تبليغاتX
زن در متون مقدس - جزوه شماره یک : متن؛ بدون تفسیر

زن در متون مقدس

Zan Dar Motoone Moghadas

این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص دارد.

 

 

چرا «زن‌ در متون‌ مقدس‌»؟

 

 1 ـ زنان‌ نیمی‌ از جامعه‌ و خانواده‌اند. هر تغییری‌ در جامعه‌ و خانواده‌ بدون‌ مشاركت‌ زنان‌ (همچون‌ مردان‌) غیرممكن‌ است‌.

 2 ـ مهمترین‌ تأثیر انقلاب‌ ایران‌ ایجاد شكاف‌ در سنت‌ به‌ نفع‌ زنان‌ بود. امروز بستر مساعدتری‌ برای‌ زنان‌، در بین طرفداران مذهب سنتی‌ گرفته‌ تا گرایشات‌ غیرمذهبی‌، وجود دارد كه‌ نیاز به‌ استعلا دارد.

 3 ـ ضعف‌ تئوریك‌ جنبش‌ زنان‌ (به‌ ویژه‌ در رابطه‌ با مذهب‌) و وضعیت‌ پارادوكسیكالی‌ این‌ جنبش‌: نهضت‌ بیداری‌ و پس‌رفت‌ حقوقی‌.

 4 ـ نقش‌ مذهب‌ در جامعه‌ ایران‌ در همه‌ حوزه‌ها و لزوم‌ توجه‌ به‌ آن‌ به‌ عنوان‌ یكی‌ از نهادهای‌ مؤثر هم‌ توسط‌ مذهبی‌ها و هم‌ غیرمذهبی‌ها.

 5 ـ بررسی‌ و نقد متدلوژی‌ نواندیشان‌ مذهبی‌ در برخورد گزینشی‌ ـ پرشی‌ در مواجهه‌ با متون‌ مقدس‌ كه‌ با نقد لائیك‌ها از یك‌ سو و سنتی‌/بنیادگراها از سوی‌ دیگر و نظاره‌گری‌ جوانان‌ در این‌ میانه‌ همراه‌ شده‌ است‌ و لزوم‌ برخورد منطقی، باورپذیر، مؤثر و موفق‌ در این‌ رابطه‌.

 6 ـ شیوه رویكرد در برخورد با زن‌ در متون‌ مقدس‌ نمونه‌ای‌ از نوع‌ برخورد با مجموعه‌ مقولات‌ دیگری‌ چون‌ متون‌ مقدس‌ و حقوق‌ بشر، دموكراسی‌، عدالت‌، خشونت‌ و... خواهد بود.

 7 ـ برخورد با نگاه‌ واقع‌گرا، روندی‌ و تاریخی‌ با همه‌ پدیده‌ها از جمله‌ مباحث‌ فكری‌ و ایده‌های‌ نظری‌ و پرهیز از خطای‌ آناكورنیستی‌ و برخورد ناهمزمانه‌ با وقایع‌ تاریخی‌.

 8 ـ ایجاد بستری‌ برای‌ گفتگو و همسویی‌ بین دو نوع‌ روشنفكری‌ مذهبی‌ و عرفی‌ در ایران‌ در چارچوب‌ یك‌ برخورد پژوهشی‌.

 9 ـ تأثیرگذاری‌ نسبی‌ بر تحولات‌ دیالكتیكی‌ ذهنی‌ ـ عینی‌ در جامعه‌ متكثر كنونی‌ كه‌ سنت‌ و مذهب‌ در آن‌ همچنان‌ بسیار قوی‌ است‌ و مشاركت‌ در انباشت‌ تئوریك‌ در مرحله‌ تعلیق‌ استراتژی‌.

 10 ـ مشاركت‌ در پاسخ‌دهی‌ و حل‌ بحران‌ هویتی‌ ـ اخلاقی‌ فراگیر در جامعه‌ كنونی‌ ما و نیاز به‌ تجدید تعریف‌ و تجدید رابطه‌ با فرهنگ‌، هنجارها و پرنسیب‌های‌ اخلاقی‌ گذشته‌ جامعه‌مان‌.

 

 متن؛ بدون‌ تفسیر

 در نوشتاری‌ كه‌ پیش‌ رو دارید مستندات‌ و ارجاعات‌ سلسله‌ بحث‌های‌ زن‌ در متون‌ مقدس‌ آمده‌ است‌. در این‌ مجموعه‌ هر جا نام‌ و یادی‌ از زنان‌ در این‌ متون‌ آمده‌ استخراج‌ شده‌ و سپس‌ مطالب‌ استخراجی‌ طبقه‌بندی‌ گردیده‌ است‌. اما از آنجا كه‌ سعی‌ بر آن‌ بوده‌ تا این‌ مطالب‌ و مستندات‌، بی‌هیچ‌ شرح‌ و تفسیری‌ در اختیار مخاطبان‌ گرانقدر قرار گیرد تا آنها خود بتوانند بدون‌ پیش‌فرض‌ها و داوری‌های‌ نگارنده‌ بدان‌ رجوع‌ كرده‌ و در یك‌ برخورد پژوهشی‌ مستقل‌، «تحلیل‌ محتوا»ی‌ خاص‌ خود را داشته‌ باشند؛ تیتر و عنوانی‌ برای‌ قسمت‌های‌ مختلف‌ طبقه‌بندی‌ شده‌ ذكر نگردیده‌ است‌ و تنها بدین‌ خاطر كه‌ ترتیب‌ فیش‌ها و مفاهیم‌ و مطالب‌ استخراجی‌ از این‌ متون‌، به‌ خاطر طبقه‌بندی‌ بعدی‌، جابجا شده‌ و اینك‌ بر اساس‌ ترتیب‌ تدریجی‌ آنها در این‌ متون‌ نیست‌؛ هر قسمت‌ با خط‌چین‌هایی‌ از قسمت‌ بعدی‌ تفكیك‌ شده‌ است‌.

"موضوع‌ زن‌" یكی‌ از آیتم‌ها و موضوعات‌ مورد توجه‌ نگارنده‌ در مطالعه‌ پژوهشی‌ كلی‌تر درباره‌ "متون‌ مقدس‌" بوده‌ است‌. این‌ سیر مطالعات‌ و پژوهش‌ و تأمل‌ در مجموعه‌ای از‌ موضوعات‌ در متون‌ مقدس‌ در دو سال‌ زندگی‌ قرنطینگی‌ (از سال‌ 82 تا 84) برایم‌ فراهم‌ شد. زیست درونی‌ام‌ در دنیای‌ متون‌ (مقدس‌) و دیالوگ‌ با آنها، كه‌ گاه‌ در فضای‌ لذت‌بخش‌ همدلی‌ و گاه‌ در فضای‌ جدلی‌ منتقدانه‌ و حتی‌ معترضانه،‌ در طی‌ نشستن‌ها، ایستادن‌ها و به ویژه‌ قدم‌زدن‌های‌ مستمر صورت‌ می‌گرفت‌؛ معنابخش‌ زندگی‌ام‌ در آن‌ دوران‌ بود. لذت‌ از همین‌ زندگی‌ درونی‌ بود كه‌ سختی‌های‌ بیرونی‌ را كمرنگ‌ می‌كرد. امید است‌ بتوانم‌ دیگر موضوعات‌ و آیتم‌های‌ مورد مطالعه‌ را نیز با صاحب‌نظران‌ و دوستان‌ و علاقه‌مندان‌ گرانقدر در میان‌ بگذارم‌ و از نظرات‌ انتقادی‌، پژوهشی‌ و تحلیلی‌ آنها بهره‌مند شوم‌.

                در این‌ نوشتار تنها مستندات‌ و ارجاعات‌ بحث‌ آمده‌ است‌ و در نوشتار و جزوات‌ بعدی‌، به‌ تدریج‌ استنباط‌ها و برداشت‌های‌ از این‌ مستندات‌ خواهد آمد.

                رویكرد فكری‌ من‌ در مجموعه مطالب بر اساس نوع معرفت‌شناسی مورد پذیرشم (یعنی رئالیسم انتقادی دیالكتیكی‌)، چارچوب‌ یك‌ رویكرد وجودی‌ ـ اجتماعی‌ بوده‌ است‌. برخوردم‌ با متون‌ نیز برخوردی‌ تاریخی‌ ـ الهامی‌ (به‌ عبارت‌ دیگر پارادایمی‌ ـ الهامی‌)، در ضمنِ‌ نگاهی‌ انتقادی‌ به‌ برخوردهای‌ اجتهادی‌ ـ تأویلی‌، پدیدارشناختی‌، تماماً هرمنوتیكی‌ و... بوده‌ است‌.

                 با این‌ همه‌، محصول‌ نهایی‌ این‌ تلاش‌، در حد بضاعت‌ محدود من‌، این است و جز این نیست، نیست و تنها نكات‌ و نظراتی‌ پیشنهادی‌ است‌ برای‌ اندیشیدن‌. از این‌ رو سپاسگزار كسانی‌ خواهم‌ بود كه‌ نظرات‌ انتقادی‌، پژوهشی‌ و تحلیلی‌ خود را با نگارنده‌ در میان‌ بگذارند.

 رضا علیجانی‌ _  بهار 1385 


 

"زن‌" در ریگ‌ ودا

 

گزیده‌ ریگ‌ ودا

به‌ تحقیق‌ و ترجمه‌ دكتر جلالی‌ نائینی‌ ـ نشر نقره‌ ـ چاپ‌ دوم‌ ـ 1367

 

 ریگ‌ ودا (ریگ‌ بید)، ودای‌ منظوم‌ ـ نخستین‌ كتاب‌ مقدس‌ هندو و مهمترین‌ كتاب‌ از چهار كتاب‌ مقدس‌ آن‌ مذهب است‌ (ص‌544)

 

1  ـ در ستایش‌ اوشس‌

                 ... ای‌ بانوی‌ ثروتمند، ای‌ الهه‌ باستانی‌... (ماندالای‌ سوم‌ ـ سرود 61 ص‌ 36)

 ای‌ سرسوتی‌، ای‌ بهترین‌ مادران‌، ای‌ بهترین‌ رودخانه‌ها، ای‌ بهترین‌ الهه‌ها، ما مانند گذشته‌ شهرتی‌ نداریم‌، ای‌ مادر ما را تشخص‌ عطا فرما. (ماندالای‌ 2 ـ س‌ 41، ص‌ 74)

2  ـ ای‌ پدر «آسمان‌» و ای‌ مادر «زمین‌» و ای‌ برادر «آگنی‌»*... ما را شادی‌ بخشید...

 شما ای‌ خدایان‌ قابل‌ پرستش‌، ما را زیر دست‌ راهزن‌ و همسر او و هر كه‌ قصد آزار ما را دارد، قرار مدهید... (ماندالای‌6 ـ س‌ 51، ص‌ 66)

 * بیشتر از یك‌ چهارم‌ سرودهای‌ ریگ‌ودا در ستایش‌ اگنی‌ است‌. (ص‌ 187)

3  ـ آسمان‌ پدر و بوجود آورنده‌ من‌ است‌... زمین‌ وسیع‌ مادر من‌ است‌. (م‌ 1، س‌ 164، ص‌ 251)

4  ـ خدایان‌ ممكن‌ است‌ زن‌ و شوهری‌ باشند كه‌ با یك‌ فكر نذرها را تقدیم‌ كنند... (م‌ 8، س‌ 31، ص‌ 320)

                 و آن‌ها (زن‌ و شوهر) خدایان‌ را عبادت‌نمایند. (م‌ 8، س‌ 31، ص‌ 321)

5  ـ ای‌ آگنی‌ آنها و بانوانشان‌ را متحد ساز و شراب‌ عسل‌ به‌ آنها بنوشان‌. * (م‌ 1، س‌ 14، ص‌ 505)

  * منظور این‌ است‌ كه‌ خدای‌ اگنی‌ سایر خدایان‌ را با همسرانشان‌ به‌ قربانگاه‌ بیاورد. 

6  ـ خدایان‌ گرسنگی‌ را وسیله‌ كشتن‌ قرار نمی‌دهند، مرگ‌ بیشتر حتی‌ به‌ سراغ‌ مردان‌ سیر نیز می‌رود...

 رادمرد آن‌ است‌ كه‌ به‌ مستمندان‌ ناتوان‌ دوره‌گرد كه‌ در طلب‌ غذایند، كمك‌ كند. (م‌ 10، س‌ 117، ص‌ 14)

7  ـ در ستایش‌ اندرا

 این‌ منم‌ كه‌ نیروی‌ مردی‌ دیوان‌ را از ایشان‌ ربودم‌... (م‌ 10، س‌ 48، ص‌ 172)

8  ـ در ستایش‌ ویشنو و اندرا

 این‌ تقدیمی‌ها، نیروی‌ قدرت‌ و مردانگی‌ او را می‌افزاید... ما این‌ نیروی‌ مردانگی‌ آن‌ فرد قادر را می‌ستاییم‌... آنكه‌ با قدم‌های‌ وسیع‌ در سه‌ گام‌ تمام‌ كشورهای‌ زمین‌ را می‌پیماید. (م‌ 1، س‌ 155، ص‌ 422 و 423)

9  ـ ای‌ اگنی‌... به‌ ما پسری‌ ببخش‌ و اخلاف‌ ما زیاد شود. (م‌ 3، س‌ 1، ص‌ 101)

10  ـ در ستایش‌ اندرا

 به‌ آنها*  كمك‌ می‌نماید كه‌ پسر پیدا كنند تا چون‌ قهرمانان‌ به‌ جنگ‌ آیند. (م‌ 1، س‌ 8، ص‌ 234)

*  پرستندگان‌ خود یا قوم‌ آریایی‌

11 ـ در ستایش‌ ویشودوا

 من‌ در اینجا رئیس‌ را با هفت‌ فرزند نرینه‌اش‌ می‌نگرم‌ (م‌ 1، س‌ 164، ص‌ 241)

12 ـ در ستایش‌ عصاره‌ سوما

 چشمه‌ای‌ از شیر و عسل‌ برای‌ ما جاری‌ ساز، و منبعی‌ از گنج‌ها؛ و ما را پسری‌ قهرمان‌ و ثروتی‌ شادی‌بخش‌ بفرست‌. (م‌ 9، س‌ 97، ص‌ 304)

13 ـ ایندو... پسری‌ عطا خواهد كرد. (م‌ 9، س‌ 97، ص‌ 306)

14 ـ در ناحیه‌ خاور، دختر آسمان‌ با جامه‌هایی‌ از نور هویدا می‌شود. (م‌ 1، س‌ 124، ص‌ 310) 

15  ـ ... مانند كسی‌ كه‌ برادر ندارد در جستجوی‌ مردم‌ است‌. (م‌ 1، س‌ 124، ص‌311)

16 ـ صبحدم‌ چون‌ بانویی‌ مهربان‌ برای‌ شوهر خود متبسم‌، و با لباسی‌ نیكو از جمال‌ خویش‌ پرده‌ برمی‌دارد. (م‌ 1، س‌ 124، ص‌312) 

17  ـ در ستایش‌ رودرا

 باشد كه‌ او اسبان‌ ما را سلامت‌ دهد و قوچان‌ و میشان‌ ما را سعادت‌ بخشد و همچنین‌ مردان‌ و زنان‌ و گاوان‌ را. (م‌1، س‌ 43، ص‌ 447)

18  ـ در ستایش‌ رودرا

 بزرگی‌ را از ما مكش‌. و مادری‌ را در اینجا هلاك‌ مساز، و بدن‌های‌ عزیز ما را ای‌ رودرا زحمت‌ مرسان‌. (م‌1، س‌ 114، ص‌ 451)

19  ـ خطاب‌ به‌ سوما ـ رودرا

 هر یك‌ از هفت‌ گنج‌ بزرگ‌ خود را در خانه‌ای‌ جای‌ بدهید، و چهارپایان‌ و دوپایان‌ ما را بركت‌ بخشید. (م‌6، س‌ 74، ص‌456)

20  ـ ای‌ اندرا! نردیو* را بكش‌، و دیو ماده‌ را كه‌ در هنر جادویی‌ پیروزی‌ و شادی‌ می‌جوید، هلاك‌ ساز (م‌ 7، س‌ 104، ص‌480)

* دیو (كه‌ مشابه‌ ادب‌ فارسی‌ به‌ كار رفته‌ است‌) را نباید با دیوا كه‌ در زبان‌ سانسكریت‌ به‌ معنی‌ خدا و سرور آسمانی‌ و نورانی‌ است‌، اشتباه‌ كرد.

21  ـ من‌ شاعرم‌، تاتا (پدر) پزشك‌ است‌ و نانا (مادر) آسیا را می‌چرخاند. (ماندالای‌ نهم‌، سروده‌ 112، ص‌ 41)

22  ـ خطاب‌ به‌ قربانی‌ كننده‌

 [زن‌:]  من‌ تو را در اندیشه‌ خویش‌ می‌بینم‌ كه‌ با (مراسم‌ مقدس‌) در گفت‌ و گویی‌. از ریاضت‌ به‌ وجود آمده‌ای‌، و به‌ ریاضت‌ مشهوری‌،... تو كه‌ نسل‌ را دوست‌ داری‌، پس‌ نسل‌ (و فرزندان‌) بوجود آور.

 [مرد:]  من‌ تو را در فكر خود می‌بینم‌ كه‌ (به‌ جمال‌) می‌درخشی‌ و (نزدیكی‌ شوهر خویش‌ را) به‌ بدن‌ خود در موسم‌ معهود خواستاری‌؛ باشد تو كه‌ جوانی‌ به‌ سوی‌ من‌ آئی‌، تو كه‌ اولاد دوست‌ داری‌؛ پس‌ فرزند به‌ دنیا آور. (م‌10، س‌ 183، ص‌149 و150)

 خطاب‌ به‌ اگنی‌ ـ ماروت‌ها

  23ـ ... همچنین‌ واك*  (صدای‌ رعد) با آنهاست‌ مانند زنی‌ فصیح‌ و خوش‌ بیان‌ در افق‌ دور... (م‌ 1، س‌ 167، ص‌ 431)

* سخن‌، در اینجا صدای‌ رعد

 24 ـ هنگامی‌ كه‌ روداسی‌* ، الهی‌ با زلفان‌ آشفته‌ و فكری‌ مردانه‌ خواست‌ كه‌ به‌ دنبال‌ آنها رود...(م‌ 1، س‌ 167، ص‌ 432)

* همسر ماروت‌ها، برق‌

 25 ـ بانوی‌ خانه‌ خداوند توانا را می‌خواند كه‌ فشارندگان‌ سوما در منزل‌ او را تشویق‌ نموده‌اند*. او بهای‌ كمی‌ برای‌ شی‌ء گرانمایه‌ای‌ پیشنهاد می‌كند**. (م‌ 4، س‌ 24، ص‌ 496)

* ظاهراً معنی‌ این‌ بیت‌ این‌ است‌: هنگامی‌ كه‌ رئیس‌ قبیله‌ به‌ جنگ‌ رفته‌ است‌ زنش‌ اندرا را می‌خواند تا شوهرش‌ را حفظ‌ كند.

** مقصود چانه‌ زدن‌ بر سر دستمزدی‌ است‌ كه‌ باید به‌ روحانی‌ پرداخته‌ شود تا نظر مساعد اندرا را در قربانی‌ به‌ دست‌ آورد.

26  ـ در ستایش‌ سویتری‌

 سویتری‌ الهی‌ باسط‌الید برخاسته‌ و دستهای‌ خود را برای‌ شادی‌ همه‌ می‌گشاید (م‌ 2، س‌ 38، ص‌ 176)

27  ـ در ستایش‌ ویشوداها

  ... باشد كه‌ آنها راه‌ ما را به‌ سوی‌ شادمانی‌ نشان‌ دهند (م‌ 1، س‌ 90، ص‌ 210)

28  ـ ای‌ آگنی‌... تو در شادی‌ غنی‌ می‌باشی‌ (م‌ 1، س‌ 36، ص‌ 406)

29  ـ ای‌ مگهوان‌ * ... وجد و شادی‌ نما (م‌ 3، س‌ 60، ص‌ 437)

* خدای‌ نیكوكاری‌، نام‌ اندرا

 30 ـ خطاب‌ به‌ اندرا

 این‌ افشرده‌ شادی‌بخش‌، این‌ سومای‌  مطبوع‌ برای‌ شما فشرده‌ شده‌ است‌ تا از آن‌ بنوشید و شادی‌ كنید. (م‌ 4، س‌ 49، ص‌ 441)

31  ـ در ستایش‌ رودرا

 به‌ ما مهربان‌ باش‌ ای‌ رودرا،  و ما را شادی‌ بخش‌ (م‌ 1، س‌ 114، ص‌ 449)

32  ـ خطاب‌ به‌ سوما ـ رودرا

 ما را از غم‌ محفوظ‌ دارید (م‌ 6، س‌ 74، ص‌ 457)

33  ـ خطاب‌ به‌ اندرا سوما

  ... دیو بدخواه‌ را بسوزانید... آنها را كه‌ غم‌ بر غم‌ می‌افزایند (م‌ 7، س‌ 104، ص‌ 475)

34  ـ سرودهای‌ شاد و افكار مقدس‌ ما به‌ بالا گرایید زیرا شعله‌های‌ سوزنده‌ درخشان‌ صعود نموده‌اند (م‌ 1، س‌ 133، ص‌483)

35  ـ در ستایش‌ اشوین‌ها

 شما شیر گاو را چون‌ آب‌ جاری‌ ساختید؛ ای‌ اشوین‌ها، شما (زن‌) نازاد را به‌ نیروی‌ خویش‌ تقویت‌ كردید. (م‌ 1، س‌ 99، ص‌ 18)

36  ـ  [دزدان‌ و كسانی‌ كه‌ به‌ خانه‌ها دستبرد می‌زنند این‌ دعا را می‌خوانند تا سكنه‌ منزل‌ از خواب‌ بیدار نشوند!]

  ... ای‌ مادر بخواب‌ و بگذار پدر بخوابد، ای‌ سگ‌ و صاحب‌خانه‌ به‌ خواب‌... زنانی‌ كه‌ در حیاط‌ خوابیده‌اند، یا در بیرون‌ خفته‌اند، یا در تختخواب‌ها غنوده‌اند، بانوان‌ با عطر مطبوعشان‌، اینها و همه‌ را ما آرام‌ می‌سازیم‌ و می‌خوابانیم‌. (م‌ 7، س‌ 55، ص‌ 81)

37  ـ  [واك‌*]  به‌ دیگری‌ خود را با جمال‌ خویش‌ می‌نمایاند، همان‌ گونه‌ كه‌ زن‌ خوش‌لباسی‌ به‌ اشتیاق‌ خود را به‌ شوهر نشان‌ می‌دهد (م‌ 10، س‌ 71، ص‌ 121)

* كلام‌ مقدس‌

 38 ـ  ... نخ‌ خویش‌ را مانند پیره‌دختران‌ در نادانی‌ می‌ریسند (م‌ 10، س‌ 71، ص‌ 122)

39  ـ در ستایش‌ وایو

 تندبادهای‌ باد در دنبال‌ او  [وایو]   برمی‌خیزند و مانند زنانی‌ كه‌ به‌ سوی‌ انجمنی‌ روان‌ باشند، به‌ سوی‌ او رو می‌آورند. (م‌ 10، س‌ 168، ص‌ 130)

40  ـ آبهای‌ صاف‌ جریان‌ دارند و صدایی‌ از حركت‌ آنها بسان‌ آواز زنانی‌ كه‌ با یكدیگر فریاد می‌كشند، برمی‌خیزد (م‌ 4، س‌ 18، ص‌ 201)

41  ـ مانند (پسر) جوانی‌ كه‌ دختری‌ را دنبال‌ نماید، خورشید الهه‌ درخشان‌ صبح‌ را (دنبال‌ كرده‌ است‌). (م‌ 1، س‌ 115، ص‌ 205)

42  ـ ای‌ میترا، ای‌ ورونا، من‌ برای‌ سلامت‌ و ثروت‌ و داشتن‌ فرزندان‌ در ایام‌ راحت‌ و زحمت‌ نیایش‌ می‌كنم‌ (م‌ 5، س‌ 69، ص‌ 380)

43  ـ ای‌ بلای‌ بی‌فرزندی‌ از ما دور شو، و بگذار تا طریق‌ ما مملو از گاوان‌ و فرزندان‌ باشد. (م‌ 3، س‌ 54، ص‌ 389)

44  ـ خطاب‌ به‌ اوشس‌ (سپیده‌دم‌)

 آن‌ دوشیزه‌ قانون‌ نظم‌* را نمی‌شكند و همه‌ روزه‌ به‌ محل‌ معهود می‌آید. با غرور و زیبایی‌ مانند دوشیزه‌ای‌، تو ای‌ الهه‌ به‌ سوی‌ خدایی‌ كه‌ شایق‌ به‌ دست‌ آوردن‌ توست‌، می‌خرامی‌ و چون‌ با جوانی‌ و لبخند (تبسم‌) در برابر او به‌ روشنی‌ می‌درخشی‌، سینه‌ خویش‌ را آشكار می‌سازی‌. همچون‌ عروسی‌ زیبا كه‌ مادرش‌ او را آراسته‌ است‌ تو اندام‌ خود را می‌نمایی‌ تا همه‌ ترا بنگرند.

  ... نوید دولت‌ شادی‌ می‌دهد. (م‌ 1، س‌ 123، ص‌ 484)

* (ریتا= قانون‌ نظم‌، قانون‌ جاودانی‌)

45  ـ اندرا و اندرانی‌ (همسرش‌)

  ... هیچ‌ بانویی‌ بیش‌ از من‌ زیبایی‌ ندارد و نه‌ ثروتی‌ بیشتر از لذایذ عشق‌. هیچ‌ كس‌ با گرمی‌ بیشتری‌ جمال‌ خویش‌ را در آغوش‌ سرور (شوهر) خود تقدیم‌ نمی‌نماید.

  ... ای‌ بانو كه‌ تو را دستان‌ و بازوان‌ زیبا و چین‌ و شكن‌ زلف‌ پریشان‌ و سرین‌های‌ فربه‌ است‌،... من‌ پسرانی‌ قهرمان‌ دارم‌

 ای‌ «وری‌ شاكپایی‌» دولتمند كه‌ با پسران‌ و همسران‌ پسران‌ خود مبارك‌ گشته‌ای‌... دختر مانو*، پرشو*  (دختر مانو به‌ نام‌ پرشو) در یك‌ زادن‌ بیست‌ فرزند به‌ وجود آورد. هر چند بارش‌ موجب‌ غم‌ او شد. (م‌ 10، س‌ 86، ص‌ 352 تا 359)

*  مانو  [دختر]  به‌ وجود آورنده‌ نوع‌ بشر است‌ (ص‌ 359)

* پرشو به‌ معنای‌ دنده‌ می‌باشد. (ص‌ 359)

46  ـ وقتی‌ كه‌ سوریا به‌ سوی‌ خداوند (شوهر) خویش‌ رفت‌... (ص‌ 365)

  ـ سوما از دختر خواستگاری‌ می‌كرد و اشوین‌ها ساق‌ دوش‌ داماد بودند (366)

   ... در آن‌ هنگام‌ كه‌ سوریا به‌ خانه‌ شوهر خود نزدیك‌ می‌شد... عروس‌ را دست‌ به‌ دست‌ دادند (ص‌ 367)

   ... ای‌ خدایان‌ اتحاد زن‌ و شوهر كامل‌ باشد (ص‌ 369)

   ... من‌ تو را صدمه‌ نادیده‌ به‌ همسرت‌ تسلیم‌ می‌نمایم‌. (ص‌ 370)

   ... او (این‌ دختر) در میان‌ بخت‌ و فرزندان‌ خویش‌ با بركت‌ زندگی‌ كند و... به‌ خانه‌ شوهر خود برو و یار او باش‌... شاد زی‌ و با فرزندان‌ خود در اینجا كامیاب‌ باش‌، بر خانواده‌ خویش‌ در منزل‌ خود حكومت‌ كنی‌.

   ... به‌ روحانیون‌ براهمن‌ گنج‌ بخش‌. آن‌ ماده‌ دیو دور شده‌ است‌ و چون‌ همسری‌ در خدمت‌ شوهرش‌ می‌باشد (ص‌ 371) سوریا مستحق‌ لباس‌ عروسی‌ است‌ (ص‌ 372) من‌ دست‌ تو را برای‌ نیك‌ بختی‌ در دست‌ خود می‌گیرم‌. باشد كه‌ تو با من‌ (شوهرت‌) به‌ پیری‌ برسیم‌ (ص‌ 372) ای‌ پوشان‌، او را با بالاترین‌ موهبت‌ها بفرست‌ آن‌ كه‌ باید در همه‌ لذایذ و خوشی‌ها شریك‌ من‌ باشد. آن‌ كه‌ باید دست‌های‌ مهربان‌ خویش‌ را به‌ گردن‌ من‌ افكند و عشق‌ و آغوش‌ مرا بپذیرد. (ص‌ 373) ای‌ اگنی‌ زنی‌ فرزنددار عطا فرما (ص‌373) از هم‌ جدا مشوید. در اینجا زندگی‌ كنید و به‌ حد اعلای‌ زندگی‌ بشری‌ برسید. (ص‌ 374) با پسران‌ و نوادگان‌ در منزل‌ خویش‌ شادمان‌ باشید (ص‌ 374) نحوست‌ با تو به‌ خانه‌ شوهرت‌ وارد نگردد، برای‌ دوپایان‌ و چهارپایان‌ ما بركت‌ بیاور نه‌ چشم‌زخم‌. برای‌ رمه‌ نیكی‌ بیاور... ای‌ فرح‌انگیز، ای‌ قهرمان‌زا،... ای‌ اندرا، این‌ عروس‌ را با پسران‌ و خوشبختی‌ بركت‌ ده‌. او را ده‌ پسر ببخش‌ و بر خواهر و برادران‌ شوهرت‌ فرمانروایی‌ كن‌. (م‌ 10، س‌ 85)

47  ـ زن‌ شوهر خود را تنگ‌ در آغوش‌ می‌گیرد و در آغوش‌ یكدیگر نعمت‌ عشق‌ را به‌ هم‌ می‌دهند و می‌گیرند. (م‌1، س‌ 105، ص‌ 498)

48  ـ یم‌ و یمی‌  [آدم‌ و حوای‌ هندوان‌ (برخی‌ می‌گویند منظور شب‌ و روز است‌)[

   ... پسری‌ به‌ دست‌ آورد كه‌ خلف‌ پدرش‌ باشد (ص‌ 340)

   ... پس‌ بگذار روح‌ من‌ و تو به‌ یكدیگر بپیوندد و چون‌ شوهری‌ مهربان‌ همسر من‌ شو (ص‌ 340)

   ... خداوند ... ما را همسر یكدیگر ساخته‌ است‌... (ص‌ 341)

  چه‌ لاطائلاتی‌ به‌ مردم‌ خواهی‌ گفت‌ تا آنها را اغوا كنی‌؟

  عشق‌ یم‌ بر من‌ كه‌ یمی‌ هستم‌ مسلط‌ است‌ تا بتوانم‌ در كنار او بر یك‌ بستر بیارامم‌.

 · مرا (واگذار) ای‌ لاابالی‌ (بی‌بند و بار) و به‌ سوی‌ دیگر بشتاب‌.

  عمل‌ «یم‌» بر گردن‌ «یمی‌» باشد.

 · اما من‌ (اهل‌ آن‌ نیستم‌)، ای‌ زیبا، شوهر دیگری‌ بجوی‌ و بازوی‌ خود را بالش‌ همسر خویش‌ ساز.

  آیا وقتی‌ كه‌ هیچ‌ سروری‌ برای‌ زن‌ باقی‌ نماند باز هم‌ برادری‌ برجاست‌؟

  عشق‌ من‌، مرا به‌ گفتن‌ این‌ سخنان‌ ناگزیر می‌سازد، نزدیك‌ آی‌ و مرا تنگ‌ در آغوش‌ گیر.

 · من‌ دست‌ خود را به‌ دور تن‌ تو حلقه‌ نخواهم‌ كرد و وقتی‌ كسی‌ به‌ خواهر خود نزدیك‌ شود آن‌ را گناه‌ می‌خوانند.

  دریغا ای‌ یم‌ تو به‌ راستی‌ ضعیف‌ هستی‌. ما در تو اثری‌ از دل‌ و روح‌ نمی‌یابیم‌.

  · كس‌ دیگری‌ را در آغوش‌ گیر. ای‌ یمی‌ بگذار تا دیگری‌ مانند پیچك‌ كه‌ بر درخت‌ می‌پیچد تو را در آغوش‌ گیرد. دل‌ او را به‌ دست‌ آور و بگذار كه‌ او عشق‌ تو را تحصیل‌ نماید و او با تو پیوند مقدسی‌ به‌ وجود آورد. (ص‌ 343) (م‌10، س‌10)

49 - گفتگو میان‌ پورو راوسه‌*  و اوروشی**

پ‌: هلا ای‌ همسر من‌، ای‌ بانوی‌ سخت‌ دل‌، بایست‌ تا با یكدیگر محاجه‌ كنیم‌.

   ... افكار ما... هیچ‌ آرامشی‌ برای‌ ما نیاورده‌اند. (ص‌ 345)

   او شوهر خود را زندگی‌ و ثروت‌ بخشید... او خانه‌ای‌ كه‌ لذت‌ خویش‌ را در آن‌ یافته‌ بود، جستجو می‌كرد و شب‌ و روز آغوش‌ خداوندگار (شوهر) خود را می‌پذیرفت‌ (ص‌ 347)

 روزی‌ سه‌ بار همسر خود را در آغوش‌ می‌گرفتی‌ هر چند كه‌ او نوازشهای‌ مشتاقانه‌ تو را به‌ سردی‌ می‌پذیرفت‌... ای‌ پورو راوسه‌ من‌ به‌ امیال‌ تو تسلیم‌ گشتم‌. ای‌ قهرمان‌ تن‌ من‌.

 پ‌: چون‌ من‌ مرگ‌پذیر هم‌ آغوشی‌ این‌ دختران‌ آسمان‌ را كه‌ جامه‌ خویش‌ را كنده‌ و چون‌ مار برهنه‌ بودند طلبیدم‌؛ با ترس‌ از من‌ بگریختند.

 اُ: وقتی‌ مردی‌ كه‌ این‌ موجودات‌ جاوید را دوست‌ دارد و این‌ پریان‌ به‌ او اجازه‌ صحبت‌ می‌دهند مانند قو زیبایی‌ اندام‌ خویش‌ را بر او می‌نمایند و بسان‌ اسبان‌ بازیگوش‌ او را می‌مكند و گاز می‌گیرند...

 اُ: با زنان‌ هیچگونه‌ دوستی‌ پایداری‌ نیست‌. دل‌های‌ كفتاران‌ مانند دلهای‌ زنان‌ است‌.

  پ‌:به‌سوی‌ من‌ بازگرد، دل‌من‌ در اضطراب‌ است‌.(م‌10، س‌96، ص‌345 تا 351)

*  شاه‌       ** پری‌ آسمانی‌

50  ـ  [دعای‌ حرز برای‌ مصون‌ ماندن‌ از دیوان‌ و جادوگران]

  ... آن‌ زن‌ كه‌ بسان‌ جغد همه‌ شب‌ در گردش‌ است‌ و تن‌ خویش‌ را در میان‌ شرارت‌ و بدخواهی‌ خود مخفی‌ می‌سازد؛ باشد كه‌ او در غارهای‌ بی‌پایان‌ فروافتد، باشد كه‌ سنگهای‌ آسیا با غرشی‌ بلند دیوان‌ را نابود سازند. (م‌ 7، س‌ 481، ص‌ 479)

51  ـ از میان‌ خدایان‌ هیچكس‌ به‌ من‌ كمك‌ نكرد

 من‌ به‌ چشم‌ خود پستی‌ (ننگ‌) زنم‌ را دیدم‌ (م‌4، س‌ 18، ص‌ 204)

52  ـ بسان‌ زنان‌ رقیب‌ از هر سو، دنده‌ها*  مرا به‌ سختی‌ می‌فشارند (م‌ 1، س‌ 105، ص‌ 500)

*  ظاهراً منظور دیوارهای‌ چاه‌ زندان‌ می‌باشد.


 

اوپانیشاد

 

ترجمه‌ دارا شكوه‌ ـ به‌ سعی‌ و اهتمام‌ دكتر جلالی‌ نائینی‌ و دكتر تاراچند

انتشارات‌ علمی – چاپ چهارم (1381) – دو جلد

 

1  ـ  [پس‌ آن‌  هرن‌ گربهه‌  ـ مجمع‌ عناصر بسیط‌ ـ كه‌ تنها بود]  بر انبساط‌ و خوشحالی‌ خود قادر نگشت‌، آنگاه‌ زن*  را  [كه‌ سبب‌ خوشحالی‌ است‌] ، خواهش‌ كرد. به‌ همین‌ خواهش‌ خود را با زن‌ یك‌ جا یافت‌. چون‌ هنگام‌ خواهش‌ زن‌ بدن‌ خود را آن‌ پرش**  دو نیمه‌ ساخته‌ بود، نام‌ پرش‌ پت***  و نام‌ زن‌  پتنی‌  شد و مقوی‌ این‌ حرف‌ است‌ كه‌ پسر  جاگنوالك‌  در وقت‌ اظهار محبت‌ با زن‌ خود گفت‌ كه‌ بدن‌ مرد و زن‌، در رنگ‌ دو  دال****  یكدانة‌ نخود مخلوق‌ شده‌ است‌، تا مرد تنها است‌ نصف‌ نخود است‌، هر گاه‌ با زن‌ یك‌ جا شود، نخود تمام‌ شود.

                 و از آن‌ اجتماع‌ انسان‌ مخلوق‌ گشت‌.

                 از این‌ ماجرا  [ست‌روپا=حوا]  با خود اندیشید كه‌ این‌ "من‌"  [آدم‌]  با آنكه‌ از بدن‌ خود مرا پیدا كرد با من‌ یك‌ جا می‌شود  [و در این‌ فكر از بس‌ كه‌ آزرده‌ شد]  با خود گفت‌: اولی‌تر آنكه‌ از این‌ پرش‌ پنهان‌ شوم‌ بدین‌ قصد بصورت‌ ماده‌ گاو شد و "من‌" [در عشق‌ او]   به‌ صورت‌ گاو نر متمثل‌ شده‌ با او جمع‌ گشت‌ ـ از این‌ اجتماع‌ نوع‌ گاوان‌ پیدا شد ـ باز ست‌روپا(زن‌)  [به‌ قصد پنهان‌ شدن‌]  به‌ صورت‌ مادیان‌ گشت‌،... ماده‌ خر،... ماده‌ بز،... ماده‌ گوسفند تا صورتهای‌ جمیع‌ انواع‌ را طی‌ كردند و در آخر به‌ نوع‌ مورچه‌ منتهی‌ شد و از انسان‌ تا مورچه‌ همه‌ موجود شد.

 اپنكهت‌ برهدارنگ‌ ـ از ججربید ـ ادهیای‌ اول‌ ـ بخش‌ 4 ـ بند 3 و 4 ـ ص‌ 14

* در متن‌ سانسكریت‌ واژه‌ دوتییوم‌ یعنی‌ دوم‌ به‌ كار برده‌ شده‌ و دارا شكوه‌ آن‌ را زن‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌. (ص‌14)

**  پرش‌: از پیش‌ سوزانده‌ (گناهان‌ را) ـ بی‌گناه‌ ـ بی‌عیب‌ ـ شخص‌ ـ انسان‌.

*** در زبان‌ سانسكریت‌ پَت‌ به‌ معنی‌ دو تكیه‌، دو قطعه‌، و جفت‌ می‌باشد.

****  واژه‌ هندی‌ به‌ معنی‌ نصف‌ نخود

2  ـ مادر و پدر كه‌ عبارت‌ از زمین‌ و آسمان‌ است‌

 اپنكهت‌ برهدارنگ‌ ـ از ججربید ـ ادهیای‌ 6 ـ بخش‌ 2 ـ بند 2 ـ ص‌ 98

· برهما ـ خالق‌ ـ خدای‌ آفرینش‌ ـ... به‌ منزله‌ پدر نوع‌ بشر، او عمل‌ خود را به‌ وسیله‌ آمیزش‌ با دختر خویش‌ كه‌ به‌ نام‌های‌ مختلف‌ مثل‌ واچ‌ (كلام‌)، سرسوتی‌ (سخن‌ یا گفتار)، سندهیا (سپیده‌دم‌)، شت‌روپا (صد شكل‌) و... خوانده‌ شده‌، انجام‌ داده‌ است‌.(ص‌506 یج‌) و مانوی‌ اول‌ بوجود آمده‌ است‌ (ص‌ 544)

 نیروهای‌ او به‌ عنوان‌ خالق‌ به‌ خدایان‌ دیگر مثل‌ بشن‌، شیوا واگذار شده‌ و خود او در تاریكی‌ قرار گرفته‌ است‌. (ص‌506یج‌)

 ـ برخی‌ گفته‌اند او همسر مانو است‌ نه‌ مادر او (ص‌ 544)

 ـ بنابر قانون‌ مانو، برهما خود را به‌ دو بخش‌ نر و ماده‌ تقسیم‌ كرد و از آن‌ دو مانو بوجود آمد (ص‌544)

 ایچهوك‌ ـ پسر وی‌ و سوت‌ (خورشید) كه‌ از بینی‌ مانو هنگام‌ عطسه‌ پدید آمد (ص‌ 693)

· هندوان‌ یمی‌ را مادر آدمیان‌ می‌دانند=حوا (ص‌ 703)

· دكشا=نام‌ یكی‌ از پسران‌ برهما، گاهی‌ او را رئیس‌ می‌دانند. گاه‌ با خالق‌ یكی‌ شمرده‌ شده‌ است‌. بنا بر حماسة‌ مهابهارت‌، دكش‌ از شست‌ راست‌ و زنش‌ از شست‌ چپ‌ برهما بوجود آمدند. (ص‌ 705)

 دكش‌ اولین‌ موجود "نَرَ" بود و به‌ كمك‌ ریاضت‌ به‌ صورت‌ زن‌ زیبایی‌ درآمد و دختران‌ متعددی‌ بزایید. (ص‌ 706)