تبليغاتX
زن در متون مقدس

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

جمع‌بندي بحث زن در اسلام

 

هاله‌زدايي با روش «تاريخي – الهامي»

ما در كل بحث زن در متون مقدس بر «نگاه تاريخي» به متون تأكيد مي‌كرديم و اصرار داشتيم نگاه به تاريخ نيز بايد از ابتدا به انتها باشد نه از آخر به اول. بر اين اساس براي درك و فهم برخورد قرآن و اسلام با زن مرتبا به آن بستر تاريخي مي‌رفتيم و سعي مي‌كرديم آن را تجسم كنيم. در بستر و فرهنگ دنياي قديم بردگان و زنان اقشار بسيار ضعيف و تحت ستم مضاعف جامعه‌اند. اما حتي در قوانين مثبت و راهگشاي آن زمان مثل قوانين حمورابي هم انساني و عاطفي مثلا به بردگان نشده است. در قوانين حمورابي هم نگاه انساني و عاطفي مثلا به بردگان نشده است. در قوانين حمورابي هر برده به ارزش يك الاغ خريد و فروش مي‌گرديد.[1] يعني قيمت يك برده با الاغ يكي است.

برخورد زنان در تاريخ فلسفه و ادبيات و شعر و عقايد و...، را نيز قبلا مطرح كرديم. به قول جلال ستاري «زن‌ستيزي منحصر به قوم خاصي نيست» (ستاري، ص 239). حتي در دوره مدرن هم افرادي مثل فرويد مي‌گويند «مردسالاري ذاتي بشر است» (همان، ص 219).

«بسياري از نويسندگان اوليه ماركسيست نقش بيشتر زنان در خانه را پذيرفته‌اند» و ماركسيست‌هاي سنتي توسط ماركسيست‌هاي متأخرتر به «كورجنسي» متهم مي‌شوند (همان طور كه راديكال‌ها نيز متهم به «كوري تاريخي»اند).[2]

يعني حتي در قرون جديد ماركسيست‌هاي اوليه توسط ماركسيست‌هاي بعدي متهم به كورجنسي مي‌شوند. پس ما تا قرون جديد، ما شعر و فلسفه؛ مذهبي و غيرمذهبي، مدرن و سنتي، چپ و راست و ميانه، با مسئله بي‌توجهي و نگاه منفي به زنان مواجه‌ايم. بردگان و زنان، هميشه، تا قرون معاصر جز اقشار ضعيف و تحت ستم بوده‌اند.

اديان ابراهيمي تفاوتي با برخي از اديان در حوزه‌هاي ديگر – مثل هند و ايران – دارند، آنها راديكال‌تر و معمولا وضع موجود را نمي‌پذيرند و تغييرطلب هستند. اگر ده فرمان موسي را مثلا با قانون حمورابي مقايسه كنيم، در قانون حمورابي يك برده قيمت يك الاغ را دارد، اما در ده فرمان ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:7  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها[1]

 

زنان و محمد (محصول و نتايج آموزه‌ها و اصلاحات رسول)

ما قبلا از «زنان محمد» سخن گفتيم و اينک از «زنان و محمد» سخن مي‌گوييم. در قرآن، هر چند بحث «درباره» زنان بسيار زياد است، اما انعکاس تاريخي وقايع مربوط به زنان بسيار کم و کوتاه است. شايد تنها يک جاگزارشي در مورد خود زنان آمده است؛ آن جا که به عدم استرداد زنان پس از فرار و مهاجرت از مکه به مدينه مي‌پردازد و به مسلمانان دستور مي‌دهد که آن‌ها را مسترد نکنند. نگاه تاريخي، شايد، عمدتا به اين صحنه منحصر باشد. ولي بحث‌هاي پيرامون زنان در قرآن مفصل است که ما در کل جلسات بحث «زن در اسلام» به آن پرداختيم. شايد بتوان گفت تنها در عهد جديد است که به زنان پيرامون عيسي هم پرداخته شده و اسامي آن‌ها ذكرشده و حضورشان به ويژه در صحنه صليب به تصوير کشيده شده است. هر چند در آن جا هم بعد از ماجراي صليب ديگر زنان از صحنه عهد جديد محو مي‌شوند. اما عدم ذكر تاريخ زنان در قرآن به اين معنا نيست که زنان در نهضت محمد و نهضت اسلام حضور نداشتند. بررسي سيره و تاريخ نشانگر حضور پر رنگ زنان در آن دوره است. ما در اين بحث مي‌خواهيم به همين مسئله بپردازيم. اما متأسفانه اين حضور پررنگ با بي‌اعتنايي فزاينده تاريخ‌نويسان، به ويژه در دوره‌هاي متأخرتر و معاصر،  مواجه شده است و بايد لابه‌لاي کتب تاريخ را جستجو كرد تا آن‌ها را شناخت. فيلم محمد رسول الله سمبل اين نگاه مردانه به تاريخ است. در اين فيلم گويي هيچ زني در پيرامون محمد نيست. در حالي که امروز با بررسي بخش‌هايي از سيره و تاريخ نشان مي دهيم که زنان پيرامون محمد، شايد، بيشتر و فعال‌تر از زنان پيرامون همه انبياي گذشته بوده‌اند. ما از فيلم محمد رسول‌الله به عنوان يک نماد متأخر و جديد و ملموس از اين «تاريخ مذکر» مثال مي‌زنيم. در اكثر کتب تاريخي (بجز معدود استثنائاتي) هم تقريبا همين وضعيت وجود دارد.

به هر حال ما تا اين جا در موارد متعددي از بحث زنان در قرآن، به ويژه با توجه به شأن نزول آيات متعددي، ديديم که زنان در فرضا اختلاف‌هايي که با پدرانشان داشتند و مثلا مي‌خواستند آنها را به اجبار شوهر بدهند به محمد پناه مي‌آوردند. و يا دررابطه با اختلافي که با شوهر و همسرشان داشتند، مثلا شوهري که او را دوستش نداشتند، همسري که کتک مي زد و يا شوهري که طبق عرف جاهليت زنش را طلاق داده بود، و يا زناني که بازماندگان همسر متوفايشان به او ارثي نمي‌دادند و...، اينها همه به محمد پناه مي آوردند. و يا حتي در مواردي براي ازدواج يا شوهر کردن و حتي در اختلافات زناشويي و جنسي به محمد مراجعه مي‌كردند. و حتي گاه بالا تر از همه اين‌ها، در اعتراض به پيامبر که چرا خدايش فقط از مردان سخن مي گويد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:4  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها[1]

 

مروري تحليلي بر آيات حجاب

حال با توجه به مجموعه نكاتي كه گفتيم اگر چند آيه مربوط به حجاب و نكاتي را كه در آنها مطرح شده بود (و كليه آيات مربوطه نيز در شرايط فوق‌العاده و بحراني سياسي – اجتماعي و... عنوان گرديده بود) را مرور كنيم، مي‌بينيم كه: در آيات حجاب بحث زينت و زيور اصلا ربطي به بدن نداشت و مستقيما مربوط به پوشش سر و صورت و بدن نيست.[2] حداكثر، آن هم با مقداري تكلف، مي‌توان گفت كه لباس و جامه هم نوعي زيور است. در اين حالت نيز ظاهر آيه مقداري گنگ مي‌شود چون معنايش اين مي‌شود و به جز آن قسمت از لباس كه علني است بقيه‌اش را بپوشانيد. در اين صورت معلوم نيست كدام لباس آشكار و علني است و كدام پنهان.

اما ادامه آن آيه كه به نظر من نقطه و آيه اصلي، و شايد تنها آيه حجاب همين قسمت از آيه است كه مي‌گويد روسري و خمار و پوشش‌تان را روي گريبانتان بياندازيد. همان طور كه قبلا هم گفتيم خمار را به دو گونه ترجمه كرده‌اند. عمدتا و اكثرا آن را روسري دانسته‌اند و گفته‌اند دنباله‌هاي روسري را بر گريبان خود بياندازيد. بدين ترتيب هم مو و هم گريبانتان پوشانيده مي‌شود. يعني قرآن ضمن امضا و تأييد روسري كه مو را مي‌پوشاند بر پوشاندن گريبان نيز مستقلا تأكيد كرده است. هر چند كساني هم مي‌گفتند در اينجا تأكيد بر گريبان است نه مو و برخي نيز اساسا خمار را پوشش (و نه روسري) مي‌دانستند و مي‌گفتند در اينجا انحصارا بر پوشاندن گريبان تأكيد گرديده است. [3]

به هرحال هر كدام از اين نظرات را درست بدانيم، پوشيدن صورت اصلا مطرح نيست. همچنين در مورد بقيه جاهاي بدن هم بحثي در ميان نيست. اما شايد قرآن عرف رايج در مورد بقيه جاهاي بدن را پسنديده دانسته و بيشتر روي يك نقطه (گريبان) تأكيد كرده است.

اما آيا اين دو بخشي از آيه فلسفه و علتي هم براي حجاب مطرح كرده است؟ قبلا توضيح داده‌ايم كه پوشش در تاريخ گاه كاركردي واقعي داشته و گاه كاركردي نمادين. پوشش در مقابل سرما يا گرما، و يا ناامني اجتماعي و جنسي، و يا به خاطر تعصب مردان بر زنانشان، حالت كاركردي داشته است. اما جاهايي هم حجاب حالت نمادين داشته است. مثلا در عهد جديد كسي كه همسر دارد بايد سرش را بپوشاند و نيايش كند و اين علامت اين است كه او ازدواج كرده است (مثل حلقه نامزدي) و مطيع شوهرش مي‌باشد.

در سفر اعداد از عهد عتيق (بخش 18 آيه 5) هم نكته‌اي مطرح شده كه باز بيانگر همين مسئله است. در آنجا آمده است كه اگر مردي به زنش تهمت بي‌عفتي بزند، دستور چنين است كه شوهرش بايد او را نزد كاهن بياورد[4] و كاهن در ابتدا «موي اورا خواهد گشود».

شايد اين امر معنايش اين باشد كه كاهن در ابتدا عقد مرد را از او برمي‌دارد يعني آن زن از الان به بعد در عقداين مرد نيست تا به وضعيت او رسيدگي شود. پس اينجا جنبه نمادين دارد و بعد آب تلخي (كه غبار كف معبد را در آب مقدس ريخته است) به او مي‌خوراند. اما اول لعنت‌نامه‌اي را مي‌خواند و زن بايد آمين بگويد. بعد اين لعنت‌نامه را هم در آن آب تلخ مي‌شويد و زن بايد آن آب را بخورد. در آن لعنت‌نامه آمده است كه زن مي‌گويد اگر من دچار خطا و بي‌عفتي شده‌ام دچار برآمدگي شكم و... بشوم يعني مريض بشوم و گوشت تنم بريزد و... در آزمون‌هاي قضايي سيستم‌هاي كهن و سنتي اگر آن زن آن معجون را مي‌خورد و مريض نمي‌شد از او رفع اتهام مي‌شد، (مثل عبور از آتش در داستان سياوش و يا ابراهيم)[5]

به هر حال عهد عتيق مي‌گويد كاهن موي او را خواهد گشود (كه البته تعبير گنگي است و احتمالا به معناي برداشتن حجاب يا باز كردن موي بافته شده باشد. البته من نمي‌دانم تعبير عبري‌اش چيست ولي حدس مي‌زنم به معناي برداشتن حجاب باشد). در اينجا حجاب جنبه نمادين دارد. اما در جاي ديگر در عهد جديد ديديم كه پلوس هم استدلال به سلسله مراتب جنسيتي و لزوم اعلام نمادين اطاعت زن از مرد از طريق سرپوشاندن كرده بود و هم گفته بود كه غريزه و طبيعت هم ضرورت حجاب را به ما نشان مي‌دهد كه در اينجا بيشتر جنبه كاركردي دارد و البته كاركردش هم الزاما تحريك مردان نيست بلكه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:47  توسط   | 

به نام خدا، دوست همه انسان‌ها 

برخي تفاو‌ت‌ها (و تبعيضات) حقوقي (ادامه) - بخش دوم

 

زنان به عنوان الگو

من در بحث زن در اسلام و قرآن همواره رفت و برگشتي بين دو نقش پژوهشگرانه و مؤمنانه داشته‌ام و در همين سير نكات مختلفي را مطرح كردم. در اين جا نيز واقعا بدون هيچ تعصبي مي‌بينيم كه در قرآن زنان در تاريخ «ديده» شده‌اند و اسامي آنها آمده است. خانم هاله سحابي تحقيقي كرده بود كه با حس زنانه و بيان ساده و صميمي‌اش مي‌گويد برخورد قرآن با زنان در تاريخ و برخورد تاريخي كه با آنها دارد مثبت‌تر و مهربانانه‌تر است تا  زناني كه در احكام مد نظرند. اين استنباط يك زن است كه كار تحقيقي در مورد زن در قرآن كرده است.

البته من نقدم به مباحث زيبا و جالب ايشان اين است كه در پژوهش خود نگاه تاريخي نكرده‌اند و اگر نگاه تاريخي به احكام نداشته باشيم اصلا بسياري از مقولات مانند ارث را نمي‌توانيم به خوبي و به درستي بفهميم كه چه بوده است. و امروزه ممكن است فكر كنيم اين موضوع خلاف كرامت زن و يا ظلم و توهين به زنان بوده است. اما وقتي سير تاريخي آن را ببينيم بهتر مي‌توانيم با آن رابطه برقرار كنيم. به هر حال در قرآن اشاراتي به برخي الگوهاي زن شده است. اين الگوها هم مثبت‌اند و هم منفي و اين هم در نگاه ما مؤثر است. قبل از انقلاب ماركسيست‌ها طبقه كارگر را به گونه‌اي ترسيم مي‌كردند كه گويي همه كارگران قديس و مقدس‌اند يعني دفاع از حقوق كارگر ملازم شده بود با اين كه بايد از تك‌تك كارگران دفاع كرد و يك عظمتي در افراد كارگر مي‌ديدند كه به تدريج تغيير كرد. و اين تغيير اصلا به معناي دست برداشتن از آرمان‌هاي عدالت‌جويانه نيست بلكه به معناي واقع‌گراشدن است. حكايت زنان هم همينطور است. دفاع از حقوق زنان ملازم دفاع از تك‌تك زنان نيست. در مورد انسان هم همين است. در متون مقدس يكي از مهم‌ترين مباحث الهام‌بخش‌شان،  انسان‌شناسي آنان است. انسان‌شناسي قرآن بسيار واقع‌گرايانه است و جالب است كه اين انسان‌شناسي وقتي انتزاعي و كلي مي‌شود انسان را مثبت مي‌بيند و داراي آزادي، آگاهي، اراده، آفرينندگي و...، اما وقتي انضمامي مي‌بيند و روي زمين مي‌آيد، انسان‌هاي واقعا موجود را اكثرا منفي مي‌بيند. به نظر من اگر انسان‌ها خودشان را درون‌كاوي كنند و سراغ قرآن بروند خيلي ملموس با قرآن ارتباط برقرار مي‌كنند. چون قرآن خيلي دقيق و عيني به نكات مثبت و منفي و دغدغه‌ها و كشمكش‌ها و وسوسه‌هاي دروني انسان‌ها مي‌پردازد. انسان‌شناسي قرآن خيلي واقع‌گرايانه، ريزبينانه و درون‌كاوانه است. در مورد زنان هم قرآن با زنان به عنوان يك واقعيت خارجي خيلي طبيعي و واقعي برخورد مي‌كند يعني هم زنان مثبت و هم زنان منفي را مطرح مي‌كند. اگر اين‌ها را كنار هم بگذاريم نشان‌دهنده واقع‌گرايي قرآن در مورد زنان است. يكي از مواردي كه شايد بيشترين آيات را به خود اختصاص داده است داستان يوسف و زليخاست كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:36  توسط   | 

 به نام خدا، دوست همه انسان‌ها

برخي تفاو‌ت‌ها (و تبعيضات) حقوقي (ادامه) - بخش یکم

 

رياست و قضاوت زنان

در دوران و جامعه اخير اين موضوع خيلي شهرت و قاطعيت دارد. زنان نمي‌توانند رئيس‌جمهور بشوند و در مجلس خبرگان با زرنگي خاص دكتر بهشتي يك اصل با يك اصطلاح دو پهلو و جنجالي تصويب شد كه طبق آن رئيس‌جمهور بايد از «رجال سياسي» باشد. به اين طريق سر روشنفكران كلاه رفت! چون به فقهاي سنتي گفته مي‌شد ما نوشته‌ايم رئيس‌جمهور بايد از رجال يعني مردان باشد و به روشنفكرها هم گفته مي‌شد منظور از رجال، شخصيت‌هاست نه مردان. به طور طبيعي بعدا زور هر كس بيشتر مي‌شد اين اصل را طبق برداشت خودش تفسير مي‌كرد و چون زور روحانيون سنتي بيشتر از روشنفكران شد آنها تفسير به ظاهر كردند و گفتند رجال مردان هستند و سر روشنفكرها و مردم اين وسط بي‌كلاه ماند.

اما در قرْآن هيچ بحث و حكمي راجع به رياست و قضاوت زنان وجود ندارد.

در رابطه با قضاوت از صدر اسلام تاكنون عده‌اي موافق بودند كه البته در اقليت قرار داشتند. يكي از آنها طبري معروف صاحب تاريخ معروف طبري و نيز تفسير طبري است. و بسيار جالب است كه يك فرد موافق ديگر ابن‌حزم ظاهري است. ظاهري‌ها به شدت فرماليست هستند و جالب است يك آدم به شدت فرماليست موافق قضاوت زنان است چون او معتقد است در قرآن منعي براي اين كار وجود ندارد. ولي هيچگاه اينها تبديل به گفتمان غالب در فرهنگ اسلامي نشدند.

اما وقتي كه در قرآن اين موضوع و موضع نيامده پس مستند اين بحث گسترده در منع زنان از رياست و قضاوت و... چيست؟ ابتدا و به عنوان مقدمه بايد به اين امر اشاره كرد كه در مباحث روايي و فقهي ولايت، رياست، قضاوت، زعامت، مرجعيت و... به صورت يك مسئله به هم مرتبط و در يك بسته و مجموعه مطرح شده است و اين مسئله به پيش‌فرض‌ها و پيش‌فهم‌هاي دنياي قديم برمي‌گردد كه هنوز تفكيك قوا صورت نگرفته است. يعني يك نفر كه امير و خليفه و حاكم مي‌شد همه مسئوليت‌هاي تقنيني، اجرايي و قضايي را هم‌زمان برعهده داشت. پس هنگامي كه مي‌گفتند كسي نمي‌تواند امير بشود، پس قاضي هم نمي‌تواند بشود يعني از ولايت و قضاوت در يك باكس و بسته بحث مي‌شده است. اما الان به علت تفكيك قوا ما مي‌گوييم رياست جمهوري و قوه اجرا با دادگستري و قضا دو امر و دو قوه مجزا از هم هستند ولي در دنياي قديم و در تاريخ فرهنگ اسلامي از اين‌ها به طور يك جا بحث شده‌ است.

اما اگر اين بحث در قرآن مطرح نيست؛ پس مستند اين حكم شديد و غليظ چيست كه اين همه هم در تاريخ جا افتاده است مستند منع زنان از ولايت و رياست و قضاوت و مرجعيت و... پس از پيامبر و در صدر اسلام فقط و فقط يك حديث است و همه اين بحث‌ها از همين يك حديث درآمده است. قبلا گفتيم آن احاديثي كه مي‌گويند لباس سياه نپوشيد، سه روز بيشتر عزاداري نكنيد، ابرو برنداريد و... را رها كرده‌اند. در حالي كه آنها هم حديث‌اند و اين هم يك حديث است. پس چرا روي اين يكي اين همه پافشاري مي‌شود. در حالي كه در تمام منابع شيعه و سني در رابطه با اين مسئله از پيامبر همين يك حديث وجود دارد كه در حواشي آن هم به يك سري كنايات استناد مي‌شود. مثلا به الرجال قوامون علي‌النساء يا مردان به زنان «درجه» دارند و نظاير آن كه ربط مستقيم و صريحي به رياست و قضاوت و... ندارد. اما مستند اصلي نبوي آن همان يك حديث است و از اين كنايات نيز به عنوان حاشيه و اضافه به اصطلاح سس روي غذا استفاده مي‌شود. يك استدلال ديگر هم، به اصطلاح فقهي، سد«ذريعه» و جلوگيري از گناه و انحراف و به اصطلاح به خاطر تبعات منفي رياست و قضاوت زنان است يعني مثلا اگر زن بخواهد نماينده مجلس بشود، ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:29  توسط   | 

به نام خدا

 

چالش اصلي اين است : ابديت و تغيير

 

سي و يكمين جلسه از سلسله كلاس‌هاي «زن در متون مقدس» به ميزگرد زن در آيين يهود اختصاص داشت. در اين ميزگرد دكتر يونس حمامي (مسئول فرهنگي و ديني انجمن كليميان تهران و مدرس علوم ديني يهود)، مهندس آرش آبايي (پژوهشگر و صاحب نظر در دين يهود) و رضا عليجاني برگزار شد.

رضا عليجاني اين جلسه را با جملاتي از كتاب مقدس يهوديان كه حاوي تأكيد يهوه بر اخلاق و محتواي پيام خدايي است، به جاي ظاهرگرايي و شريعت‌محوري، آغاز كرد. آن گاه وي خلاصه فشرده‌اي از عناوين مباحثي كه در بحث زن در آيين يهود مطرح كرده بود، را عنوان نمود (چون متن كامل اين مباحث در گذشته در وبلاگ آمده است، آن عناوين را تكرار نمي‌كنيم).

سپس مهندس آرش آبايي به نقش «زمينه» و «متن» در شكل‌گيري يهوديت اشاره كرد. وي آن گاه توضيح داد كه در يهوديت زن و مرد سرشت يگانه‌اي دارند (خدا انسان‌ها را مذكر و مؤنث آفريد). و آن دو در زندگي نيز يكي هستند (آن دو – زن و شوهر – يك تن مي‌شوند).

مهندس آبايي در ادامه تاريخچه فشرده‌اي از تاريخ (از حضرت موسي تا مشايخ و داوران و پادشاهان و...) و سير تكوين كتاب مقدس تورات و ديگر كتب (مانند تلمود) را توضيح داد. وي در اين قسمت گفت از 55 تن نبي مطرح شده در دين يهود، 7 تن زن بوده‌اند. و يا از 39 جلد تلمود، 8 رساله اختصاص به احكام زنان دارد.

وي همچنين توضيح داد پس از پراكنده شدن يهوديان، آنها عموما در جوامع مسيحي و غربي و يا اسلامي و شرقي زندگي كرده‌اند و فقه‌شان نيز تا حدي تحت تأثير محيط و شرايط زندگي‌شان قرار گرفته و بدين خاطر تفاوت‌هايي بين اين دو نحله يهودي (سفارادي‌ها و اشكنازي‌ها) وجود دارد.

وي همچنين توضيح داد در دوران هزاروپانصد ساله اخير آيين يهود، اجتهادي همانند اجتهاد رايج در تفكر اسلامي (اجتهاد فرد مجتهد بر اساس قرآن و سنت)، وجود نداشته و عمدتا آنچه در تلمود نهايي آمده، در اين دوران نقل و تعليم داده شده است، مگر در مواردي استثنايي.

مهندس آبايي در رابطه با مسئله زن در آيين يهود نيز توضيح داد كه زن در شريعت يهود معمولا جنبه پنهاني و غيربارز دارد و از ملاعام و انظار، كنار و دور نگه داشته مي‌شود. آنها ملزم به حضور در عبادت‌هاي جمعي بيروني نيستند. اما افزود در سه مورد (مراسم روز شنبه، اعياد و مسئله خوراك‌هاي حلال و حرام، طهارت بعد از روابط زناشويي) زنان نقش اساسي و محوري دارند.

وي همچنين در رابطه با اهميت زنان در يهوديت افزود اين نكته در ميان يهوديان معروف و مشهور است كه اگر در مورد يهودي بودن فردي شك وجود داشته باشد، اين امر با مراجعه به سابقه يهودي بودن مادر وي مشخص مي‌شود. وي همچنين به تأكيد آموزه‌هاي يهودي به نقش طهارت و عفاف مادر در رشد و اعتلاي فرزند اشاره نمود.

مهندس آبايي در پايان اصول سيزده‌گانه اعتقادي آيين يهود (در رابطه با خدا، كتاب، ظهور مسيح يهوديت، معاد و قيامت و...) را توضيح داد. او در انتها گفت مواردي نيز در آيين يهوديت بوده كه جنبه تاريخي داشته و شايد اينك مشكل‌ساز تلقي شود. و در پرسش‌هاي احتمالي كه درباره آنها در جلسه خواهد شد، بدان موارد خواهد  پرداخت.

پس از وي، دكتر يونس حمامي به طرح مباحث خويش كه عمدتا معطوف به توضيح و پاسخ‌گويي مؤمنانه، به تحليل‌هاي رضا عليجاني در دو نوشتار «زن در آيين يهود» اختصاص داشت، پرداخت.

ايشان به نفي مسئله دو صدايي بودن متن پرداخت و گفت از نظر يهوديان همه آنچه در كتاب مقدس، عليرغم سير طولاني تكوين آن، آمده اصالت دارد و بايد بدان عمل شود و همه آنها را به صورت مجموعه‌اي و در كنار هم قبول دارند. و همه آنچه قبل از موسي بوده، و از سوي وي پذيرفته شده، همچنان وجود دارد و دوصدايي هم نيست. نبي‌هاي بعدي نيز همان‌ها را توضيح داده‌اند و روزي نيز كه ماشيح (مسيح يهوديان) بيايد، شريعت جديدي نمِي‌آورد و مي‌خواهد همان شريعت موسي را پياده كند.

دكترحمامي برخي مواردي كه در نوشتار زن در آيين يهود به عنوان نمونه‌هايي از دوصدايي آمده است، را نيز توضيح داد. ايشان برخي موارد از تورات كه تداعي جسم‌وار و انسان‌وار بودن خداوند را مي‌كند، داراي زبان تمثيلي دانست كه مي‌خواهد به زبان آدم‌ها و براي فهم آنها سخن بگويد. در اين رابطه ايشان توضيحاتي نيز درباره يهوه و الوهيم داد. دكتر حمامي مسئله كشتي گرفتن يعقوب با خدا را اشتباه ترجمه‌اي دانست و گفت يعقوب با يك فرشته‌ كشتي گرفته است.

ايشان همچنين به طرح توضيحاتي در دوصدايي بودن طرح زندگي براي «رضايت خدا» و طرح «بيهودگي و عبث بودن زندگي» و يا «اصالت» شادي پرداخت و گفت گفتار حضرت سليمان نيز زندگي بدون توجه به بازخواست خداوند را بيهوده دانسته است. وي قوميت‌گرايي بسته در يهوديت را نيز رد كرد و ضمن اشاره به اينكه يهوديت قبل از مسيحيت و اسلام شكل گرفته، افزود در اين منظر همه انسان‌ها يا يهودي‌اند و يا غيريهودي، اما ديگران نيز از نجات محروم نيستند. و ابراهيم نيز پدر جميع امت‌ها معرفي شده است. وي رباگيري مضاعف از ديگران را نيز امري طبيعي دانست و گفت مسئله رباگيري امري متقابل است و فردي نمي‌تواند يك جانبه؛ در رابطه با ديگري (غيرهم‌دين خود) ربا نگيرد. اما اگر طرف مقابل ربا نگرفت، او نيز نخواهد گرفت.

وي در رابطه با مسئله فرماليسم و غلبه شريعت بر اخلاق در آيين يهود نيز تأكيد كرد در يهوديت اين دو در كنار يكديگرند و تعارضي بين آن دو نيست. دكتر حمامي مسئله «زن تجسم شر» را نيز نقد كرد و گفت در اينجا نيز خداوند به زبان مردم حرف زده آن گونه كه براي همه قابل فهم باشد و زن و مرد، هر يك اگر پايبند دين نباشند تبديل به موجودي شر مي‌شوند.

وي در رابطه با «عدم ذكر زنان هم‌پاي مردان» نيز گفت وقتي خطاب به مردي گفته مي‌شود با دختر و پسرت و غلام و كنيزت جشن خواهي گرفت، زن او را نيز در خطاب به وي منظور كرده است.

وي آنگاه به در نظر نگرفتن و محاسبه نكردن زنان در سرشماري‌ها را معطوف به مسائل نظامي دانست. و توضيح داد از آنجا كه زنان نقش نظامي نداشته‌اند، بدين خاطر در اين سرشماري‌ها منظور نشده‌اند.

ايشان مسئله رياست و سرپرستي مرد بر خانواده را نيز چنين توضيح داد كه اولا خانواده مثل هر اجتماع ديگري نيازمند يك مدير و سرپرست است. و ثانيا به لحاظ بدني و رواني، فيزيولوژيك و روانشناختي، مرد توانايي بيشتري براي اين امر دارد.

دكتر حمامي به انواع مجازات‌هاي اعدام (سنگسار، سرب مذاب در دهان ريختن، از بلندي انداختن و...) اشاره كرد و ضمن توضيحاتي گفت اينها احكامي است از سوي خداوند كه همچنان جاري است.

دكتر حمامي در پايان به مسئله «نبي‌هاي مردمي» كه در نوشتار زن در ‌آيين يهود «به آنان درود فرستاده شده»، اشاره كرد و گفت نبي يا نبي است يا دروغين است و ديگر مردمي و دولتي ندارد.

آن گاه رضا عليجاني توضيح داد چون به طور طبيعي وقت براي توضيح همه مطالبي كه در نوشتار آمده، براي دو ميهمان حاضر در ميزگرد محدود است و آنها نمي‌توانند درباره همه آنچه كه در نوشتار آمده توضيح بدهند، پس از پياده شدن مباحث مطروحه از نوار، آنها مي‌توانند بر توضيحاتشان بيفزايند. وي افزود من استندلال‌ها و مستنداتم را در نوشتار آورده‌ام و مخاطبان وخوانندگان  خود مي‌توانند به مقايسه و تحليل اين مطالب و توضيحات ارائه شده از سوي دوستان ميزگرد بپردازند و نيازي به تكرار مستندات و استدلال‌ها نيست. اما عليجاني در چند مورد كلي (مانند تجسم خداوند و نگاه اسطوره‌اي به خدا در كتاب مقدس، سير تدريجي شكل‌گيري عقايد يهوديت، مثلا عدم اعتقاد به معاد در برخي فرقه‌هاي مهم يهودي مثل صدوقيان حتي تا زمان عيسي، عدم محاسبه زنان در حد نصاب‌هاي ديني مثلا رسميت يافتن عبادات جمعي در كنيسه و نه فقط در امور نظامي و... و به طور كلي ابديت داشتن و يا تاريخي بودن برخي عقايد و احكام مطروحه در كتاب مقدس) به طرح سؤالاتي كوتاه از صاحب‌نظران حاضر در ميزگرد پرداخت و آنان نيز بدان‌ها پاسخ دادند.

آنگاه سؤالات متعددي از سوي حاضران در جلسه، در حوزه‌هاي مختلف كتاب مقدس يهوديان، عقايد و احكام مختلف آيين يهود و به ويژه نظرات و احكام آن دين در مورد زنان مطرح گرديد كه به علت گستردگي آنها و نيز گستردگي پاسخ‌هايي كه دكتر حمامي و مهندس آبايي به آنها دادند؛ خلاصه كردن و طرح آنها در اين گزارش فشرده امكان‌پذير نيست. شرح كامل اين پرسش‌ و پاسخ‌ها پس از پياده شدن از نوار و تدوين آنها در وبلاگ خواهد آمد. بنابراين در اين گزارش كوتاه تنها به شرح اجمالي نظرات مطرح شده در بخش اول ميزگرد (كه آنها نيز عمدتا نقل به مضمون شده‌اند و عين جملات افراد حاضر در ميزگرد در شرح كامل خواهد بود) اكتفا مي‌گردد.

شايان ذكر است گفتگوي شفاهي و به طور ايستاده در حياط حسينيه ارشاد با افراد ميزگرد تا مدتي پس از پايان جلسه همچنان ادامه داشت.

جلسه آينده كلاس به خاطر تعطيلي كلاس‌هاي حسينيه ارشاد در مرداد ماه، روز چهارشنبه 31 مرداد ماه خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 11:12  توسط   | 

به نام خدا

مردسالاري آريايي يا احترام به زنان زرتشتي؟

 

سي‌امين جلسه از سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس به ميزگردي اختصاص داشت تحت عنوان «زن در آيين زرتشت» با شركت دكتر اردشير خورشيديان (پزشك – جراح چشم – نويسنده، رئيس انجمن موبدان زرتشتي ايران)، دكتر شهلا لاهيجي (پژوهشگر حوزه زنان، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان) و رضا عليجاني.

 

 

در اين ميزگرد، در ابتدا رضا عليجاني فشرده‌اي از بحث زن در آيين زرتشت را كه قبلا در كلاس مطرح كرده بود، عنوان ساخت (گزارش خلاصه جلسات و نيز متن كامل اين مباحث قبلا در وبلاگ آمده است).

آن گاه به پيشنهاد دكتر خورشيديان بحث را خانم شهلا لاهيجي آغاز كرد. وي در ابتدا با اشاره به نكته‌اي كه به استناد به وي در جزوه زن در آيين زرتشت آمده بود، اظهار داشت نظري كه در جزوه از قول وي آمده مي‌بايست از «زندگي و جامعه‌ زن‌سالارانه» به «جامعه زن‌محور» اصلاح شود و جامعه زن‌محور را جامعه‌اي دانست كه در آن تساوي حقوقي بين زن و مرد وچود دارد و از تبعيض و تفاوت خبري نيست.

وي در ادامه بااشاره به مطالعات تاريخي‌اش دو نظريه را مطرح ساخت. الف – قبل از آمدن آريايي‌ها به ايران، در ايران بزرگ آن زمان و در تمدن‌هاي همجوار، به ويژه تمدن بابلي و ايلامي تساوي كامل حقوقي زنان و مردان وجود داشته و زنان كاملا مورد احترام بوده‌اند؛ چرا كه زنان كاشف كشاورزي بوده‌اند، آنان لباس دوخته‌اند و بافته‌اند، سفالگري كرده‌اند و...

ب – آريايي‌ها، بنا به طبيعت و ضرورت‌هاي كوچ‌گري قومي مردسالار بوده‌اند و پس از آمدن آنها به ايران (و ديگر مناطق) در تعامل با فرهنگ زن‌محور پيشين نوعي فرهنگ مختلط و پارادوكسيكال شكل گرفته است. وي افزود من به تاريخ مردم توجه دارم نه تاريخ پادشاهان، آنها از مردم فاصله داشته‌اند. و به همين دليل اسكندر، اعراب، مغول‌ها به راحتي بر حكومت‌هاي ايراني غلبه كرده و ماندگار شده‌اند، اما مردم به حفظ زبان و فرهنگ خود پرداخته‌اند.

در ادامه دكتر خورشيديان با تأكيد بر ضرورت علمي بودن بحث‌ها اظهار داشت بايد از ديد انساني با مسائل برخورد كنيم، نه زن و مرد. و در مناطقي كه خانم لاهيجي به عنوان جوامع زن‌محور اشاره داشت، برده‌داري وجود داشته است (كه توسط كوروش آزاد شده‌اند) و طبيعتا در جامعه‌اي كه برده وجود دارد نمي‌توان تصور كرد كه زن‌محوري وجود داشته است. وي همچنين افزود نبايد به حكومت‌هاي ايراني امپراطوري بگوييم چون مناطق مختلف در ايران بزرگ آزاد و خودمختار بوده‌اند. وي در ادامه بحث خود، به تفكيك دين و مذهب پرداخت و دين خود را مزديسني و مذهب خويش را زرتشتي دانست.

دكتر خورشيديان، سپس به تفصيل درباره اهميت گاتاها در اوستا و اين كه فقط گاتاها اصيل است و بقيه نوشته موبدان بوده است، سخن گفت و اظهار داشت بجز گاتاها بقيه اوستا از سوي موبدان قابل تغيير است. گاتاها كتاب حقيقت و طريقت و بقيه (به ويژه ونديداد) كتاب شريعت است.

دكتر خورشيديان در ادامه به تفسيري روان‌شناختي و دروني از دو نيروي مقدس (وهومني و اهريمني) ادامه داد و آن دو را دو نيروي دروني انسان دانست، نه مسئله‌اي كيهاني و جهان‌شناختي. وي در ادامه اشاره كرد كه تساوي زن و مرد الزاما نبايد به معناي تساوي در نقش تلقي شود. آنگاه به تأثير شرايط محيط و نحوه زندگي در اين امر پرداخت و گفت مثلا در مناطقي كه زندگي راحت‌تر است (مثل شمال) با شرايطي كه زندگي سخت‌تر است (مثل يزد) نقش‌هاي متفاوتي براي زنان وجود  دارد.

آنگاه عليجاني نقدي كوتاه و پرسشي از دكتر خورشيديان مطرح ساخت و گفت چگونه است كه زرتشتي كه حداقل 30 سال دوران پيامبري‌اش بوده است فقط 17 هات از اوستا و هفده پاراگراف سخن گفته است و شما فقط همان محدوده را قبول داريد و بقيه را قابل تغيير مي‌دانيد. شما با تفسيري كه ارائه داديد كل اوستا را سيال كرديد در حالي كه در طول تاريخ مؤمنان زرتشتي همه كتاب اوستا را مقدس مي‌دانسته‌اند و به همه قسمت‌هاي آن معتقد بوده‌ و به آن عمل مي‌كرده‌اند و پورداوود نيز مي‌گويد بايد همه اوستا را قبول  داشت، حتي بخش ونديداد آن را. دكتر خورشيديان اين سؤال را مسئله مهمي دانست و در ادامه گفت ما هم به همه اوستا اعتقاد داريم و از ونديداد هم دفاع مي‌كنيم اما آنها در زمان خودشان درست و راهگشا بوده‌اند و افتخار ماست كه در آن دوران مسائل علمي و مهمي را در اين بخش‌هاي اوستا كشف كرده‌ايم. ولي امروزه بايد با فكرو علم امروز زندگي كرد.

در ادامه ميزگرد سؤالات متعددي از سوي حاضران (كه عمدتا معطوف به مباحث دكتر خورشيديان بود) مطرح گرديد. بخشي از اين سؤالات مربوط به زندگي زرتشت و قسمتي از آنان در رابطه با نحوه شكل‌گيري اوستا (مانند زمان و زبان آن، فاصله‌اش با زمان زرتشت و...) بود. اما اكثر سؤالات درباره مفاهيم و محتواي اوستا (از جمله در مورد كيهاني يا دروني بودن ايزدان اوستايي، مسئله سوشيانتها يا سه موعود زرتشتيان، مسئله استفاده از ادرار گاو، فتواي دفاع و جهاد در گاتاها، و شلاق زدن و زدن چوب به متهمان، مسئله ازدواج با افراد غيرزرتشتي، مسئله طبقات و كاست‌ها، مسئله معراج زرتشت،  امكان يا عدم امكان تغيير دين و...) و به خصوص در حوزه زنان (مانند نصفه بودن ارث زنان، تعدد زوجات و پادشازن و چاكرزن، ناپاك دانستن زنان در هنگام پريود و فاصله‌گيري حتي از نفس آنها، مسئله ازدواج با محارم، كمترين بودن ميزان مهر و پيمان بين زن و شوهر در ميان انواع مهر و پيمان‌ها و...) و نيز درباره نحوه و متدلوژي برخورد دكتر خورشيديان با كتاب مقدس (اوستا) و سيال كردن آن (و از جمله اينكه چه مسائلي در متن وجود داشته كه اجازه چنان برداشت‌هايي را در طول تاريخ مي‌داده است، مردانه بودن نگاه تفسيري به متن در طول تاريخ، نحوه شكل‌گيري انجمن موبدان و چگونگي برخورد با دگرانديشان داخلي، تقليل ثنويت كيهان‌شناختي به ثنويت اخلاقي توسط ايشان و...) و يا در باره تاريخ زرتشيان (مانند نحوه برخورد آنان با پيروان ديگر اديان مثل مسيحيان و ... و يا معتقدان و دگرانديشان داخلي مثل ماني و مزدك، نحوه و چگونگي رابطه با حكومت‌ها و دولت‌ها و پادشاهان وقت، علت عدم شكل‌گيري فرق داخلي و عدم تكثر فكري در ميان  زرتشتيان و...) بود. دكتر خورشيديان به همه سؤالات پاسخ داد كه به علت طولاني بودن و متنوع بودن آنها امكان شرح آن در اين گزارش فشرده وجود ندارد و پس از استخراج مباحث از نوارها، شرح كامل آن در وبلاگ خواهد آمد.

در پايان عليجاني، توضيح داد كه اين ميزگرد محل تلاقي افكار و آراء بوده است و مسئله نقد نظر است و نه نقد صاحب آن نظر و روابط دوستانه بين افراد همچون گذشته برقرار بوده و خواهد بود. آنگاه وي همان گونه كه جلسه را با جملات زيبايي از زرتشت آغاز كرده بود با جملاتي زيبا از زرتشت به پايان برد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 8:22  توسط   |