تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

به نام خدا

مجموعه رفرم و ضدرفرم و نياز به دوباره‌سازي يك مجموعه جديد

 

جلسه بيست و نهم از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس و جلسه چهاردهم و آخرين جلسه زن در اسلام، در حسينيه ارشاد برگزار شد.

رضا عليجاني در اين جلسه، در ابتدا به بحث «زنان و محمد» پرداخت و گفت آنچه از ابتداي بحث زن  در اسلام به صورت يك امر ذهني و يك نظريه تحت عنوان اصلاح و رفرم پيامبر و قرآن در وضعيت زنان مطرح كرديم، را در اين بحث مي‌توان به طور عيني و ملموس نشان داد و ديد كه چگونه حركت آگاهي‌بخش - آزادي‌بخش پيامبر به عنوان يك شوك فكري و اعتقادي و اجتماعي و اجرايي به جامعه خويش باعث آگاهي و رشد زنان و فعال شدن تعداد زيادي از آنها در حوزه‌هاي آموزشي و فكري و اعتقادي و ادبي و...، حوزه‌هاي سياسي و حق‌طلبانه و حتي حوزه‌هاي نظامي گرديده است. وي آنگاه با ذكر خلاصه‌اي از زندگي تعداد زيادي از زنان صدر اسلام كه در حوزه‌هاي ياد شده فعال بوده‌اند متذكر شد كه تاريخ اين زنان در زير غبارهاي تاريخ مذكر پنهان مانده است و يادي از آنها در بحث‌ها و نظريه‌پردازي‌هاي پيرامون اسلام و تاريخ اوليه آن نيست و فيلم محمد رسول‌الله كه هيچ صحابه زني را در پيرامون محمد نشان نمي‌دهد و دهها نمونه زن فعال دوران را ناديده مي‌گيرد، يك نمونه از اين تاريخ مذكر است.

عليجاني آنگاه به جمع‌بندي بحث‌هاي خويش در چهارده جلسه بحث زن در اسلام پرداخت. عناوين اصلي جمع‌بندي تفصيلي بحث كه شرح كامل آن به زودي در وبلاگ منتشر خواهد شد عبارت بودند از:

-         تغييرطلبي اديان ابراهيمي در حوزه‌هاي مختلف از جمله حوزه زنان

-         رويكرد هاله‌زدايي (و نه تقدس‌زدايي يا اسطوره‌زدايي و...) از متون مقدس در اين سلسله بحث‌ها

-         در پيش گرفتن روش «تاريخي – الهامي» با تأكيد و توجه به دوصدايي بودن متون مقدس براي انسان معاصر (و نه انسان هم‌عصر خويش)، در مباحث مطرح شده در كل كلاس در رابطه با كليه اديان و متون مقدس آنها

-         دسته‌بندي سه‌گانه مطالب قرآن در رابطه با مبحث زنان:

الف – پذيرش بخشي از فرهنگ و مناسبات زمانه

ب – رفرم  (با دامنه محدود ومتوسط ونيز رفرم‌هاي جهشي) در رابطه با زنان

پ – تغييراتي بنيادي و اصلاح و فرهنگ‌سازي در رابطه با نگاه جامعه به زنان

-         نقد نظريه مرنيسي در رابطه با «عقب‌نشيني» و «چرخش» پيامبر در حوزه زنان در مدينه (با ذكر مثال‌هاي مختلف)

-         حركت و اثرگذاري پيش‌برنده قرآن و آموزه‌هاي رسول در حوزه زنان و تغيير مناسبات اجتماعي به نفع آنان اما ناكام و كم‌اثر ماندن در تغيير ذهنيت مردان روي زنان، و در نتيجه جمع‌شدن رفرم و ضدرفرم (شبيه ديگر اديان پس از رسول خويش، همچون آيين زرتشت)، اين بار در «فهم» قرآن پس از رسول و تشديد اين دو صدا (رفرم و ضدرفرم) در فرهنگ مسلمانان (اعم از حديث و تفسير و فقه و ...) كه هم شامل مثبت‌ترين نظرات درباره زنان و هم حاوي ضدزن‌ترين نظريه‌هاست. (در قرآن غلبه با نگاه مثبت به زنان است و در فرهنگ مسلمانان پس از رسول غلبه با نگاه منفي به آنان)

-         مجموعه و شاكله و فشرده مباحث زن در متن پذيرش برتري مرد بر زن ضمن انجام رفرم‌هايي به نفع زنان همراه با برخي اصلاحات بنيادي انسان‌شناختي است. اين مجموعه و شاكله در زمان خود تك‌صدايي بود و كاملا به نفع زنان و پيش‌برنده بوده است. اما با تغيير شرايط فرهنگي و مناسبات اجتماعي، اينك اين مجموعه دوصدايي است و ديگر نمي‌تواند نفش سابق را ايفا كند. بنابراين نيازمند شكل‌گيري يك مجموعه، شاكله و باكسي جديد به جاي مجموعه گذشته و بازسازي جديدي از برخورد با زن، به ويژه بر اساس انسان‌شناسي توحيدي، رويكرد تغيير و تحول‌طلبانه و آرمان و تماميت عدالت‌جويانه اسلام است.

-         وجود دوصدايي در عرفان، فلسفه و...  همچنين در تفاسير نگاه مثبت‌تري به زنان نسبت به حديث و فقه وجود دارد و نيز در راديكال‌ها (اسماعيليه، خوارج، شاخه‌هاي مختلف شيعي و...) نسبت به محافظه‌كاران و جريانات نزديك به قدرت.

عليجاني آنگاه به بحث انواع رويكردهاي گرايشات ديني گوناگون معاصر در ايران پرداخت و به بررسي و نقد جريانات سنتي و سنتي – بنيادگرا، سنتي‌هاي سياسي و حكومتي، رفرميست‌هاي حوزوي (و مفيد بودن اجتماعي، اما عقيم بودن متدلوژي آنان) و انواع نوانديشان مذهبي (چه آنان كه سعي در انكار و توجيه دوصدايي‌هاي موجود در متون از جمله درباره زنان مي‌پردازند و چه آنان كه فقط به طور كلي به نقد پيش‌فهم‌ها مي‌پردازند و از دوصدايي بودن خود متون غفلت مي‌كنند وچه آنان كه متوجه اين دوصدايي بودن شده‌اند اما با كلي‌گويي و عدم توجه و پرداختن كافي به آن به ارائه قرائتي فمينيستي از دين دست مي‌زنند؛ پرداخت و بر روش تاريخي – الهامي در مواجهه با دوصدايي‌ها تأكيد نمود. در همين راستا اشاراتي به نوانديشان اسلامي غيرايراني و نقش بيشتر و مثبت‌تر آنان نسبت به زنان (به جز شريعتي كه به مسئله زنان توجه نموده بود)، كرد (مانند عبده و قاسم امين، اقبال و اميرعلي، احمد نعيم و... و رفرميست‌هايي چون غزالي و قرضاوي و...)

عليجاني آن گاه بر اهميت نقش نوانديشان مذهبي در حوزه زنان، با ارائه تحليل فشرده‌اي از تأثير پروتستان‌ها در انديشه و حركت جنبش‌هاي فمنيستي در اروپا، تأكيد نمود و ضمن توضيحات خويش به تحليل نمونه‌ها و مثال‌هايي از وضعيت زنان در غرب و نيز برخي جوامع اسلامي چون الجزاير پرداخت. وي در ادامه بر اهميت و نقش‌آفريني زنان و دختران جوان در سرنوشت و آينده ايران از قول آلن تورن تأكيد كرد.

عليجاني در بخش پاياني بحث پروژه نوانديشي مذهبي متأثر از شريعتي در مرحله جديد را در همه حوزه‌ها، از جمله حوزه زنان، در دو عبارت خلاصه كرد:

                                          نياز به دين: وجودي – اجتماعي

                                          نگاه به متن: تاريخي – الهامي

وي در پايان گفت اينك بحث زن، به پاشنه آشيل اسلام تبديل شده است. بنابراين هم اهميت مستقلي براي توجه و پرداختن به آن وجود دارد و هم نمونه‌اي مهم از متدلوژي برخورد در حوزه‌هاي ديگري همچون نسبت دين و آزادي، حقوق بشر، دموكراسي، عدالت، توسعه و... خواهد بود.

وي همچنين بر نياز به گفتگو و «دارالتقريب» ميان روشنفكران مذهبي و عرفي با منطق و منطقه فكري مشتركي چون «نگاه تاريخي» به دين تأكيد نمود.

عليجاني در انتها گفت دغدغه و مسئله اصلي ما «انسان» است نه زن يا مرد، كه به هيچ وجه نبايد آنها را در مقابل با يكديگر ديد. اما بايد توجه نمود كه زنان در طول تاريخ تحت ستم و نابرابري مضاعف و دوگانه‌اي قرار داشته‌اند.

عليجاني بحث خود را با ذكر يك روايت تاريخي كه مودودي از فرزند عمر (كه نگاه منفي و زن‌ستيزانه‌اي داشته است) نقل مي‌كند، به پايان برد. «ابن‌عمر» گفته بود تا محمد زنده بود ما در حرف زدن و شوخي كردن با همسرانمان خيلي احتياط مي‌كرديم كه مبادا نقطه ضعفي نشان بدهيم و آنها شكايت‌مان را به محمد ببرند و قرآن و محمد به ما بپردازند، اما بعد از مرگ محمد نفس راحتي كشيديم و راحت‌تر با زنان‌مان حرف مي‌زديم و شوخي مي‌كرديم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:33  توسط   | 

 به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

جلسه را آغاز مي‌كنيم با تبريك روز جهاني كارگر، و به ويژه تبريك به كارگران زن. كارگران زني كه تحت ستمي مضاعف بوده و هستند، تحت ستم طبقاتي و سلطه و ستم جنسيتي. در طول تاريخ معمولا صداي اشراف و بزرگان بيشتر از صداي مردمان شنيده شده است، اينك نيز صداي روشنفكران و سياسيون بيشتر از صداي مردمان و به ويژه كارگران، كارمندان و ديگر اقشار شنيده مي‌شود. و نيز معمولا صداي مردان بيشتر از صداي زنان و از جمله صداي كارگران مرد بيشتر از كارگران زن شنيده مي‌شود. و در ميان زنان نيز صداي زنان طبقه متوسط و متوسط به بالا هم از صداي زنان طبقات پايين‌تر بيشتر شنيده و منعكس مي‌شود. در اينجا و در اين روز مي‌توان از فعالان جنبش زنان خواست كه صداي زنان و مطالبات زنان طبقات فرودست را هم بيان كنند. هر چند در فضايي كه فرهنگ مردسالار و نظام سلطه جنسيتي غالب است، شنيدن صداي زنان طبقات متوسط و متوسط به بالا هم خود غنيمتي است. اما جا دارد امروز ضمن تبريك روز كارگر بويژه به زنان كارگر و زنان سرپرست خانوار به آنان خداقوتي گفت و براي آن زنان فداكار آرزوي سربلندي و زنده‌دلي داشت. زنان فداكاري كه با كار مضاعفي سروكار دارند. كار بيرون و كار خانه. آنان زنان «كارخانه» و زنان «كار» خانه‌اند. همچنين مي‌دانيم امسال برخلاف ساليان پيش و كمتر از همه سال‌ها، تنها ده درصد به حقوق كارگران، و از جمله كارگران زن، اضافه شده است. اعمال اين سياست‌ها در آستانه روز كارگر مايه تأسف است. با اين مقدمه بحث زن در اسلام را ادامه مي‌دهيم.

قضاوت زنان

بحث برخي تفاوت‌ها (و تبعيضات) حقوقي را با بحث رياست زنان آغاز كرديم و به بحث قضاوت زنان رسيديم. در آنجا گفتيم كه در دنياي قديم بحث رياست، قضاوت، مرجعيت، حكومت و... يك جا مطرح شده است. چون در عين و ذهن هنوز مسئله تفكيك قوا اتفاق نيفتاده بود. همچنين گفتيم مستند همه اين مباحث (به ويژه در ميان اهل  سنت (كه اكثريت مسلمانان را تشكيل مي دهند) يك حديث است كه در مورد آن هم به تفصيل بحث كرديم. جدا از اين حديث يك استدلال ديگر براي مخالفت با رياست زنان «سد ذريعه» و جلوگيري از فساد و تبعات منفي همچون خروج زن از خانه، لطمه زدن به حقوق شوهر و فرزندان، اختلاط با مردان و نظاير آن است. در مورد قضاوت هم همين مطالب و مستندات مطرح است. يعني يا ذاتا در توانايي زنان براي تصدي اين امور شك و ترديد وجود دارد و يا مي‌خواهند از لوازم و تبعات منفي آن جلوگيري كنند.

 اما در نخستين مراحل شكل‌گيري فرهنگ و تفكر اسلامي در مورد قضاوت زنان نظرات مثبت و موافقي هم وجود داشته است[1] از جمله ابن‌جرير طبري، صاحب تفسير و نيز تاريخ معروف طبري قائل به قضاوت زنان بوده است و جالب‌تر از همه ابن‌حزم ظاهري است كه معتقد به حق قضاوت زنان است. او كه فقيهي ظاهرگراست، معتقد است بايد به خود قرآن و ظواهر آن استناد كرد و اگر چيزي در قرآن منع نشده ما حق نداريم از آن منع كنيم. بنابراين طبق مفاد قرآن منعي براي قضاوت زنان وجود ندارد. اما ساير مفسرين و فقها مخالف قضاوت زنان هستند.

آقاي احمد علوي كتابي در سوئد منتشر كرده است با عنوان «داوري در داوري زنان». وي جدولي را آورده است كه نشان مي‌دهد شرط مذكر بودن براي قاضي در تاريخ فقه شيعي از قرن پنجم به بعد مطرح شده است.[2]  البته اين به آن معنا نيست كه قبل از آن به حق قضاوت از سوي زنان معتقد بوده‌اند، اما حداقل نشانگر آن است كه چنين موضوع و موضعي در قبل مطرح نبوده است.

 آقاي جوادي آملي هم مي‌گويد «برخي از فقيهان نام‌آور در اماميه نه تصريح به شرط ذكوريت كرده‌اند، نه تصريح بر مانعيت انوثت» (زن در آئينه جلال و جمال، ص 349 – علوي، ص 213).

مقدس اردبيلي از فقهاي به نام شيعي معتقد بوده است زنان در امور زنان و امور مشترك زنان و مردان مي‌توانند قضاوت كنند و منع زنان غير از شهرت دليل واضحي ندارد (حكيمي، ص 217) اما بسياري از فقهاي شيعه نيز مانند محقق حلي، علامه حلي و... با استناد به همان حديث، با قضاوت زنان مخاف بوده‌‌اند.

بنا به گفته محسن سعيدزاده (يكي از روحانيون طرفدار حقوق زنان كه خود قبلا حاكم شرع بود و بعدا خلع لباس شد: آيت‌الله خويي ادله فرمان زنان از قضا و مرجعيت را مخدوش دانسته و فقط بر ستر و حجب تأكيد كرده است. زنان خود در حجاب‌اند و اگر به نتيجه رسيدند كه قضاوت و مرجعيت كنند، معني وجود ندارد. آيت‌الله صادقي تهراني نيز همين نظر را دارد و ادله مخالف را زير سؤال مي‌برد. (حكيمي، ص 218).

عالم شيعي معاصر، علامه فضل‌الله نيز مي‌گويد: براي اثبات مشروع نبودن قضاوت زن تنها به يك حديث استناد مي‌شود و آن اين است كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:28  توسط   | 

 به نام خدا، دوست همه انسان‌ها (جلسه 25 بخش دوم)

اصلاحاتي ناتمام و ناكام (ادامه)

 

رفرم در وضعيت زنان بيوه

هم عده طلاق و هم عده وفات در سنت عرب و بسياري از ملل ديگر وجود داشته است. عده مرگ همسر يك امر ديني نيست بلكه يك امر اجتماعي است كه به درون دين نيز آمده است. اين يك رسم رايج بوده است كه زنان در مرگ شوهرانشان سوگواري كنند،‌ آرايش نكنند، از خانه بيرون نروند و... وجه افراطي آن هم در رسم «ساتي» هندوهاست كه زن باتقوا شوهرش  را در سفر آخرت هم همراهي كند و او هم با جسد شوهرش خودش را بسوزاند. هر چند با اين رسم در دوران معاصر به شدت مبارزه شده است. اما هنوز هم يك رگه باريك عمل به آن در هندوستان باقي است. در چين در عصر كنفوسيوس علاوه بر آنكه پدر خانواده حق فروش زن و فرزندانش را داشت، اصولا زن پس از مرگ شوهر براي نشان دادن وفاداري خود به شوهر محكوم به خودكشي بود (حكيمي، ص 83 – نقل از ويل‌دورانت، تاريخ تمدن، ج 3، ص 1066).

يك مشكل زنان نيز پس از مرگ شوهرانشان در بسياري از جوامع ازدواج مجدد آنها بوده است.  نحوه برخورد با ازدواج مجدد زن بيوه در فرهنگ‌هاي مختلف، متفاوت است. اما در همه جا تا حدي امري داراي موانع و مشكلات بوده است. «مطالعات اجتماعي نشان مي‌دهد كه زن يا مردي كه به دلايلي مانند طلاق، ترك يا فوت همسر تنها مي‌ماند در برخي از جوامع اجازه دارد كه براي بار دوم يا چندم با همسر ديگري ازدواج كند و در برخي از جوامع اين امكان بنا به علت‌هاي مختلف سلب مي‌شود و فرد مجبور است تا آخر عمر تنها بماند.

در ميان برخي از قبايل هندوستان به زناني كه شوهران خود را از دست داده‌اند اجازه داده نمي‌شود مجدداً ازدواج كنند و حتي در ميان بعضي از آنان ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:18  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها (جلسه 25 بخش اول)

اصلاحاتي ناتمام و ناكام

 

پيامبر اسلام: «مهربانان مشمول مهرباني و محبت خداوند مهربان قرار مي‌گيرند. با آنهايي كه در زمين مهربان‌اند مهربان باشيد تا كسي كه در آسمان است با شما مهرباني كند».[1]

«هرچه براي خود دوست مي‌داري براي مردم نيز دوست بدار تا مسلماني واقعي گردي».[2]

اسلام در تاريخ خود و جامعه معاصر ما سه چهره غالب داشته است. چهره احكامي، چهره اخلاقي و چهره سياسي. اسلام سياسي نيز دو نوع بنيادگرا و نوگرا داشته است. اسلام صرفاً اخلاقي به دليل ناقص كردن و تقليل اسلام امكان و توان غلبه بر اسلام سياسي خشن و بنيادگرا، كه از قضا يك نوع اسلام ضد زن هم هست، نخواهد داشت. چه در ايران و چه در منطقه، تنها اسلام سياسي «وجودي – اجتماعي» نوگراست كه مي‌تواند با آن نوع اسلام سياسي خشن بنيادگرا و ضدزن مقابله كند و امكان پيروزي هم داشته باشد. و اين به نفع همگان است، از جمله به نفع زنان. اما اين نوع اسلام خود به شدت بايد با اسلام اخلاقي تركيب و ممزوج شود.

همانطور كه در جلسات قبل گفتيم روش ما در برخورد با متون مقدس روش «تاريخي – الهامي» است. با اين توضيح كه اين متون براي انسان امروز دوصدايي هستند. و قبل از هر چيز بايد مشخص كرد كداميك از اين دو صدا، صداي فراتاريخي دين است و كدام صدا بايد به تاريخ سپرده شود.

داعيه ما هم اين بود كه آن صداي تاريخي خود به خود، و بدون اراده روشنفكرانه و يا اراده‌هاي غيرديني، از زندگي دين‌داران به حاشيه مي‌رود.

رفرم در وضعيت طلاق

ما در ادامه بحث زن در خانواده به بحث طلاق رسيديم. طلاق قدمتي طولاني در تاريخ بشر دارد و «احتمالاً به اندازه خود نهاد خانواده و ازدواج در جوامع قديم و جديد، و ابتدايي و پيشرفته قدمت دارد. بيشتر انسان‌هاي ابتدايي در برخي از اوضاع طلاق را مجاز مي‌شمردند.» (تقوي، جامعه‌شناسي خانواده، ص 214).

بحث طلاق مفصل‌ترين آيات خانوادگي قرآن را به خود اختصاص داده است. 14 آيه در قرآن راجع به طلاق آمده است و بررسي و تحليل آن‌ها نشان مي‌دهد در مجموعه آيات طلاق چهارده رفرم به نفع زنان وجود دارد (البته نه به اين معنا كه در هر آيه، يك رفرم وجود دارد). در زير به اين آيات مي‌پردازيم.

در بستر تاريخي، در اكثر جوامع، حق طلاق حق مطلق و غيرمقيدي است كه به دست مردان سپرده شده بود. اما در جامعه عرب قبل از اسلام نظام حقوقي متمركز و مفصلي هم وجود نداشته است. هر چند سيستم قضايي به تدريج، و به ويژه پس از اسلام، در حال شكل‌گيري است. پس در آن بستر تاريخي مرد «خودفرما» است يعني خود شاكي، قاضي و مجري است. اين وضعيتي نيست كه صرفا در جامعه عرب وجود داشته باشد. بلكه در بسياري از تمدن‌هاي بشري بجز موارد اندكي اين وضعيت، جهان شمول تا قرون معاصر رايج بوده است. مثلاً در چين حتي شوهر مي‌توانسته است زنش را به اتهام پرحرفي طلاق دهد. ما قبلا در تلمود يهود نيز بررسي كرديم كه شوهر حتي براي سوزاندن غذا مي‌تواند زنش را طلاق دهد. هر چند اينها وجوه افراطي مسئله است اما ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:10  توسط   | 

به نام خدا

وقار ديني، حجاب عرفي

 

در بيست و هشتمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس و دوازدهمين جلسه زن در اسلام، بحث حجاب ادامه پيدا كرد.

رضا عليجاني در ادامه چهار سؤالي كه در جلسه قبل مطرح كرده بود، دو سؤال جديد نيز مطرح كرد و گفت هر رويكرد، با هر برخوردي كه با حجاب دارد، اما؛ بايد در نظري كه ارائه مي‌دهد به اين سؤالات توجه داشته باشد. سؤالهاي پنجم و ششم عبارت بودند از:

5- آيا تأثير و تحريك امري يك طرفه (از سوي زن براي مرد) يا امري دوطرفه است؟

6- رعايت و كنترل هر يك از زن و مرد، بايد چگونه و تا چه اندازه باشد؟ (ايماني و دروني و اخلاقي، يا فقهي و قانوني و حقوقي)

وي آنگاه به مرور آيات پيرامون حجاب پرداخت و گفت درباره حجاب يك آيه اصلي وجود دارد و آن آيه‌اي است كه مي‌گويد روسري‌هاي خود را بر گريبان اندازيد (كه در هر حال در آن مسئله نقاب صورت مطرح نيست و درباره بقيه جاهاي بدن نيز تصريحي ندارد و ظاهرا عرف روز را پذيرفته و پسنديده دانسته است). در رابطه با آيه «زينت» مسئله بيشتر به رفتار برمي‌گردد تا حجاب و پوشش. آيه «جلباب» نيز اگر اين بدفهمي را نداشته باشيم كه بر وجوب و ضرورت «نقاب» نظر دارد؛ حكم جديدي ارائه نداده و بر رعايت دقيق حجاب تأكيد كرده است. بحث در خانه قرار گرفتن نيز مخصوص همسران رسول است؛ در خانه ماندن را نه براي بچه‌داري و آشپزي و همسرداري بلكه براي نيايش و پرداخت زكات و يادگيري و يادآوري آيات خدا و حكمت مطرح كرده است؛ در سنت عملي مسلمان‌هاي صدر اسلام نيز زنان در خانه محبوس نبوده‌اند و براي علم‌آموزي، نماز و نيايش، مشاركت سياسي و حتي نظامي و ... از خانه خارج مي‌شده‌اند؛ در دوره‌اي، در خانه نگه داشتن و به اصطلاح حبس خانگي يك نوع «مجازات» براي زنان زناكار محسوب شده و نوعي مجازات بوده است و نمي‌توان همه زنان را مجرم دانست!؛ آيه از پشت پرده چيزي دادن و گرفتن با توجه به آخر آيه كه عدم اذيت رسول و عدم ازدواج با زنان او پس از وي را مطرح مي‌كند، مخصوص زنان رسول است كه خانه شخصي‌شان محل مراجعه و به اصطلاح دفتر شخصي رسول نيز بوده است.

عليجاني در ادامه به عدم طرح مجازات (دنيوي) براي بي‌حجابي در قرآن اشاره كرد و آن را دليل اعتقادي، دروني، اخلاقي بودن رعايت حجاب دانست.

وي افزود در سنت و رفتار عملي مسلمان‌ها، و برآمده از سنن اجتماعي جامعه، سخت‌گيري‌ها و اغراق‌هايي فراتر از آنچه در قرآن آمده است مطرح بوده است مانند لزوم اجازه شوهر براي خروج زن از منزل كه در قرآن نيامده است (هر چند برخي ريشه‌هاي حديثي دارد) و يا عدم لمس و مصافحه و نظاير آن. برخي دستاويزها و مستمسك‌هاي اين گونه رفتار به دستور «غض بصر» (چشم فروانداختن) و برخي احكام مرتبط با همسران  رسول (مثل از پشت پرده چيزي دادن و گرفتن) بوده است. اما عليرغم بعضي سخت‌گيري‌ها در برخي روايات و يا رفتار عملي جمعي از مسلمان‌ها؛ صداي آسان‌گيرانه‌تري در روايات و احاديث و نيز در برخي رفتارهاي رسول وجود دارد كه در سير تاريخي فقه و فرهنگ رسمي، سعي فراوني شده است كه عقب‌رانده شود. وي به نمونه‌ها و مثال‌هايي در اين مورد اشاره نمود (مانند سخن گفتن، به عيادت رفتن و... مردان و زنان، امامت نماز زن براي مردان و زنان پيرامونش در منزل و...)

اما عليجاني با اشاره به دو كاركرد «واقعي» و «نمادين» پوشش سر در طول تاريخ، و در توضيح آيات حجاب به اين نكته نيز توجه دارد كه در اين آيات يا فلسفه‌اي بيان نشده و يا به عنوان يك نماد جهت شناخته شدن زنان (به ايمان و پاكدامني) مطرح گرديده است، تا مورد اذيت ديگران، در شرايط خاصي در مدينه كه ناامني اجتماعي به شدت وجود داشت، قرار نگيرند. وي افزود در آيه‌اي كه پيرزنان را در امر حجاب استثناء كرده نيز بيشتر از آنكه به تأثيرگذاري آنان در تحريك مردان اشاره كند به نقش مثبت رعايت عفت و وقار براي خود آنها (خير لهن) تأكيد ورزيده است. و اين بيانگر آن است كه مي‌خواهد رابطه زنان با مردان و بالعكس، به جاي رابطه جسم‌محور و جنسي بر اساس رابطه انسان‌محور و شخصيت انساني متقابل باشد. عليجاني افزود اما در احاديث بيشتر به نقش تحريك‌كنندگي موي زن‌ها بر مردان تأكيد شده است.

وي در ادامه در رابطه با نكاتي كه از بحث حجاب در قرآن استنباط مي‌شود به اين موارد اشاره كرد:

- عدم تدريج در بحث حجاب (برخلاف بحث حرمت شراب)

- بيشتر از منظر زنان به پوشش سر توجه كردن تا از منظر مردان

- وجود شرايط فوق‌العاده مبتني بر ناامني و عدم كاركرد اخلاق دروني و نياز به دخالت و سخت‌گيري قانوني و حقوقي

- تقاضاي مردان، به ويژه مكيان به سركردگي عمر براي سخت‌گيري و پرده و حجاب

- تأثير و نقش‌آفريني حوزه خصوصي و خانوادگي رسول؛ مطالبات روزافزون زنان رسول، شايعه‌پراكني پيرامون زنان رسول و زندگي خصوصي وي، بالا رفتن سن رسول و...

- مسئله نقش جغرافيا و آب و هوا و بيولوژي مرد عرب

- مسئله نمادهاي عرفي جامعه كه از قبل وجود دارد مانند روسري، نقاب و...، كه نقاب پذيرفته نمي‌شود. عليجاني در پايان و در جمع‌بندي از بحث حجاب گفت در رابطه با مسئله پوشش، هر نظري كه توسط هر رويكردي داده مي‌شود بايد با در نظر گرفتن چند منظر و مبناي محوري باشد و در راستا و لحاظ كردن اين مباني به جمع‌بندي و ارائه نظر پرداخته شود. وي اين منظرهاي بنيادي را چنين عنوان نمود:

- منع لذت يا لذت‌محوري؟ (در اسلام برخلاف مسيحيت لذت پذيرفته شده، اما دنياگرايي نفي شده است)

- جسم‌محوري يا انسان‌محوري در رابطه با ارتباط و معاشرت زنان و مردان؟

- نگاه مذكرمحور يا نگاه زوجي و متقابل؟

- نگاه قانون و شرع و فقه محور يا نگاه اخلاق محور مبتني بر عرف؟

- نگاه فيكسيستي مبتني بر اصالت فرم يا نگاه متحول بر اساس اصالت محتوا و غايت؟

وي آنگاه با اشاره به جملاتي از نظرات و تجارب شريعتي در رابطه با بحث حجاب در حسينيه ارشاد، نظر نهايي خويش را كه تأكيد نمود به عنوان يك نظر، اما نه با قطع و تصلب به عنوان نظر نهايي، و به عنوان نظري براي تأمل و توجه بيشتر مطرح مي‌شود؛ چنين عنوان ساخت: «رعايت آزادانه» «عرف‌ها»ي «متحول» «جوامع» با اصالت دادن به «محتوا» و «درون» با هدف ايجاد «روابط انسان‌محور و شخصيت‌محور» و نه روابط جسم و بدن‌محور. و ادامه داد بر اين اساس «وقار»، براي مؤمنان، يك امر «ديني» است و «شكل» حجاب و پوشش يك امر «عرفي»، و هر دو امري «شخصي» است. بنابراين بايد توجه داشت كه ممكن است عرف‌ها در جوامع، شهرها و حتي مناطق مختلف يك شهر بزرگ متفاوت باشد. و يا بخشي از عرف حالت كاركردي و بخشي حالت نمادين داشته باشد؛ و در هر حال نوع پوشش و حجاب از احوال شخصيه و مبتني بر اعتقادات و درونيات فرد است و نبايد دولت و قدرت، از منظر ديني در آن دخالت كند. وي افزود هر نوع محدوديت در آزادي‌هاي فردي، از جمله در مورد پوشش، طبق تبصره 2 از بند 29 اعلاميه جهاني حقوق بشر «تنها تابع محدوديت‌هاي قانوني ]كه طبعا بايد توسط نمايندگان واقعي مردم در يك فضاي آزاد صورت گيرد[ است كه صرفا براي شناسايي و مراعات حقوق و آزادي‌هاي ديگران و براي رعايت مقتضيات عادلانه اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در جامعه‌هاي دموكراتيك وضع شده‌اند.» وي تأكيد كرد تمامي اين تعابير نيز مفاهيمي سيال‌اند كه شديدا بر عرف جوامع متكي خواهند بود.

عليجاني آنگاه بحث «عمر، علي و زنان» را مطرح ساخت و گفت عمر پولس جهان اسلام است كه رفتاري ضدزن دارد و علي سمبل و معدل مرد عرب است كه نگاهي منفي به زن دارد اما رفتاري ضدزن در وي مشاهده نمي‌شود. وي روي عدالت عمر و علي (و به ويژه علي كه قوم‌گرايي و كشورگشايي عمر را ندارد و مساوات بيشتري هم در امر بيت‌المال معمول مي‌دارد) تكيه كرد و نيز گفت عمر عمق و محتوانگري علي را ندارد، اما همچون علي از زندگي ساده و سالمي برخوردار است. آنگاه به موارد متعددي از نظرات و رفتار ضدزن عمر پرداخت.

وي سپس با اشاره به اينكه علي شاگرد اول قرآن و اسلام است. و با تأكيد بر عمق درك علي و محتوانگري او، غيرفرماليست و شريعت‌زده‌نبودن وي، نگاه و رفتار ضدتزوير، عدالت، نگاه و رفتار ضدفقر، مردم دوستي و محروم‌دوستي، نگاه مردم‌گرايانه و آزادي‌خواهانه علي، چند ساحتي بودن شخصيت وي، و ...؛ به برخي نظرات علي در مورد زنان پرداخت كه نگاهي بس منفي به زنان دارد و به نظر عليجاني اين نظرات معدل نظرات مرد عرب در آن دوران است كه در علي نيز تجلي پيدا كرده است.

وي در پايان اين بحث گفت اين بحث (عمر، علي و زنان) نشان مي‌دهد كه پيامبر كه خود از درون همين بستر و فرهنگ و مناسبات برخاسته بود و سعي در تغيير و اصلاح توحيدي همين فرهنگ و مناسبات داشت، اگر در استيفاي بخش مهمي از حقوق زنان موفق شد، اما در تغيير نگاه مردانه مردان روزگارش موفقيت كمتري داشت، البته موفقيتش كمتر بود نه اينكه شكست خورده باشد. در پايان برنامه پرسش و پاسخ كتبي و شفاهي، در فضايي آرام‌تر از جلسه قبل، برگزار شد. ادامه بحث زن در اسلام با بحث «زنان و محمد» در جلسه آينده پيگيري خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:3  توسط   | 

به نام خدا دوست همه انسانها

 

به دوستان، به خويشان، به ياران آشنا، بهاران خجسته‌باد. زمستان رفت و بهار آمد، و به جاي قارقار كلاغان، آواز بلبلان و مرغان عشق به گوش مي‌رسد. پرستو به بازگشت زد نغمه اميد و هوا دلپذير شد گل از خاك بردميد. رويش گل و نغمه اميد همه در ميان گياهان است و پرندگان؛ در طبيعت خدا كه نظم ديرين‌اش رويش سبز و نغمه اميد را خود به خود و به جبر و تقدير جانشين سوز و سرما و زوزه گرگان و قارقار كلاغان مي‌كند. اما آيا در تاريخ و جامعه انسان‌ها، كه به تدبير آدميان سپرده شده، نيز تغيير و تحولي به همين ترتيب شكل مي‌گيرد؟ افسوس كه اين چنين نيست. امروز «روز نو» شده است، اما «نوروز» نيامده است. سختي و مرارت زندگي بر مردمان ما كه حداكثر تلاششان نو كردن جامه كودكانشان بوده است، كمتر جايي براي نو كردن و تازه كردن جان‌هايشان، با نغمه اميد، باقي گذارده است. وقتي معلمان ما كه از ديرباز در فرهنگ كهن ما احترامي آميخته به قداست داشته‌اند، سالشان را در سرماي سكوت سلول‌هايشان، همراه بغض گلوهايشان، تحويل كرده‌اند، چه جاي نغمه اميد؟ پس آيا سزا نيست بگوييم طبيعت خدا روزش را نو كرده است اما در هر آنچه از آب و خشكي كه در اختيار آدميان است، تباهي رخ داده است (ظهر الفساد في‌البر و البحر بماكسبت ايدي الناس).

اما، سنت‌هاي خدايي طبيعت نيز، يك روز به دست آدميان  و براي آدميان در جامعه جاري مي‌شود و هر آنچه به نفع مردم است مي‌ماند و بقيه چون كف روي آب ناپديد مي‌شود (فاما الزبد فيذهب جفا و ماينفع الناس فيمكث في‌الارض). اما در اين ميان و تا آن زمان؛ از خداوند دگرگون‌كننده دل‌ها و ديده‌ها (مقلب‌القلوب و الابصار)، همان خداي دگرگون‌كننده طبيعت (مدبرالليل و النهار)؛ مصرانه و از صميم دل مي‌خواهيم حال وجودي ما را به بهترين وضع و حال دگرگون كند. (حول حالنا الي احسن‌الحال)؛ و تنها تغيير حال وجودي ماست كه تغيير اوضاع اجتماعي ما را به دنبال خواهد داشت و رويش سبز و نغمه اميد را در پي. به اميد آن روز كه هم روز نوست و هم نوروز شاد و سبز و پراميد، نوروز مهر و عاطفه و محبت و عشق و نوروز داد و دهش؛ نوروز آزادي، عدالت، صلح و امنيت.

براي تك‌تك عزيزان آرزو مي‌كنيم كه در سال آينده به هر آرزويي كه خود دارند، برسند و براي ملت و سرزمين‌مان سال صلح و آرامش؛ صلح و آرامشي متكي بر خردمندي و دورانديشي كه كالاي كميابي در سرزمين رنج‌كشيده ماست.

در جلسه گذشته زن و خانواده در اسلام را مطرح كرديم و به چند نكته اشاره كرديم:  تأكيد بر ازدواج، رابطه متقابل مبتني بر آرامش‌بخشي و مودت و رحمت بين زنان و مردان، لزوم رضايت دختر در ازدواج، پرداخت مهريه زنان به خود آنان و رياست و سرپرستي مرد بر خانواده و پذيرش برتري مرد در خانواده در متن مقدس.

نكات بعدي مرتبط با زن در خانواده را در اين جلسه در چند نكته مطرح مي‌كنيم:

عدم ذكر وفاداري

ما برخلاف برخي متون مقدس ديگر از جمله اوستا و عهد عتيق و جديد در اينجا تأكيد چنداني بر وفاداري نمي‌بينيم. هر چند از ازدواج و عقد بين زن و مرد به عنوان «ميثاق غليظ» و پيمان محكم ياد شده (23 از 4). ولي به جز اين يك جا ما در جاهاي ديگر اين تأكيد را نمي‌بينيم. اين امر (عدم تأكيد بر وفاداري) يك مقدار به سهولت ازدواج و طلاق در جامعه عربي برمي‌گردد كه در قرآن نيز با رفرم‌هايي پذيرفته شده است. همچنين در قبل درباره سهولت و راحتي استبدال زوج، جايگزيني همسر، بحث كرديم. و همينطور مي‌توان از مشروط نبودن اختيار طلاق توسط مرد به هيچ شرط ديگري ياد كرد. هر چند گاه ما در احاديث قيودي را داريم اما در خود متن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:0  توسط   |