به نام خدا
مجموعه رفرم و ضدرفرم و نياز به دوبارهسازي يك مجموعه جديد
جلسه بيست و نهم از سلسله كلاسهاي زن در متون مقدس و جلسه چهاردهم و آخرين جلسه زن در اسلام، در حسينيه ارشاد برگزار شد.
رضا عليجاني در اين جلسه، در ابتدا به بحث «زنان و محمد» پرداخت و گفت آنچه از ابتداي بحث زن در اسلام به صورت يك امر ذهني و يك نظريه تحت عنوان اصلاح و رفرم پيامبر و قرآن در وضعيت زنان مطرح كرديم، را در اين بحث ميتوان به طور عيني و ملموس نشان داد و ديد كه چگونه حركت آگاهيبخش - آزاديبخش پيامبر به عنوان يك شوك فكري و اعتقادي و اجتماعي و اجرايي به جامعه خويش باعث آگاهي و رشد زنان و فعال شدن تعداد زيادي از آنها در حوزههاي آموزشي و فكري و اعتقادي و ادبي و...، حوزههاي سياسي و حقطلبانه و حتي حوزههاي نظامي گرديده است. وي آنگاه با ذكر خلاصهاي از زندگي تعداد زيادي از زنان صدر اسلام كه در حوزههاي ياد شده فعال بودهاند متذكر شد كه تاريخ اين زنان در زير غبارهاي تاريخ مذكر پنهان مانده است و يادي از آنها در بحثها و نظريهپردازيهاي پيرامون اسلام و تاريخ اوليه آن نيست و فيلم محمد رسولالله كه هيچ صحابه زني را در پيرامون محمد نشان نميدهد و دهها نمونه زن فعال دوران را ناديده ميگيرد، يك نمونه از اين تاريخ مذكر است.
عليجاني آنگاه به جمعبندي بحثهاي خويش در چهارده جلسه بحث زن در اسلام پرداخت. عناوين اصلي جمعبندي تفصيلي بحث كه شرح كامل آن به زودي در وبلاگ منتشر خواهد شد عبارت بودند از:
- تغييرطلبي اديان ابراهيمي در حوزههاي مختلف از جمله حوزه زنان
- رويكرد هالهزدايي (و نه تقدسزدايي يا اسطورهزدايي و...) از متون مقدس در اين سلسله بحثها
- در پيش گرفتن روش «تاريخي – الهامي» با تأكيد و توجه به دوصدايي بودن متون مقدس براي انسان معاصر (و نه انسان همعصر خويش)، در مباحث مطرح شده در كل كلاس در رابطه با كليه اديان و متون مقدس آنها
- دستهبندي سهگانه مطالب قرآن در رابطه با مبحث زنان:
الف – پذيرش بخشي از فرهنگ و مناسبات زمانه
ب – رفرم (با دامنه محدود ومتوسط ونيز رفرمهاي جهشي) در رابطه با زنان
پ – تغييراتي بنيادي و اصلاح و فرهنگسازي در رابطه با نگاه جامعه به زنان
- نقد نظريه مرنيسي در رابطه با «عقبنشيني» و «چرخش» پيامبر در حوزه زنان در مدينه (با ذكر مثالهاي مختلف)
- حركت و اثرگذاري پيشبرنده قرآن و آموزههاي رسول در حوزه زنان و تغيير مناسبات اجتماعي به نفع آنان اما ناكام و كماثر ماندن در تغيير ذهنيت مردان روي زنان، و در نتيجه جمعشدن رفرم و ضدرفرم (شبيه ديگر اديان پس از رسول خويش، همچون آيين زرتشت)، اين بار در «فهم» قرآن پس از رسول و تشديد اين دو صدا (رفرم و ضدرفرم) در فرهنگ مسلمانان (اعم از حديث و تفسير و فقه و ...) كه هم شامل مثبتترين نظرات درباره زنان و هم حاوي ضدزنترين نظريههاست. (در قرآن غلبه با نگاه مثبت به زنان است و در فرهنگ مسلمانان پس از رسول غلبه با نگاه منفي به آنان)
- مجموعه و شاكله و فشرده مباحث زن در متن پذيرش برتري مرد بر زن ضمن انجام رفرمهايي به نفع زنان همراه با برخي اصلاحات بنيادي انسانشناختي است. اين مجموعه و شاكله در زمان خود تكصدايي بود و كاملا به نفع زنان و پيشبرنده بوده است. اما با تغيير شرايط فرهنگي و مناسبات اجتماعي، اينك اين مجموعه دوصدايي است و ديگر نميتواند نفش سابق را ايفا كند. بنابراين نيازمند شكلگيري يك مجموعه، شاكله و باكسي جديد به جاي مجموعه گذشته و بازسازي جديدي از برخورد با زن، به ويژه بر اساس انسانشناسي توحيدي، رويكرد تغيير و تحولطلبانه و آرمان و تماميت عدالتجويانه اسلام است.
- وجود دوصدايي در عرفان، فلسفه و... همچنين در تفاسير نگاه مثبتتري به زنان نسبت به حديث و فقه وجود دارد و نيز در راديكالها (اسماعيليه، خوارج، شاخههاي مختلف شيعي و...) نسبت به محافظهكاران و جريانات نزديك به قدرت.
عليجاني آنگاه به بحث انواع رويكردهاي گرايشات ديني گوناگون معاصر در ايران پرداخت و به بررسي و نقد جريانات سنتي و سنتي – بنيادگرا، سنتيهاي سياسي و حكومتي، رفرميستهاي حوزوي (و مفيد بودن اجتماعي، اما عقيم بودن متدلوژي آنان) و انواع نوانديشان مذهبي (چه آنان كه سعي در انكار و توجيه دوصداييهاي موجود در متون از جمله درباره زنان ميپردازند و چه آنان كه فقط به طور كلي به نقد پيشفهمها ميپردازند و از دوصدايي بودن خود متون غفلت ميكنند وچه آنان كه متوجه اين دوصدايي بودن شدهاند اما با كليگويي و عدم توجه و پرداختن كافي به آن به ارائه قرائتي فمينيستي از دين دست ميزنند؛ پرداخت و بر روش تاريخي – الهامي در مواجهه با دوصداييها تأكيد نمود. در همين راستا اشاراتي به نوانديشان اسلامي غيرايراني و نقش بيشتر و مثبتتر آنان نسبت به زنان (به جز شريعتي كه به مسئله زنان توجه نموده بود)، كرد (مانند عبده و قاسم امين، اقبال و اميرعلي، احمد نعيم و... و رفرميستهايي چون غزالي و قرضاوي و...)
عليجاني آن گاه بر اهميت نقش نوانديشان مذهبي در حوزه زنان، با ارائه تحليل فشردهاي از تأثير پروتستانها در انديشه و حركت جنبشهاي فمنيستي در اروپا، تأكيد نمود و ضمن توضيحات خويش به تحليل نمونهها و مثالهايي از وضعيت زنان در غرب و نيز برخي جوامع اسلامي چون الجزاير پرداخت. وي در ادامه بر اهميت و نقشآفريني زنان و دختران جوان در سرنوشت و آينده ايران از قول آلن تورن تأكيد كرد.
عليجاني در بخش پاياني بحث پروژه نوانديشي مذهبي متأثر از شريعتي در مرحله جديد را در همه حوزهها، از جمله حوزه زنان، در دو عبارت خلاصه كرد:
نياز به دين: وجودي – اجتماعي
نگاه به متن: تاريخي – الهامي
وي در پايان گفت اينك بحث زن، به پاشنه آشيل اسلام تبديل شده است. بنابراين هم اهميت مستقلي براي توجه و پرداختن به آن وجود دارد و هم نمونهاي مهم از متدلوژي برخورد در حوزههاي ديگري همچون نسبت دين و آزادي، حقوق بشر، دموكراسي، عدالت، توسعه و... خواهد بود.
وي همچنين بر نياز به گفتگو و «دارالتقريب» ميان روشنفكران مذهبي و عرفي با منطق و منطقه فكري مشتركي چون «نگاه تاريخي» به دين تأكيد نمود.
عليجاني در انتها گفت دغدغه و مسئله اصلي ما «انسان» است نه زن يا مرد، كه به هيچ وجه نبايد آنها را در مقابل با يكديگر ديد. اما بايد توجه نمود كه زنان در طول تاريخ تحت ستم و نابرابري مضاعف و دوگانهاي قرار داشتهاند.
عليجاني بحث خود را با ذكر يك روايت تاريخي كه مودودي از فرزند عمر (كه نگاه منفي و زنستيزانهاي داشته است) نقل ميكند، به پايان برد. «ابنعمر» گفته بود تا محمد زنده بود ما در حرف زدن و شوخي كردن با همسرانمان خيلي احتياط ميكرديم كه مبادا نقطه ضعفي نشان بدهيم و آنها شكايتمان را به محمد ببرند و قرآن و محمد به ما بپردازند، اما بعد از مرگ محمد نفس راحتي كشيديم و راحتتر با زنانمان حرف ميزديم و شوخي ميكرديم.