به نام خدا
توحيد و عدالت جنسيتي (فمنيسم شخصمحور، انسانمحور، جمعمحور و عشقمحور)
سي و چهارمين جلسه از سلسله كلاسهاي «زن در متون مقدس»، آخرين جلسه كلاس بود. اين جلسه به بررسي تطبيقي و خروجي نهايي بحث زن در متون مقدس اختصاص داشت.
رضا عليجاني اين جلسه را با قطعاتي از شعر سهراب سپهري آغاز كرد كه ميگويد چشمها را بايد شست، زير باران بايد رفت. وي 17 ماه كلاس در 34 جلسه، 85 ساعت و با استناد به 560 فاكت از كتب مقدس را، زير باران رفتن و شستن فكر و خاطره از دين و زن در متون مقدس و در پي آواز حقيقت دويدن ناميد. آنگاه فشردهاي از مباحث و زاويه نگاه خود را مبني بر مصلح بودن رسولان و ايجاد گامها و جهشهايي به نفع زنان، هم در تبيينات و هم در قوانين توضيح داد. البته افزود رسولان در «نگرش» بيشتر از «قواعد و قوانين» اصلاح نمودهاند. وي به دوصدايي بودن متون، براي انسان جديد، و انواع برخوردها با اين دوصداييهعا نيز اشاره كرد و بر ضرورت نگاه تاريخي به متون تأكيد نمود و گفت نگاه و برخورد تاريخي ديد ما را بازتر و به حقيقت نزديكتر ميكند تا عمق اين اصلاحها را بفهميم. و افزود وقتي ميتوان مقوله زن در اديان را خوب فهم كرد كه به جايگاه زن در اساطير، و سير تاريخي شعر و ادبيات و فلسفه نيز توجه نمود.
وي آنگاه به بررسي مقايسهاي و تطبيقي اديان از روي جداولي كه قبلا در جزوات مختلف، درباره اديان مختلف، پيرامون نكات نااينزمانه و اينزمانه هر يك از اديان تهيه شده بود، و در اين جلسه به طور يك جا و در كنار هم در اختيار حضار قرار داشت، پرداخت.
عليجاني دو نقطه مشترك اساسي همه اديان درباره زن را «همسرشتي زن و مرد» و «رابطه محبتمحور زن و شوهر» دانست. اما افزود در كنار اين دو نقطه صداي متفاوتي نيز از همه متون به گوش ميرسد و آن برتري پسر بر دختر و مذكر بر مؤنث و تقسيم نقش اجتماعي بر اين اساس و نيز برتري و رياست و سرپرستي شوهر در خانواده و لزوم اطاعت زن از مرد و تقسيم نقش خانوادگي بر اين مبناست.
وي آنگاه بر اساس جداول ارائه شده به مميزات مهم اين زمانه و نااينزمانه هر يك از اديان اشاره كرد. در آئين هندو تبديل به زن شدن به عنوان مجازات در تناسخ يا به معناي دوم بودن واژه زن (دوتيوم) و برخي موارد ديگر را به عنوان مميزات نااينزمانه و اينزمانه اين آئين و تجلي يكسان خداوند در زن و مرد را از مهمترين مميزات اينزمانه آئين هندو دانست. همين مسئله را در مورد آئين زرتشت به ترتيب زاده ديو بودن زن، كمترين ميزان مهر (و عهد و پيمان) بين زن و شوهر و...؛ و همرديفي زنان و مردان (در ستايش، كنش و پاداش) و...؛ در آئين يهود به ترتيب مجازات و محكوميت ازلي زن به رياست مرد و تبعيت از او و...، و نبوت زنان و چشمانداز آرماني تساويجويانه؛ و در آئين مسيحيت به ترتيب محكوميت زن به تبعيت ابدي از مرد، نگاه كاستي و سلسله مراتبي عمودي جنسيتي به زنان، سختگيري و تلقي تابويي از طلاق و...؛ و زن و مرد فرزندان خدا و...؛ و در آئين اسلام به ترتيب نگاه جسممحور به زنان، تعدد زوجات و ...؛ و داستان خلقت تساوينگرانه، ذكر همپاي مردان و زنان، به رسميت شناختن استقلال اقتصادي – سياسي و ...؛ معرفي نمود.
عليجاني آنگاه با اشاره به سير و تاريخ اديان مختلف از «متون» اديان به «پيروان» اديان پرداخت و توضيح داد يهوديان و زرتشتيان به علت سير طولاني تاريخيشان و تبديل شدن به يك اقليت پس از نابودي دولتهايشان و...، به تدريج رفرمهاي زيادي نسبت به مواردي كه در متونشان آمده، انجام دادهاند. مسيحيان نيز (بويژه در جوامع غربي) در قرون معاصر، به علت پيشرفت اقتصادي و فكري و اجتماعي جامعهشان و در ارتباط متقابل با دوران و انديشه و مناسبات مدرن، تغييرات زيادي در عناصر و قواعدشان دادهاند. اما مسلمانان هم به علت در اقليت نبودن و برخورداري از قدرت مستقل، هم به علت پايداري سنتهاشان و نيز به علت عدم رشد و توسعه كافي اقتصادي و همچنين به خاطر ذكر جزئيتر احكام در متونشان؛ رفرمهاي كمتري را در عقايد و احكامشان دادهاند. هر چند در قرن اخير در جوامع مختلف، مسلمانان نيز دست به اصلاحاتي تدريجي زدهاند. اما در كل مسلمانان در تبيينات (بويژه به واسطه داستان خلقت تساويگرايانهشان) هموارترين راه را براي استيفاي حقوق زنان در پيش دارند، اما در قواعد و احكام، بنا به دلايل بالا، دشوارترين راه را دارند. اما مسيحيان در تبيينات (به علت نگاه كاستي و سلسله مراتبي عمودي و نيز محكوميت زنان به تبعيت ابدي از مردان) دشوارترين راه و در قواعد و احكام (بخاطر قلت احكامشان در متن و نيز سير تاريخيشان در قرون جديد) هموارترين راه را دارند. وي در اين بخش توضيح داد در برخي اديان (مثل زرتشت و يهود) نكات مشكل ساز جدي در متونشان وجود دارد، اما به مرور زمان به نقاط غيرفعال و عبورشدهاي تبديل گرديده است. وي آنگاه به صورت جزئي به مهمترين مشكلاتي كه اينك زنان پيرو اديان، در رابطه با حقوق خويش دارند (مانند تعدد زوجات، سنگسار، جهيزيه – در اديان هندو – طلاق و...) به تفكيك هر يك از اديان اشاره نمود.
بحث بعدي روشهاي نوگرايي و مواجهه با دوصداييهاي اديان، در مسئله زنان، بود. كه طي آن عليجاني به مرور و جمعبندي چهار ميزگرد گفت و شنود با صاحبنظران اديان پرداخت. وي محور اين جمعبندي را نوع مواجهه با مسئله تفاوت (و تبعيض) نهفته در همه متون دانست كه ضمن اصلاحات جدي به نفع زنان، اما، همچنان برتري مردان، متأثر از فرهنگ و مناسبات قوي حاكم بر دوران اديان، در آنان مشاهده ميشود. وي دو نكته مشترك در بين همه صاحبنظران شركتكننده در چهار ميزگرد را اين دانست كه همگي برخورد دينشان را با زنان در مجموع مثبت و به نفع زنان ميدانستند و همچنين در وهله اول با برخوردي گزينشي تنها به نكات مثبت و اينزمانه دينشان اشاره مينمودند. اما در برخورد آنها با تفاوتها، دو رويكرد قابل مشاهده بود. الف – نپذيرفتن وجود تفاوت بويژه در توضيح و تبيين آنها (به طرق مختلف از جمله: بياطلاعي يا بيتوجهي به اين موارد، طفره رفتن از پاسخ به برخي پرسشها، تكذيب برخي موارد، توجيه متكلفانه بعضي موضوعات، تغيير و تحريف برخي مفاهيم و...). ب – پذيرفتن صريح يا تلويحي تفاوتها. اما در اين قسمت نيز برخوردهاي گوناگوني صورت ميگرفت (مانند ذاتي و ابدي دانستن برخي تفاوتها از سوي بعضي از آن صاحبنظران، استفاده از برخي تمهيدات و حيل شرعي مثل شروط ضمن عقد، تغيير معنا و مفهوم، تغيير در مرجعيت متون و منابع و سيال كردن بخشي از آنها، اجتهاد در ذيل متون اصلي با تأكيد بر تغيير موردي احكام با توجه به تغيير شرايط و بالاخره تحليل همه مفاهيم و احكام در بستر تاريخي و تفكيك فرم محتوا در آنها).
عليجاني سه نوع نتيجه و خروجي مباحث آن صاحبنظران را چنين برشمرد: عدم تعديل و توجيه ثبات و ابديت احكام؛ تعديل آنها؛ و تغيير آن احكام و قواعد. وي در ادامه به سه نحوه برخورد كلي با متون نيز اشاره نمود: «احياء» ميراث كه رويكردي محافظهكارانه است، «بازخواني» با اجتهاد و تأويل كه رويكرد اصلاحگرانه رفرميستي است و «بازسازي» بر اساس نگاه تاريخي – الهامي كه رويكردي مصلحانه يا اصلاح انقلابي است.
بحث بعدي «مشكلات امروزين زنان (در ايران) و سطوح گوناگون برخورد با آنها» بود. عليجاني در اين قسمت به صورت جزئي به مشكلات زنان ايراني (از تعدد زوجات و طلاق مردمحور و... گرفته تا مسئله سن بلوغ و سن مسئوليت كيفري، قوانين تابعيت و ...) اشاره نمود. وي در ادامه شش سطح برخورد با اين مشكلات را توضيح داد:
1- برخورد ضدديني كه كاركرد مذهب در گذشته و حال را منفي ميداند. و برخوردي ضدي و حذفي با مذهب دارد.
2- برخورد غيرديني كه كاركرد مذهب را در گذشته مثبت و اينك منفي ميداند و حداقل در حوزه سياست و قدرت خواهان حذف مذهب است.
3- برخورد نوگرايانه مذهبي، از نوعي كه كاركرد مذهب را در گذشته مثبت و امروزه دوصدايي (و نه صرفا منفي) ميداند. و از نظر استراتژيك نيز معتقد است قوانين در جوامع بايد به عقل جمعي و سازوكارهاي دموكراتيك سپرده شود، اما پيروان اديان نيز ميتوانند با اتكاء به توحيد و عدالت جنسيتي نهفته در متون، در اصلاح قوانين و استيفاي حقوق زنان، به اندازه خود، سهم و نقش داشته باشند.
4- مشاركت در استيفاي حقوق زنان و تبديل قوانين به نفع آنها با ارائه قرائتهاي موردي جديد.
5- تبليغ نظرگاه تساويجويانه درباره زن و مرد، اما اگر تفاوتي ريشه قرآني يا روايي مستحكمي دارد، آن امر مبتني بر امري ذاتي و نه موقعيتي است و نبايد تغيير كند.
6- همه آنچه در متون، روايات و فقه آمده نظر شارع و فراتر از عقل ماست و بايد به طور كامل مورد استناد قرار گيرد.
عليجاني آنگاه افزود مشكلات برشمرده شده در مورد زنان، برخي ريشه در متن دارند، بعضي در روايت و فقه و بعضي تنها در فقه. و برخورد با اين سه لايه ميتواند متفاوت باشد.
وي انگاه از يك منظر استراتژيك تأكيد كرد رويكردهايي (چون رويكرد اول و دوم) كه نميخواهند برخوردهاي فكري مذهبي در حل معضلات زنان مشاركت داشته باشند از نقش مذهب در جامعه و حكومت ايران غافلند و بدان كم بها ميدهند. وي افزود در هر يك از موارد يادشده از مشكلات زنان، با توجه به اينكه هر يك از رويكردهاي ششگانه (بويژه رويكردهاي 3 تا 6) طرفداران و پيروان خاص خود را دارند، و از منظر استراتژيك ضرورت دارد نيروي هر چه بيشتري را براي استيفاي حقوق زنان همسو و همراه كرد؛ بنابراين ميتوان از تنوع استدلالها و زبانها (اعم از احياگري، بازخواني و بازسازي) استفاده نمود.
آخرين عنوان بحث كلاس اين بود كه «آيا اينك اديان در مسئله زنان سخن و پيامي براي ما دارند؟» عليجاني در رابطه با اين پرسش گفت پاسخ اين سؤال براي جوامع مختلف فرق ميكند و مثلا در افغانستان يا برخي كشورهاي خليج يا آفريقايي و...، تأكيد بر اين كه دختر و پسر فرقي ندارند و يا زنان همچون مردان استقلال اقتصادي و سياسي دارند و...، بسيار اثرگذار است و سخن و پيامي راهگشاست. اما براي كشورها و جوامع پيشرفتهتر و كلا براي انسان معاصر و جنبش فمنيستي نيز اديان سخنها و پيامهايي دارند و زنان (يا مردان) پيرو اديان كه در اين جنبشها مشاركت دارند و يا با آنها همسو هستند، حداقل ميتوانند به چهار پيام اصلي و جهتنما و راهنمون تكيه كنند:
1- زن و مرد به مثابه شخص نه شيئ. وي توضيح داد هر چند زيبايي، لذت، لذت جنسي و... نيز بخشي از واقعيت زندگي است اما تقليل روابط زن و مرد، و به ويژه زنان به شيئ جنسي مغاير آموزههاي اديان است. امروزه سكس، عشق را از بين برده است. (فمنيسم شخصمحور نه شيئمحور)
2- مسئله فمنيستهاي مذهبي، «انسان» است نه مرد يا زن. البته آنها ضمن توجه به اين منظر، بر اين امر وقوف جدي دارند كه زنان در طول تاريخ تحت ستمي مضاعف (طبقاتي و جنسيتي) بودهاند (فمنيسم انسانمحور نه زنمحور)
3- زندگي اخلاقي يعني فراتر از خود و «من» رفتن. در اين راستا براي زن (يا مرد)، علاوه بر خود، كودكان، خانواده و جامعه نيز مطرح است. البته تأكيد بر خانواده يا جامعه به معناي كوتاه آمدن زنان از حقوقشان نيست اما توجه به نقد و نفي «من»محوري و خودگرايي مطلق است (فمنيسم جمعمحور، نه منمحور).
4- رابطه زن و مرد در خانواده و جامعه بايد عشقمحور باشد نه ضدي و نفيي و نفرتمحور. زنان نيز در مسير و جنبش حقخواهانه خويش نبايد به نفرت و ضديت با مردان بيفتند بلكه ضمن پافشاري و پيگري با مطالبات حقوق خويش اما بايد مهرگرا و عشقمحور باشند (فمنيسم عشقمحور نه خشم و نفرت محور).
عليجاني در پايان به نقش دوگانه مثبت و منفي تاريخي پيروان اديان اشاره نمود، اما تأكيد نمود پيروان اديان، بويژه از منظر توحيد و عدالت جنسيتي بايد در مسير استيفاي حقوق زنان مشاركت و جديت نمايند و قالبها و رفرمهاي تاريخي اديان را به نفع هدف و روح انساني و تساويجويانه آنها تغيير دهند. چشمها را بايد شست، جورديگري بايد ديد. وي در انتها گفت اما حكايت همچنان باقي است، حكايت ستم و تبعيض سياسي، طبقاتي و جنسيتي كه بايد در راه رفع و حل آنها تلاش و مبارزه نمود.
جمله پاياني عليجاني در كلاس اين بود: دلم براي همهتان تنگ ميشود.
در اين جلسه حاضران از طريق يك فرم نظرخواهي، آرا و پيشنهادات و انتقادات خويش در مورد اجزاء مختلف كلاس را با گردانندگان كلاس در ميان گذاشتند.
