به نام خدا
مردسالاري آريايي يا احترام به زنان زرتشتي؟
سيامين جلسه از سلسله كلاسهاي زن در متون مقدس به ميزگردي اختصاص داشت تحت عنوان «زن در آيين زرتشت» با شركت دكتر اردشير خورشيديان (پزشك – جراح چشم – نويسنده، رئيس انجمن موبدان زرتشتي ايران)، دكتر شهلا لاهيجي (پژوهشگر حوزه زنان، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان) و رضا عليجاني.
در اين ميزگرد، در ابتدا رضا عليجاني فشردهاي از بحث زن در آيين زرتشت را كه قبلا در كلاس مطرح كرده بود، عنوان ساخت (گزارش خلاصه جلسات و نيز متن كامل اين مباحث قبلا در وبلاگ آمده است).
آن گاه به پيشنهاد دكتر خورشيديان بحث را خانم شهلا لاهيجي آغاز كرد. وي در ابتدا با اشاره به نكتهاي كه به استناد به وي در جزوه زن در آيين زرتشت آمده بود، اظهار داشت نظري كه در جزوه از قول وي آمده ميبايست از «زندگي و جامعه زنسالارانه» به «جامعه زنمحور» اصلاح شود و جامعه زنمحور را جامعهاي دانست كه در آن تساوي حقوقي بين زن و مرد وچود دارد و از تبعيض و تفاوت خبري نيست.
وي در ادامه بااشاره به مطالعات تاريخياش دو نظريه را مطرح ساخت. الف – قبل از آمدن آرياييها به ايران، در ايران بزرگ آن زمان و در تمدنهاي همجوار، به ويژه تمدن بابلي و ايلامي تساوي كامل حقوقي زنان و مردان وجود داشته و زنان كاملا مورد احترام بودهاند؛ چرا كه زنان كاشف كشاورزي بودهاند، آنان لباس دوختهاند و بافتهاند، سفالگري كردهاند و...
ب – آرياييها، بنا به طبيعت و ضرورتهاي كوچگري قومي مردسالار بودهاند و پس از آمدن آنها به ايران (و ديگر مناطق) در تعامل با فرهنگ زنمحور پيشين نوعي فرهنگ مختلط و پارادوكسيكال شكل گرفته است. وي افزود من به تاريخ مردم توجه دارم نه تاريخ پادشاهان، آنها از مردم فاصله داشتهاند. و به همين دليل اسكندر، اعراب، مغولها به راحتي بر حكومتهاي ايراني غلبه كرده و ماندگار شدهاند، اما مردم به حفظ زبان و فرهنگ خود پرداختهاند.
در ادامه دكتر خورشيديان با تأكيد بر ضرورت علمي بودن بحثها اظهار داشت بايد از ديد انساني با مسائل برخورد كنيم، نه زن و مرد. و در مناطقي كه خانم لاهيجي به عنوان جوامع زنمحور اشاره داشت، بردهداري وجود داشته است (كه توسط كوروش آزاد شدهاند) و طبيعتا در جامعهاي كه برده وجود دارد نميتوان تصور كرد كه زنمحوري وجود داشته است. وي همچنين افزود نبايد به حكومتهاي ايراني امپراطوري بگوييم چون مناطق مختلف در ايران بزرگ آزاد و خودمختار بودهاند. وي در ادامه بحث خود، به تفكيك دين و مذهب پرداخت و دين خود را مزديسني و مذهب خويش را زرتشتي دانست.
دكتر خورشيديان، سپس به تفصيل درباره اهميت گاتاها در اوستا و اين كه فقط گاتاها اصيل است و بقيه نوشته موبدان بوده است، سخن گفت و اظهار داشت بجز گاتاها بقيه اوستا از سوي موبدان قابل تغيير است. گاتاها كتاب حقيقت و طريقت و بقيه (به ويژه ونديداد) كتاب شريعت است.
دكتر خورشيديان در ادامه به تفسيري روانشناختي و دروني از دو نيروي مقدس (وهومني و اهريمني) ادامه داد و آن دو را دو نيروي دروني انسان دانست، نه مسئلهاي كيهاني و جهانشناختي. وي در ادامه اشاره كرد كه تساوي زن و مرد الزاما نبايد به معناي تساوي در نقش تلقي شود. آنگاه به تأثير شرايط محيط و نحوه زندگي در اين امر پرداخت و گفت مثلا در مناطقي كه زندگي راحتتر است (مثل شمال) با شرايطي كه زندگي سختتر است (مثل يزد) نقشهاي متفاوتي براي زنان وجود دارد.
آنگاه عليجاني نقدي كوتاه و پرسشي از دكتر خورشيديان مطرح ساخت و گفت چگونه است كه زرتشتي كه حداقل 30 سال دوران پيامبرياش بوده است فقط 17 هات از اوستا و هفده پاراگراف سخن گفته است و شما فقط همان محدوده را قبول داريد و بقيه را قابل تغيير ميدانيد. شما با تفسيري كه ارائه داديد كل اوستا را سيال كرديد در حالي كه در طول تاريخ مؤمنان زرتشتي همه كتاب اوستا را مقدس ميدانستهاند و به همه قسمتهاي آن معتقد بوده و به آن عمل ميكردهاند و پورداوود نيز ميگويد بايد همه اوستا را قبول داشت، حتي بخش ونديداد آن را. دكتر خورشيديان اين سؤال را مسئله مهمي دانست و در ادامه گفت ما هم به همه اوستا اعتقاد داريم و از ونديداد هم دفاع ميكنيم اما آنها در زمان خودشان درست و راهگشا بودهاند و افتخار ماست كه در آن دوران مسائل علمي و مهمي را در اين بخشهاي اوستا كشف كردهايم. ولي امروزه بايد با فكرو علم امروز زندگي كرد.
در ادامه ميزگرد سؤالات متعددي از سوي حاضران (كه عمدتا معطوف به مباحث دكتر خورشيديان بود) مطرح گرديد. بخشي از اين سؤالات مربوط به زندگي زرتشت و قسمتي از آنان در رابطه با نحوه شكلگيري اوستا (مانند زمان و زبان آن، فاصلهاش با زمان زرتشت و...) بود. اما اكثر سؤالات درباره مفاهيم و محتواي اوستا (از جمله در مورد كيهاني يا دروني بودن ايزدان اوستايي، مسئله سوشيانتها يا سه موعود زرتشتيان، مسئله استفاده از ادرار گاو، فتواي دفاع و جهاد در گاتاها، و شلاق زدن و زدن چوب به متهمان، مسئله ازدواج با افراد غيرزرتشتي، مسئله طبقات و كاستها، مسئله معراج زرتشت، امكان يا عدم امكان تغيير دين و...) و به خصوص در حوزه زنان (مانند نصفه بودن ارث زنان، تعدد زوجات و پادشازن و چاكرزن، ناپاك دانستن زنان در هنگام پريود و فاصلهگيري حتي از نفس آنها، مسئله ازدواج با محارم، كمترين بودن ميزان مهر و پيمان بين زن و شوهر در ميان انواع مهر و پيمانها و...) و نيز درباره نحوه و متدلوژي برخورد دكتر خورشيديان با كتاب مقدس (اوستا) و سيال كردن آن (و از جمله اينكه چه مسائلي در متن وجود داشته كه اجازه چنان برداشتهايي را در طول تاريخ ميداده است، مردانه بودن نگاه تفسيري به متن در طول تاريخ، نحوه شكلگيري انجمن موبدان و چگونگي برخورد با دگرانديشان داخلي، تقليل ثنويت كيهانشناختي به ثنويت اخلاقي توسط ايشان و...) و يا در باره تاريخ زرتشيان (مانند نحوه برخورد آنان با پيروان ديگر اديان مثل مسيحيان و ... و يا معتقدان و دگرانديشان داخلي مثل ماني و مزدك، نحوه و چگونگي رابطه با حكومتها و دولتها و پادشاهان وقت، علت عدم شكلگيري فرق داخلي و عدم تكثر فكري در ميان زرتشتيان و...) بود. دكتر خورشيديان به همه سؤالات پاسخ داد كه به علت طولاني بودن و متنوع بودن آنها امكان شرح آن در اين گزارش فشرده وجود ندارد و پس از استخراج مباحث از نوارها، شرح كامل آن در وبلاگ خواهد آمد.
در پايان عليجاني، توضيح داد كه اين ميزگرد محل تلاقي افكار و آراء بوده است و مسئله نقد نظر است و نه نقد صاحب آن نظر و روابط دوستانه بين افراد همچون گذشته برقرار بوده و خواهد بود. آنگاه وي همان گونه كه جلسه را با جملات زيبايي از زرتشت آغاز كرده بود با جملاتي زيبا از زرتشت به پايان برد.

