل و آگاه، عميق و باتجربه، صلح‌طلب و باتدبير و... ترسيم كرده است. اين امر با نگاهي كه رياست و حكومت را براي زنان ممنوع مي‌داند، مغاير است.

به حساب آوردن زنان، «ديده» شدن آنها و صلاحيت‌دار دانستن آنها در حد الگو شدن براي همه مؤمنان (اعم از مرد و زن)، نشان از نگاهي توحيدي به زنان و به رسميت شناختن استعداد و صلاحيت رشد و تعالي آنها، در همه حوزه‌ها، دارد. و اين آموزه‌اي است كه سعي دارد در نگاه جامعه به زنان اصلاح و رفرم ايجاد كند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:58  توسط   | 

به نام خدا دوست همه انسان‌ها[1]

 

 رفرم در وضعيت تاريخي؛ برتري و رياست مردان بر خانواده

 

اين جلسه را آغاز مي‌كنيم با تبريك روز زن (هشتم مارس) و اظهار تأسف از بازداشت شماري از فعالين حقوق زنان در ايران خانم‌ها مرتاضي، گوارايي، صدر، عباسقلي‌زاده، احمدي، بني‌يعقوب و بقيه‌ي دوستاني كه اميدواريم هر چه زودتر آزاد شوند. آنها به جز مطالبه‌ي حقوق زنان، به صورت مسالمت‌آميز خواسته‌ي ديگري نداشتند و هيچ كار خلاف قانوني هم نكردند. به هرحال رشد و تكوين دموكراسي در يك كشور بدون اجراي دموكراسي در اجزا و حوزه‌هاي مختلف از جمله در رابطه با حقوق زنان ميسر نيست. يك تجربه‌ي تاريخي كه از رخدادهاي انقلاب و پس از آن به دست آمد همين بود. آرا و رويه‌هايي در دهه‌هاي قبل از انقلاب، وجودداشت كه طبق آن، به صورت مكانيكي شكاف‌ها و تضادهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي، اصلي – فرعي مي‌شد و مي‌بايست همه تضادها و شكاف‌هاي به اصطلاح فرعي به نفع تضاد اصلي كنار نهاده شده و غيرفعال مي‌گرديد. در دوران جديد اين تجربه و نتيجه‌ي عملي و جدي به دست آمد كه دموكراسي و عدالت و توسعه، امري فراگير است و نمي‌توان آن را تنها به امور سياسي و جدال‌هاي سياسي تقليل داد و يا به حل نهايي مشكلات در ساختار سياسي موكول كرد. بنابراين حل مسئله‌ي زنان، مسئله‌ي اصناف مختلف مانند  كارگران و معلمان و... و مسئله‌ي قوميت‌ها و...، بخشي از مسئله حل موضوع دموكراسي است كه مي‌تواند به صورت موازي و به صورت يك جنبش خاص در كنار و همراه با جنبش عام كه جنبش دموكراسي‌خواهي و عدالت‌طلبي و توسعه‌طلبي است فعاليت داشته و مورد حمايت متقابل يكديگر قرار بگيرد.

با اين مقدمه بحث را ادامه مي‌دهيم. اين جلسه هفتمين جلسه‌ي بحث ما در رابطه با زن در اسلام است. در جلسات گذشته مسائل مختلف و متنوعي را مطرح كرديم يكي از محورها و آيتم‌هايي كه در رابطه با بررسي زن در متون مقدس در رابطه با متون و اديان مختلف بررسي كرديم تصوير زنان در اين متون بود كه در رابطه با اسلام نيز به همين مسئله مي‌پردازيم:

تصوير زنان در متن

ما در بحث تصوير زنان در متن در پي بحث اعتقادي، اخلاقي، احكامي و امثال آن نبوديم، بلكه دنبال اين بوديم كه وقتي بحث يا كلمه‌ي زن و زنان در اين متون مي‌آيد در كنارش معمولا به چه مفاهيمي اشاره مي‌شود. مثلا در اوستا ديديم كه زايندگي و پسرزايي يكي از موضوعاتي بود كه مرتب با مقوله زنان همراه بود و در بقيه‌ي متون هم همين تصوير را بررسي كرديم (كه جزوات آن منتشر شده و دوستان مي‌توانند مراجعه كنند).

يك تصوير تاريخي از زن را هم در ادبيات و فلسفه ارائه كرديم كه عمدتا ريشه در اساطير كهن بشري هم دارد. در بحث از اساطير نيز چهره مادر و چهره زن را تفكيك كرديم و گفتيم تفسيرهاي فمينيستي كه از تاريخ مي‌شود عمدتاً به چهره مادرانه زن استناد مي‌كند. اما تصوير زن در اساطير يك حالت دوگانه دارد. ما اين تصوير و حالت را در برخي اسطوره‌هاي ايراني و از جمله در ايزدبانوان ديديم و گفتيم به هر حال تصوير غالب زن در اجزاء مختلفي از فرهنگ بشري، تصوير «ضعيفه شريرة لطيفه» است. اين سه كلمه را در گيومه گذاشتيم و گفتيم اين سه، تصوير غالب‌تر زن در اساطير و در شعر و ادبيات و فلسفه بوده است. بالطبع اين تصوير در متون مقدس هم انعكاس‌هايي داشته كه ما در رابطه با متون مختلف به آن اشاره كرديم. (حال يا در متون درجه يك يا در متون درجه دويي كه در اديان مختلف وجود دارد).

در رابطه با تصوير زن در اسلام باز تأكيد مي‌كنيم كه در اينجا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:57  توسط   | 

به نام خدا

اصلاحاتي ناتمام و ناكام

 

بيست و پنجمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس (و نهمين جلسه از بحث زن در اسلام) در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار شد.

در اين جلسه رضا عليجاني، بحث زن در خانواده را با بحث رفرم در وضعيت طلاق ادامه داد. وي بحث طلاق را مفصل‌ترين بحث خانواده در قرآن (با اختصاص 14 آيه به خود) معرفي كرد و گفت درباره مسئله طلاق، با توجه به بستر تاريخي و جغرافيايي مسئله، چهارده مورد رفرم و اصلاح به نفع زنان صورت گرفته است. آنگاه به بحث درباره آن آيات و رفرم‌هاي صورت گرفته پرداخت (از جمله سكونت‌دادن و تأمين زندگي زنان مطلقه تا يكسال - قبل از آمدن آيات ارث - به همان شكلي كه خود مردان زندگي مي‌كردند و عدم تحت فشار قرار دادن آنها براي وادار كردنشان بر ترك خانه تا سرآمد عده، نگه داشتن زنان را به خوشي و سازگاري و يا به خوبي و نيكي رها كردن و معلق نگاه نداشتن آنها؛ دادن هديه در هنگام جدايي و نه جدايي با نزاع و خشونت؛ عدم فشار بر زنها براي بخشش مال و مهريه‌شان؛ و مهم‌تر از همه اين كه زن نيز مي‌تواند متقاضي طلاق باشد «طلاق خلع»، جلوگيري از تكرار طلاق براي آزار زنان؛ ممانعت از زدن اتهام بي‌عفتي به زنان از سوي مردان ديگر و نيز همسرانشان؛ برخورد با معلق نگاه داشتن زنان با سوگند به ترك معاشرت با آنها، «ايلاء» و...؛ حكم به تعيين داوري از سوي خانواده زن و داوري از سوي خانواده مرد براي رسيدگي و حل اختلافات آنها و تعيين تكليف زندگي‌شان و...). وي افزود عليرغم برخوردهاي آموزشي و اعتقادي و توصيه‌هاي اخلاقي و عاطفي به جامعه (و به ويژه به مردان) به نفع زنان كه مي‌توانست جنبه ديني و دروني، بدون پشتوانه حقوقي داشته باشد. و نيز عليرغم انجام اصلاحات به نفع زنان در امر طلاق؛ اما، اختيار طلاق در حد بسيار بالايي در دست مردان باقي ماند. و نيز به علت حاكميت روابط سلطه و سلسله مراتب جنسيتي، زنان خود نيز آنچنان نمي‌توانسته‌اند با مراجعه به محاكم قضايي از اين حقوق استفاده كنند. به علاوه آنكه، حاكميت سلطه مردانه در جامعه و به ويژه غلبه فرهنگ مردسالار بر نظرگاه‌هاي فقيهان، برخي رفرم‌هاي جدي به نفع زنان (مثل حق تقاضاي طلاق زنانه «خلع» و يا ضرورت تشكيل محكمه داوري قبل از طلاق، و...) نيز در طول سير فرهنگ فقهي به حاشيه رانده شده و كمرنگ گرديده است.

عليجاني آنگاه به رفرم در وضعيت زنان بيوه شده (كه شوهرشان فوت كرده است) با تلطيف فرهنگ و آداب و رسوم جامعه درباره نحوه در سوگ ماندن يكساله زنان (عده وفات)، و تقليل مدت آن، به ويژه پس از آيات ارث، و نيز تأكيد بر حق اختيار و آزادي تعيين سرنوشت خود زن، بدون اجازه و دخالت ديگران (بزرگان قبيله و خانواده شوهر و خانواده خود زن) پرداخت.

وي سپس به برخي تفاوت‌ها (و تبعيضات) حقوقي، با بحث از مسئله گواهي و شهادت و قصاص و ديه پرداخت و گفت برخي مفسران (به ويژه اكثر مفسران قديم) اين تفاوت‌ها را «ذات‌انگارانه» (مرتبط با ذات و سرشت پست‌تر زن و كمي عقل و...) تحليل كرده‌اند، اما برخي ديگر (به ويژه مفسران جديد) از آنها تحليل تاريخي و «موقعيتي» ارائه داده‌اند. در خود قرآن تحليل ذات‌انگارانه وجود ندارد. اما در احاديث و تفاسير اين ديدگاه غلبه دارد.

وي افزود در يك تحليل تاريخي و موقعيتي، علاوه بر عدم حضور زنان در آن عرصه‌‌ها و بالطبع عدم اعتماد به نفس‌شان (و نيز عدم حق‌خواهي‌شان براي دفاع از حقوق خود)؛ يك عنصر بسيار مهم هم «بي‌اعتمادي» مردان به زنان است. وي افزود اين مسئله يك امر گسترده در همه حوزه‌هاي تمدني بشر است. (و مثال‌هايي براي هر يك از اين موارد ذكر نمود). و اين تفاوت (كه در دنياي قديم «طبيعي» و «عادلانه» مي‌نمود و امروزه، به حق، «تبعيض» و ظلم و تعدي به زنان تلقي مي‌شود) در اكثر سيستم‌هاي حقوقي حاكم بر جوامع، حتي تا قرون جديد، وجود داشته است. عليجاني اضافه كرد كه در اين مورد در اديان نيز يك حالت دو صدايي و نوساني وجوددارد. چون چگونه ممكن است از يك سو زني نتواند توصيف و گزارشي از آنچه ديده ارائه دهد، (گواهي و شهادت) اما از سوي ديگر فردي مسئول در پيشگاه خداوند باشد و مسئوليت امر به معروف و نهي از منكر و ولايت متقابل با مردان بر دوش داشته باشد و يا از حق مالكيت و اداره اقتصادي اموالش برخوردار باشد و...؟ وي به اجتهادات جديد، به علت تغيير وضعيت زنان و نيز تغيير نگاه و احساس مردان، اشاره كرد، اما آنها را ناكافي و به لحاظ متدلوژي ناتمام دانست.

وي در ادامه همين بحث به مسئله عدم حق رياست و قضاوت زنان پرداخت و تصريح نمود كه اين مسئله هيچ مستند قرآني ندارد و تنها و تنها به يك حديث تكيه دارد كه بيست و پنج سال بعد از مرگ رسول در حين جنگ جمل، توسط فردي كه نمي‌خواسته تقاضاي عايشه را براي طرفداري از او پاسخ دهد، مطرح گرديده است. عليجاني آنگاه به تفصيل در باره اين حديث، راوي آن، مضمون حديث درباره يك پادشاه زن ايراني (كه از قضا فردي عادل، نيكوكار و مثمر ثمر براي جامعه ايران بوده است) و... پرداخت. وي به تفصيل سؤالات و موارد نقض فراوان در رابطه با اين  حديث معتبر و پذيرفته شده را مطرح كرد (از جمله چرا خود علي، عليرغم موضع منفي‌اش درباره زنان در همين دوران، براي جلوگيري از خونريزي به اين حديث استناد نكرد و...) و نيز مسئله ملكه سبا در قرآن (كه قرآن به شدت با اين زن و نحوه حكومتش مثبت برخورد كرده است).

وي آنگاه افزود چرا يك حديث در برابر كل قرآن  و تجربه مكرر حضور زنان در صحنه‌هاي سياسي - و حتي نظامي - در صدر اسلام قرار گرفته و بر آنها غلبه كرده است؟ آيا اين جز حاكميت فرهنگ و مناسبات مردسالار در جامعه و بويژه فقيهان نبوده است؟ عليجاني تأكيد كرد اين نحوه برخورد خود دليل بر ناتمامي و ناكامي اصلاحات و رفرم‌هاي صورت گرفته و بازگرداندن آنها به عقب از سوي مناسبات مردسالار و سخنگويان و طرفدارانش كه بر فرهنگ و نظام حقوقي جامعه نيز تسلط داشته‌اند، مي‌باشد. ادامه بحث تفاوت‌ها و تبعيض‌ها، در رابطه با مسئله قضاوت زنان و دنباله بحث زن در اسلام به جلسه آينده موكول گرديد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:53  توسط   |